دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رابطه جهاد و امربه معروف و نهی ازمنکر

مراحلی که تاکنون ذکر شد، همه در موارد متعارف امر به معروف و نهی از منکر است؛
رابطه جهاد و امربه معروف و نهی ازمنکر
رابطه جهاد و امربه معروف و نهی ازمنکر
نویسنده: آیت الله محمد تقی مصباح یزدی

جهاد

مراحلی که تاکنون ذکر شد، همه در موارد متعارف امر به معروف و نهی از منکر است؛ اما مراتب دیگری از امر به معروف و نهی از منکر در روایات ذکر شده که بعضی از مراتب جهاد را نیز دربرمی گیرد. براساس روایت امام باقر(ع)، پس از امر به معروف و نهی از منکر، یکی از این دو حالت پیش می‌آید: فرد گناهکار بعد از امر به معروف و نهی از منکر تحت تاثیر قرار می‌گیرد و از گناه و کارهای ناشایست دست برمی دارد، که در این صورت تکلیف انجام گرفته، باید با مهربانی و عطوفت با او رفتار کرد؛ اما اگر آنان از کارهای ناشایست خود دست برنداشتند، در اینجا باید با آنان مبارزه کرد. در این صورت، وظیفه از سخن گفتن و ملامت و حتی تندی کردن فراتر می‌رود. چنین افرادی دشمن اسلام اند و با چنین افرادی که گستاخانه و به طور علنی، احکام اسلام را انکار، و به مقدسات اسلام اهانت می‌کنند، باید مبارزه کرد و با آنان دشمنی ورزید. در این مقام نباید بعد محبت و رافت دین را در نظر گرفت؛ زیرا رافت اسلام شامل این افراد نمی‌شود.
در کتاب‌های فقهی جهاد بر سه قسم تقسیم شده است: جهاد ابتدایی؛ جهاد دفاعی؛ و جهاد با اهل بغی. قسم اول، یعنی جهاد ابتدایی، به دستور امام و برای کنار زدن موانع هدایت از سر راه ولی خدا انجام می‌شود تا حکومت اسلامی بتواند اسلام را در پهنه جهان گسترش دهد و معارف الهی را به همگان عرضه کند، و به این ترتیب، راه هدایت بازگردد. از این روی خداوند می‌فرماید: فقاتلوا ائمه الکفر؛1 «با پیشوایان کفر پیکار کنید»؛ اما قسم دوم جهاد، هنگامی صورت می‌گیرد که به مسلمانان حمله شود و آنان در مقام دفاع برآیند؛ نوع سوم جهاد نیز زمانی مصداق می‌یابد که بین دو دسته از مسلمانان جنگ درگیرد و راهی برای اصلاح نباشد، مگر اینکه به کمک دسته ای که مظلوم واقع شده، بشتابند، یا حاکم اسلامی دستور دهد با کسانی که بر ضد حکومت اسلامی شوریده اند، جهاد کنند، که این را، در اصطلاح، جهاد با اهل بغی گویند.

اما قیام و جهاد امام حسین(ع) که به منظور امر به معروف و نهی از منکر شکل گرفت، در کدام یک از این اقسام سه گانه می‌گنجد؟ با اندکی تامل به این نتیجه می‌رسیم که قیام ایشان، در هیچ یک از این سه قسم جهاد که در کتاب‌های فقهی آمده است، قرار نمی گیرد. جهاد ایشان جهاد ابتدایی با کفار نبود. جهاد دفاعی نیز به شمار نمی آمد؛ زیرا جهاد دفاعی در مقابل کسانی صورت می‌گیرد که به مسلمانان حمله کرده اند. همچنین قیام امام حسین(ع) قتال با اهل بغی یعنی کسانی که ضدحکومت اسلامی قیام کرده اند نیز نبود. پس قیام سیدالشهداء(ع) چه نوع جهادی بود که ایشان برای انجام آن با تمام افراد خاندانش به کربلا رفت و حتی طفل شیرخواره اش را فدا کرد؟

برای روشن شدن جواب این سوال باید توجه داشت که «جهاد» اصطلاحات مختلفی دارد. معنای جهاد، از یک سوی به قدری وسیع است که حتی جهاد با مال، در راه ترویج اسلام و مبارزه با کفار و جلوگیری از هجوم فرهنگی دشمن را دربرمی گیرد؛ چنان که خداوند متعال در قرآن می‌فرماید: وجاهدوا باموالکم و انفسکم فی سبیل الله؛ «با مال‌ها و جان هایتان در راه خدا پیکار کنید». البته این، نوعی توسعه در مفهوم جهاد است؛ اگرچه معنای لغوی جهاد همه این موارد را دربرمی گیرد. جهاد در لغت یعنی کوشش کردن، و از آنجا که مجاهدت، مصدر باب مفاعله است به معنای تلاش کردن در مقابل یک دشمن یا یک مانع می‌باشد. البته منظور از مانع در معنای لغوی، تنها شمشیر نیست، بلکه ممکن است این مانع، دشمن اقتصادی، سیاسی، فرهنگی یا اجتماعی باشد. بنابراین فعالیت‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی یا اجتماعی که متناسب با اقدامات دشمن باشد نیز جهاد به شمار می‌آید؛ چنان که خداوند متعال می‌فرماید: فضل الله المجاهدین باموالهم و انفسهم علی القاعدین درجه ؛«خدا کسانی را که با مال و جان خود جهاد می‌کنند، به درجه ای، بر نشستگان برتری بخشیده است». گفتنی است که نوعی از جهاد، آن است که جان در معرض کشته شدن قرار گیرد؛ قسم دیگری نیز وجود دارد و آن مجاهده با نفس خود است، که نام جهاد اکبر بر آن نهاده شده است. در این زمینه، کتب اخلاقی متعددی نگاشته شده، و حتی بخشی از کتب روایی به «جهاد النفس» اختصاص یافته است.

بنابراین، مفهوم جهاد، به قدری گسترش می‌یابد که جهاد با مال، جهاد با زبان و قلم، و حتی مجاهده با نفس را شامل می‌شود. اما جهاد در مفهوم اصطلاحی و فقهی آن، شامل قیام امام حسین(ع) نمی شود؛ زیرا گاهی مفاهیم دوگونه معنا دارند: عام؛ و خاص. «معنای خاص» مفهوم اصطلاحی ویژه ای که در فضایی خاص و جامعه ای خاص به کار می‌رود؛ اما «معنای عام» ممکن است همان معنای لغوی باشد، یا اینکه بر اثر تحولات اجتماعی، مصادیق جدیدی بیابد و گسترش یابد.

بدین ترتیب با توجه به معنای عام جهاد- یعنی تلاش در راه خدا بر ضد دشمن- بسیاری از نمونه‌های امر به معروف و نهی از منکر را می‌توان مصداق جهاد دانست. از سوی دیگر، اگر امر به معروف و نهی از منکر را به معنای عام آن در نظر بگیریم، تقریبا تمام مصادیق جهاد، به جز جهاد با نفس، در دایره آن می‌گنجند؛ زیرا امر کردن دیگران به کارهای خوب و نهی کردن آنان از کارهای بد مصداق تلاش در راه خدا به شمار می‌آید، و بدین ترتیب این دو مفهوم با هم تداخل می‌یابند. نکته قابل توجه آنکه، هرگاه امر به معروف و نهی از منکر در کنار جهاد به کار رود، معنایشان با هم فرق دارد و در این وضعیت این دو شامل هم نمی شوند. اما اگر هر یک از آنها به تنهایی به کار روند، فی الجمله شامل معنای دیگری هم می‌شود.

با توجه به نکات پیشین مشخص گردید که به طور کلی، همه انواع جهاد مصطلح، از مصادیق امر به معروف و نهی از منکر شمرده می‌شود. حتی جهاد ابتدایی نیز که روشنگرانه بوده، هدف آن از بین بردن موانع هدایت مردم است، در واقع، نوعی امر به معروف به شمار می‌آید. همچنین جهاد با عنوان دفاع و جنگ با بغات نیز نوعی نهی از منکر است.

مقاله

نویسنده آیت الله محمد تقی مصباح یزدی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS