دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دوستی جاودانه(9)

اگر ديدي خدا نيست، دوستي ات ارزش و دوامي ندارد. مثل اينکه علي(ع)، قانون عقلي پيش کشيده است که هر رفاقتي بر محور غيرخدا گمراهي است و اعتماد به آن محال است.
دوستی جاودانهʉ)
دوستی جاودانه(9)

پرسش و پاسخ

پرسش:

در بعد رفاقت و دوستي کدام سبب و مبنا مي تواند پايداري و جاودانگي دوستي را تضمين نمايد؟

پاسخ:

در روايات داريم که کدام سبب است که هيچ وقت از بين رفتني نيست، روايتي از علي(ع) است که فرمودند: «من لم تکن مودته في الله فاحذره کل موده مبنيه علي غير ذات الله ضلال و الاعتماد عليها محال»، ببين سبب محبت چيست؟ اگر ديدي خدا نيست، دوستي ات ارزش و دوامي ندارد. مثل اينکه علي(ع)، قانون عقلي پيش کشيده است که هر رفاقتي بر محور غيرخدا گمراهي است و اعتماد به آن محال است.

ما روايات متعدده در باب حب في الله و بغض في الله داريم، آن هايي که اهلش هستند می‌دانند که آن روايات چه مي خواهند بگويند. يعني دوستي و دشمني بر محور خدا باشد. با فلاني رفيقم؛ چون آدم مورد اعتمادي است و کذا و اين حرف ها، از نظر زندگي دنيايي به من ضرر نمي زند، نفع هم به من مي رساند. با اين دشمنم؛ براي اينکه اين کمکم نمي کند. همه اين حرف ها بر محور دنيا است.

اگر از اين منظري که من گفتم، توجه کنيد مي بينيد يک بعد اين حب هيچ ارزشي ندارد. آن حبي ارزشمند است که دوام داشته باشد، محورش چيزي باشد که دائم و زوال ناپذير است. در ميان تمام موجودات نيز آن کسي که زوال نمي پذيرد، الله تعالي است. لذا اين حب و اين دوستي جاودانه است، در هيچ نشيب و فرازي از بين نمي رود.

دوستی برای خدا

قرآن کريم راجع به شفاعت مؤمنين در قيامت، ذيل آن آيه شريفه «الاخلاء يومئد بعضهم لبعض عدو الا المتقين» به اين معنا اشاره مي کند که غير متقين در قيامت دشمن مي شوند. با مرگ تمام پيوندها قطع مي شود، يعني وقتي انسان از اين دنيا رفت، تمام اين پيوندها و علاقه ها قطع مي شود، اما يک پيوند مي ماند، آن پيوندي که بر محور الله تعالي باشد باقي مي ماند؛ لذا ما در بحث رفاقت مي بينيم که تأکيد مي کنند مراقب باش رفيقت را براي خدا دوست داشته باشي، نه براي خودت.

يک وقت هست تو را براي خودم مي خواهم، يک وقت تو را براي خدا مي خواهم، اينها فرق مي کند. اينهايي که اينجا هست براي خودم است؛ اينها خوب است نه اينکه بد باشد، چون اين رفيق در سختي ها کمکم مي کند، کلاه سرم نمي گذارد، همه چيزهايش درست است. اما اين دلايل براي انتخاب دوست، معنايش اين است که من دوست را براي خودم مي خواهم؛ چون به من ضرر نمي زند، نفع هم به من مي رساند. در دنيا بهتر از اين رفيق مي خواهي؟

متأسفانه همه ما در باب رفاقت عينک ماديت به چشمانمان داريم. مي خواستم اين را بگويم که رفيق را بايد براي خدا بخواهيم و «خدا» محور دوستي ما باشد. لذا آنجايي که داري اختيار مي کني، آزمايش مي کني، همه اينها سر جاي خودش، اما دست آخر، چون مي خواهم با او پيوند دروني ببندم، بايد اين دوستي پيوند براي خدا باشد. اين مهم است و همين امر سبب مي شود که دوستي و رفاقت پايدار و جاودانه بماند حتي در قيامت.

روزنامه كيهان، شماره 21806 به تاريخ 10/10/96، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
Powered by TayaCMS