دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رابطه جريان نفاق با دين

No image
رابطه جريان نفاق با دين

پرسش:

از منظر قرآن چه اشخاص و يا جرياني از دين اسلام، استفاده ابزاري مي کنند و آن را در جهت اهداف غيرالهي خود به کار مي گيرند؟

پاسخ:

در سه بخش قبلي پاسخ به اين سؤال ضمن تأکيد بر اينکه جريان نفاق پيچيده ترين و خطرناک ترين جريان در جامعه اسلامي است، و مهم ترين ويژگي منافقان استفاده ابزاري از دين اسلام است، به مفهوم و زمينه هاي پيدايي نفاق و راه هاي شناخت منافقان پرداختيم. اينک در تکميل مباحث قبلي، بخش پاياني را پي مي گيريم.

4- استفاده ابزاری از دين اسلام

در آيه نخست سوره منافقون در تحليل علت اينکه به اسلام روي آورده و شهادتين را به زبان مي آورند و مي گويد: اذا جاءک المنافقون قالو نشهد انک لرسول الله و الله يعلم انک لرسوله و الله نشهد ان المنافقين لکاذبون اتخذوا ايمانهم جنه؛ هنگامي منافقان نزدت مي آيند مي گويند که ما شهادت مي دهيم که تو رسول خدايي و خدا مي داند که تو رسول اويي ولي خداوند درباره منافقان شهادت و گواهي مي دهد که آنان دروغگويند و ايمان را تنها براي ابزار برگزيده‌اند.

بنابراين منافقان از ايمان و دين به عنوان ابزار استفاده مي کنند تعبير به اينکه آنان شهادت به رسالت و توحيد را تنها براي جنه و سپر اختيار کرده اند نشان مي دهد که ايشان در جامعه احساس خطر مي کردند و براي اينکه خود را در دژ امني قرار دهند و از آسيب هاي احتمالي از سوي دين و دينداران در امان بمانند به شهادتين روي آورده و ايمان اختيار کرده اند. در حقيقت دين ابزاري است که در پناه آن مي کوشند تا خود را از مؤمنان و جامعه ايماني حفظ کنند. به همين دليل گفته شد که نفاق زماني در جامعه شکل مي گيرد که اسلام و ايمان در قدرت باشند و کافران براي رهايي از فشارهاي قدرت اسلام به دين روي مي آورند تا در پناه آن خود را از هرگونه گزندي حفظ کنند. اين گزند تنها از قدرت جامعه ايماني محتمل است.

هرچند که ممکن است که اين گزند و آسيب توهمي و نادرست باشد ولي تنها ترس از اسلام و جامعه ايماني است که برخي از شهروندان را وادار مي سازد که خود را در ظاهر مطابق با جامعه و سازگار و همراه با آن نشان دهند در حاليکه برخلاف آن ايمان داشته و حرکت مي کنند.

در آيه 16 سوره مجادله نيز به همين مسئله اشاره کرده و تحليل مي کند که علت روآوري منافقان در جامعه ايماني به ايمان و اسلام تنها ترس است و براي حفظ خويش سپر و زره اسلام را بر تن کرده اند تا با آن از آسيب هاي اجتماعي در امان بمانند.

جريان نفاق، جرياني است که دين را ابزار خويش قرار مي دهد و با نگاه دين ابزاري به آن رو مي آورد. اين جريان از جريان هاي مخفي و زيرزميني است. به سخن ديگر از خصوصيات و ويژگي هاي جريان نفاق حرکت هاي زيرزميني و مخفي آنان است. به هدف ضربه زدن و جلوگيري  از افزايش قدرت اسلام به اسلام رو مي آورند تا از داخل بر پيکر آن ضربه وارد سازند. از اين روست که هدف از ورود به ايمان و اسلام تنها پناه بردن به سپري است که در پناه آن بتوانند از درون تهديدات خود را عملي سازند و به اهداف خويش دست يابند. از اين روست که هم در آيه 16 سوره مجادله و هم در آيه 2 سوره منافقان سخن از گرفتن جنه و سپر اسلام براي سد و بستن راه خدا به ميان آمده است: «اتخذوا ايمانهم جنه فصدوا عن سبيل الله»

5- آثار سلبی استفاده ابزاری از دين

به نظر مي رسد استفاده ابزاري دين در جامعه و حکومت، چهار تأثير منفي عمده داشته باشد: 1- به علت پيوندي که بين دين و سياست و منافع يک قشر و گروه خاص شکل می‌گيرد، ناکامي هاي سياسي به پاي دين نوشته مي شود و در نهايت تضعيف اعتقادات ديني و ناکارآمدي حکومت اسلامي را در پي دارد.

2- روحانيت به عنوان نهادي که وظيفه تفسير و تبيين و مرجعيت دين را دارد، بي اعتبار می‌شود، و به مرور مرجعيت و نقش فرهنگ سازي خود را در جامعه از دست مي دهد. در واقع نتيجه همان استفاده ابزاري از دين است که تصور مي شود خودکامگي و استبداد در پيوند با دين و روحانيت است.

3- عامه مردم به ويژه جوانان به عنوان مخاطبان اصلي دين اسلام، به مرور سرخورده و واگرا مي شوند، چرا که استفاده کنندگان ابزاري از دين، چهره واقعي و اصيل دين اسلام را در عمل به آنان نشان نمي دهند.

4- بسترسازي براي تقويت حاکميت و فرهنگ سکولاريسم يکي ديگر از آثار سلبي استفاده ابزاري از دين است، چرا که حکومت هاي غيرالهي تا پيش نياز تنفر از دين و واگرايي نسبت به دين الهي را در مقام تجربه نداشته باشند، نمي توانند بر مردم به راحتي مسلط شوند و اقبال مردم را به همراه داشته باشند

 

   روزنامه كيهان، شماره 21670 به تاريخ 22/4/96، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS