دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

راه غفلت‌زدایی

مردم در خوابند ، زمانی که مُردند بیدار می‌شوند. (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
راه غفلت‌زدایی
راه غفلت‌زدایی

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: النّاس نیامٌ فإذا ماتوا انتَبهوا

(بحار/ ج 50/ ص 134)

مردم در خوابند ، زمانی که مُردند بیدار می‌شوند.

توضیح:

راه غفلت‌زدایی

آنها که در تهذیب روح کوشش کرده‌اند می‌گویند: اوّلین قدم، «یقظه» و بیداری است. انسان خوابیده، نه می‌ایستد و نه می‌رود. اگر زلزله‌ای بیاید، خانه بر سر او می‌ریزد و اگر سیلی بیاید، جسد او روی آب پیدا می‌شود و طعمه هر حادثه تلخ دیگر خواهد شد. انسانِ بیدار است که خطر را حسّ می‌کند و از آن می‌رهد. انسان غافل در خواب است و حدیث پیامبر اکرم(صلّی الله علیه وآله وسلّم): «النّاس نیامٌ فإذا ماتوا انتَبهوا»[1]، ناظر به همین معناست. همچنین در سخنان نورانی علی بن ابیطالب امیرالمؤمنین (علیه السّلام) آمده است: «نعوذُ بالله من سُبات العقل»[2]؛ ما از خواب و تعطیلی عقل به خدا پناه می‌بریم. عقل بشر آن جا که نمی‌فهمد، معطّل و آن جا که می‌فهمد ولی کاری نمی‌کند خاموش است. عقل، چه عقل نظری و چه عقل عملی، باید کوشا و فعّال باشد. اگر کسی بیدار شود، این بیداری با حرکت آمیخته است. اوّل، بیداری از خواب، آنگاه ایستادگی و آنگاه سیر است.

راه غفلت زدایی، ، «ذکر» است؛ کتاب و سنّت برای غفلت‌زدایی از انسان، اذکار را به عنوان ادعیه و عبادات، مشخّص کرده‌اند تا انسان، هنگام صبح، ظهر، شام، قبل و بعد از خواب، هنگام خوردن غذا و پس از آن، هنگام مشاهده مرده یا بیمار یا بعد از بهبودی از بیماری و در روزهای هفته و در ساعات روز و در اعیاد دینی و مانند آن، ذکری مناسب بگوید[3]. به ما دستور داده شده است که در کنار سفره برای هر یک از انواع غذا بسم الله الرحمن الرّحیم بگوییم و اگر موفق نشدیم، در طلیعه امر بگوییم: «بِسم الله من اوّله الی آخره» و اصولاً گفتند هر کاری که می‌کنید، در آغاز ﴿بسم الله الرحمن الرحیم﴾ بگویید که به این ترتیب، آن کار نمی‌تواند چیزی جز واجب و مستحبّ باشد. البته اگر مباح هم باشد می‌شود به آن، صبغه عبادی داد.

اوّلاً، نمازهای پنجگانه شبانه روز از بهترین مصادیق ذکر خدا و از مهمترین عوامل غفلت‌زدایی است: ﴿أقم الصّلوة لذکری﴾[4] و نمازگزار با خدای خود مناجات دارد: ﴿المُصلّی یُناجی رَبَّه﴾[5]چون نمازگزار با خدای خود، مناجات می‌کند، شایسته است تمیزترین لباس را در هنگام نماز بپوشد و معطّر باشد. ثانیاً، پس از این مناجات (نماز) مستحب است نمازگزار سی و چهار بار «الله اکبر»، سی و سه بار «الحمد لله» و سی و سه بار «سبحان الله» بگوید و این ذکری است که پیغمبر اکرم (صلّی الله علیه وآله وسلّم) به وجود مبارک حضرت صدّیقه طاهره فاطمه زهراء (سلام‌الله‌علیها) آموخت.

صدر الدّین قونوی از «جامع الاصول» ابن اثیر نقل کرده است که رسول خدا(صلّی الله علیه وآله وسلّم) با سپاهیانش هر گاه به فرازی می‌رسیدند، هنگام صعود، «الله‌اکبر» و هنگام هبوط، «سبحان الله» می‌گفتند و در همان حدیث آمده است که روش نماز نیز بر همین اساس، تنظیم شده است: «کان رسول الله(صلّی الله علیه وآله وسلّم) وجیوشه إذا علوا الثنایا کبّروا وإذا هبطوا سبّحوا، فوضعت الصلوة علی ذلک»[6]. چون انسان در نماز، هر وقت سربر می‌دارد «الله اکبر» و هر وقت خمیده می‌شود (رکوع)یا پایینتر می‌رود (سجود) «سبحان الله» می‌گوید.

در شرح این حدیث، جناب ابوالمعالی می‌گوید: ذات اقدس اله در سوره «حدید» می‌فرماید: ﴿هُوَ مَعَکُم أین ما کُنتُم﴾[7]؛ هر جا باشیدخدا با شماست؛ همچنین در سوره «مجادله» می‌فرماید: ﴿ما یکونُ مِن نَّجوی ثَلاثةٍ إلاّ هُوَ رابعُهم وَ لا خَمسةٍ إلاّ هو سادِسهُم وَ لا أدنی مِن ذلِکَ ولا أکثَر إلاّ هُوَ مَعَهُم أَین ما کانوا﴾[8]؛ نجواکنندگان در هر جا و در هر شرایطی باشند خدا با آنهاست. بنابراین، بر اساس این اصل که خدا با همه ما در همه شرایط هست، توهّم می‌شود هنگامی که ما بر بلندی صعود می‌کنیم، در کبریایی با خدا شریک شده‌ایم، از این رو برای نفی این توهم تکبیر می‌گوییم و تکبیر بدین معناست که خدا منزه است از این که در کبریایی شریک داشته باشد. همچنین هنگامی که هبوط می‌کنیم، توهم می‌شود که خدای سبحان نیز هبوط می‌کند! پس برای زدودن این توهّم نیز در حال نزول، «سبحان الله» می‌گوییم[9]یعنی، او منزّه از هبوط است:

دائماً او پادشاه مطلق است ٭٭٭٭ در کمال عزّ خود مستغرق است
با این که خدا در همه‌جا با ماست در حال رکوع و خمیدگی، سجود وافتادگی، اضطجاع، استلقاء و در اعماق زمین و اوج آسمان، اما «سبحان الله» که خود، پایین، خمیده، افتاده مضطجع و مستلقی باشد!

امّا وقتی انسان بر فراز بام ساختمانی می‌رود یا به قلّه کوهی صعود می‌کند یا سر از رکوع یا سجود بر می‌دارد، جلوه کبریایی حق برای او روشنتر می‌شود و بنابراین، «الله اکبر» می‌گوید؛ یعنی، گرچه خدا در همه حالات با ماست، امّا این بدان معنا نیست که وقتی ما سر از رکوع بر می‌داریم، او نیز سر بر می‌دارد! او «اکبر» و برتر از این اوصاف است: «الله اکبرُ مِن اَنْ یوصَف»[10]. از این جا معلوم می‌شود که دیگران در حال نماز هم غافلند، ولی رسول خدا (صلّی الله علیه وآله وسلّم) در غیر نماز نیز حالت نماز داشت.

بهترین حال برای انسان، همان حالت مناجات با خداست و نماز جلوه گاه این مناجات است: «لَوْ یَعْلَمُ المُصلّی مَنْ یُناجی ما انفتل»[11]؛ اگر نماز گزار بداند که با خدا مناجات می‌کند و مناجات با او لذیذ و گوارا باشد، هرگز نماز را رها نمی‌کند، چنانکه گفتگو با دوست در کام انسان شیرین است و هر چند طولانی شود از آن احساس ضعف و خستگی نمی‌کند.

    منبع :برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی ج 11/صص 36-37
    پی نوشت:
  • .[1] بحار، ج 50، ص 134.
  • [2]. نهج البلاغه، خطبه 224، بند 12.
  • [3]. در عین حال گروهی به دنبال ذکر خاص هستند و دو عامل به این کار دامن می‌زند: خوی «بدعت طلبی» از یک سو و خصلت «بت شدن» از سوی دیگر.
  • [4]. سوره طه، آیه 14.
  • [5] .بحار، ج 68، ص 216.
  • [6].شرح الأربعین، ص 22.
  • [7]. سوره حدید، آیه 4.
  • [8]. سوره مجادله، آیه 7.
  • [9].شحر الأربعین، ص 22، با تصرف.
  • [10]. بحار، ج 81، ص 366 و 380.
  • .[11] بحار، ج 84، ص 241.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
Powered by TayaCMS