دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دولت و تمدن

No image
دولت و تمدن

دولت و تمدن

رحیم رئوفیان

تجربیات تاریخی کشورها نشان می دهد که میان تمدن و دولت رابطه متقابلی وجود دارد و در واقع وجود دولت‌ها روند و سیر تکاملی تمدن و فرهنگ را تسریع دادند. دولت‌ها با انتظام بخشی و اداره عرصه‌های مختلف یک سرزمین و بهبود اوضاع زندگی انسان‌ها پیشرفت و رشد فرهنگی و شهرنشینی را توسعه دادند. البته در این میان ابهاماتی وجود دارد یعنی در تمامی کشورها وجود دولت بدیهی است ولی اوضاع کنونی جهان و عدم وجود تمدن در برخی سرزمین‌ها اشکالی در این مسئله می باشد. به همین دلیل برخی ادعا می کنند که هیچ رابطه ای میان این دو وجود ندارد. چرا که غالب دولت‌های معاصر فاقد تمدن می باشند و تنها دولت‌های معدودی از آن برخوردارند. پس یا ارتباطی میان این دو مفهوم وجود ندارد و یا ارتباط میان آنها نسبی است.‌

طبیعت به خودی خود، تمدن به وجود نمی آید. چه طبیعت زمین را در نظر بگیریم یا طبیعت انسان را. چرا که این دو چیزی جز امور مادی و امکانات نمی باشد. اما تمدن عمل و نتیجه ای است که در آنها تحقق می یابد. بنابراین جامعه ای که به طور کامل تسلیم شرایط محیط طبیعی خود باشد و افراد آن با انگیزه‌های دلخواه گام بر می دارند، از تمدن دور خواهد بود. داشتن هدف، تلاش، دیدگاه و انگیزه رسیدن به مرتبه و طبقه ای بالاتر در افراد برای رسیدن رشد و توسعه فرهنگی در این مسئله مهم می باشد.‌

تمدن تنها نماد روحی و معنوی از مردمی که تصور واحدی از جهان دارند و یگانه بودن تصورشان در پدیده‌های تمدنی از قبیل: هنر، دین، فلسفه، سیاست و علم تبلور یافته و این وحدت، ساختاری متمدنانه با ویژگی‌های خاص خود را شکل می دهد نیست. چون تمدن در ارتباط با اشخاص نمی‌باشد، بلکه در ارتباط با امت‌ها است. یعنی زمانی که زیر یک دولت خاص باشند. تمدن بر خلاف سخن ویل دورانت، از جایی که ترس و دلهره به پایان می رسد، آغاز نمی‌شود. این ترس و دلهره زیر سایه وجود دولت است. زیرا وجود دولت به معنای احساس امنیت است. بین رسیدن به تمدن و وجود صلح و آرامش در زندگی انسان‌های یک کشور رابطه ای متقابل وجود دارد و وجود صلح نسبی در کشور در سایه دولت و حکومت میسر خواهد بود. ارزش تمدن و کارآمدی آن به واسطه قدرت و عوامل شکل دهنده آن، عقاید و اندیشه‌های آن و حکومتی که آن را پیش می برد سنجیده می شود.

این مسئله ارتباط تنگاتنگ میان تاریخ جهان و دولت را نشان می دهد. چرا که از یک سو تاریخ جهان، در حقیقت تاریخ دولت است و از سوی دیگر تاریخ بشریت، تاریخ تمدن‌ها است. بنابراین بیشتر توجه و تمرکز تاریخ بر تمدن‌های آن دولت‌ها و فعالیت‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، عمرانی، تجاری و دینی آنها است.‌

البته این ارتباط تنگاتنگ میان دولت و تمدن، میان دولت بزرگ و تمدن است. دولتی که دارای تمدنی اثر گذار بر دیگران می باشد. تاریخ نشان می دهد که تمدن شکل نمی‌گیرد، مگر در سایه یک دولت بزرگ فعال در عرصه بین الملل. این مسئله تفاوت میان دولت دارای تمدن و دولت فاقد تمدن را نشان می دهد. زیرا تمدن کالایی وارداتی نیست که بتوان آن را وارد کشوری کرد. بلکه نهالی است که باید پرورش یابد تا شکوفا شود و رشد کند.

علاوه بر آن واحد سنجش عمومی در جریان یک تمدن این است که خود دستاوردهای خود را تولید کند و شاید به خاطر همین ارتباط تنگاتنگ میان دولت و تمدن است که برخی تصریح کرده اند: دولت جهانی و یکپارچه که در پایان تاریخ ظهور خواهد کرد را می توان مبتنی بر دو پایه اقتصاد و پذیرش دانست. رشد اقتصادی و پذیرش دو عاملی هستند که اساس تمدن را نیز تشکیل می دهند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS