دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رابطه ذره با نامتناهی

اول چیزی که انسان در این نشئه دنیا بعد از بلوغ عقلی متوجه آن می‌شود این است که با ذاتی بسیار بسیار لایتناهی و غیر قابل‌وصف و بزرگ سر و کار دارد.
رابطه ذره با نامتناهی
رابطه ذره با نامتناهی

اول چیزی که انسان در این نشئه دنیا بعد از بلوغ عقلی متوجه آن می‌شود این است که با ذاتی بسیار بسیار لایتناهی و غیر قابل‌وصف و بزرگ سر و کار دارد.

 او عالمی را خلق کرده که از وسعت و عظمت، اول و آخر آن، مبدأ و منتهای آن، اصل و فرع آن برای ما معلوم نیست. تا چشم کار می‌کند، تا علم کار می‌کند، تا ابزار کار می‌کند، کائنات است و انسان با اندک تفکر، غرق و متحیر در وسعت کائنات می‌شود.

او با اندک تفکری متوجه می‌شود که امواج کبریایی و عظمت فقط در آسمان نیست بلکه هر ذره‌ای و هر جنبنده‌ای همچون آسمان در نمایش عظمت فوران می‌کند و انسان متفکر را با خود به سفری حیرت انگیز و تعجب‌آور می‌برد. اگر مخلوق اینطور است خالق چگونه خواهد بود؟

 قطعاً او خود در تمام اوصاف، بزرگ و محیرالعقول خواهد بود و ما به عنوان ذره‌ای که در ذره بودن و در کوچکی و حقارت در نهایت هستیم، در برابر ذاتی لایتناهی قرار گرفته‌ایم که از هیبتش ذوب می‌شویم.

 این عظمت، هشدار پشت هشدار است که مقصد بزرگی در این نشئه برای ما در کار است و عنایات عظیمی در صورت همراهی با اراده خالق این کائنات در انتظار ماست.

اینجا هزاران سؤال ما را احاطه می‌کند.

جلوه‌گری ذات نامتناهی برای انسان

 ذره با لایتناهی چه نسبتی دارد که برای ما حساب باز می‌کند، ما را به حساب می‌آورد و از ما تکلیف می‌خواهد؟

او چقدر باید تنازل کند تا با ما حرف بزند، ما را مخاطب خود قرار دهد، برای ما پیامبر بفرستد، کتاب و میزان بفرستد، با هزار زبان با ما صحبت کند و با هزاران جمال و جلال برای ما جلوه‌گری نماید؟

با صد هزار جلوه برون آمدی ‌که من              با صد هزار دیده تماشا کنم تو را

«الحمدُلله الَّذی یتَحبَّبُ الیّ و هو غنیٌّ عنّی» (دعای ابو حمزه ثمالی)، یعنی او به نحوی برای من جلوه‌گری می‌کند و به نحوی اظهار حب برای من می‌نماید که من او را دوست داشته باشم!

سرّ این شوق حیرت انگیز از او به ما با آن عظمت و کبریایی و غناء و بی‌نیازی که دارد چیست؟

 سرّ این عنایت به این موجود خاکی چیست؟ چه حقیقتی در این موجود نهفته است؟

آنچه در این میان انسان را طوفانی می‌کند این است که این ذات لایتناهی حتماً عنایاتی در شأن لایتناهایی خود دارد، پس می‌تواند انسان را از سیه رویی امکان و از حصار زمان و مکان و از اغلاق طبیعت مادی و از «تضیق لی الارض برحبها» و «هذا مقام الغریب الغریب» آزاد و رها کند.

پس انسان باید کاری بکند، حرکتی نماید، آهی بکشد، ‌اشکی بریزد، خود را تکانی بدهد، خلوت‌ها بکند، روزها و شب‌ها در را بزند، اصرار کند، بی‌قرار گردد، بیچاره بشود، از تعیّنات و تشخّصات فرار بکند و عالم اضداد را رها بکند تا راه تنفسی برای او باز شود و مثل کائنات او، بزرگ شود، چرا که کائنات را برای او خلق کرده است. یعنی حقیقت او از کائنات بزرگتر است.

همچنانکه در حدیث قدسی فرمود: ما وسعنی ارضی و لا سمائی ولکن وسعنی قلب عبدی المومن یعنی زمین و آسمان با آن وسعتش گنجایش مرا نداشت اما قلب بنده مؤمنی که به مقام عبودیت رسیده است به شرف گنجایش من رسید.

کانال رسمی آیت‌الله سید حسن عاملی

https://telegram.me/seyed_hasan_ameli

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS