دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ریشه احساس تنهایی

No image
ریشه احساس تنهایی

احساس تنهايي در دو زمان به‌وجود می‌آيد؛ وقتي آدم‌ها بيش از حد تنها می‌شوند و هنگامي كه اصلاً تنها نيستند. پس تعادل بين نياز به نزديكي و جدايي را بايد هميشه در روابط انساني حفظ كرد. یکی از حوادث بدی که ممکن است کانون خانواده را متأثر سازد مرگ یکی از طرفین است. با مرگ همسر، والد تنها، سفر تنهايي خويش را آغاز می‌كند. والد مصيبت زده از آينده‌ای می‌هراسد كه بايد بچه هايي را به تنهايي در آن بزرگ كند، فهم تنهايي كمك مي‌كند تا والد تنها برآن غلبه كرده و درد آن را آرام كند.تنهايي به دو دليل متضاد، در تمامي روابط عاطفي ريشه دارد. انسانها می‌خواهند به قدر كافي به يكديگر نزديك باشند تا نيازهايشان را از طريق ارتباطاتشان برآورده كنند، اما در عين حال می‌خواهند به قدر كافي از هم جدا باشند تا آزادي و هويت شخصي خود را حفظ كنند. انسانها اگر بيش از حد از هم جدا مانده باشند، احساس تنهايي می‌كنند و مي‌خواهند مدتي با هم باشند. آنها اگر بيش از حد به هم نزديك باشند می‌خواهند مدتي از هم جدا باشند چون با دوري ازخوداحساس تنهايي می‌كنند و مي‌خواهند با خودشان خلوت كنند.احساس تنهايي در دو زمان به‌وجود می‌آيد؛ وقتي آدم‌ها بيش از حد تنها می‌شوند و هنگامي كه اصلاً تنها نيستند. پس تعادل بين نياز به نزديكي و جدايي را بايد هميشه در روابط انساني حفظ كرد. وقتي كسي فوت می‌كند براي ابد از نزد ما سفر كرده است. پس همسر مصيبت ديده ابتدا از جدايي ابدي خود از همسرش احساس تنهايي می‌كند و دلتنگ مصاحبت با زوج يا زوجه خود می‌شود. از دست دادن همسر، تنش‌های زيادي در زندگي همسر بازمانده ايجاد می‌كند. او پس از مدتي می‌بيند كه هيچ وقتي ندارد كه صرف خود كند و به اين دليل نيز احساس تنهايي می‌كند. توقعات شغلي، خانه داري و مسئوليت مراقبت از بچه‌ها او را از پادر می‌آورد و از نعمت تنهايي بي نصيب می‌گذارد. هر دوي اين تغييرات باعث می‌شود كه احساس تنهايي كند، اما افراد حامي می‌توانند مانع احساس انزواي او شوند.خلوت كردن با خود،اين امكان را به والد تنها می‌دهد كه از تنهايي اش سود ببرد.احساس تنهايي انسان، دردي جهان‌شمول است و در سراسر دنيا ريشه‌های مشترك دارد. انسان‌ها سه نوع رابطه عاطفي با هم دارند و اگر يكي از اين سه نوع رابطه اساساً برقرار نشود،لطمه ببيند يا قطع شود،احساس تنهايي به وجود می‌آيد. انسان از عزيزانش عشق دريافت می‌كند. وقتي اين عشق كاهش می‌يابد يا از بين می‌رود، احساس تنهايي می‌كند.انسان به عزيزانش عشق می‌دهد. وقتي اين عشق كاهش می‌يابد يا از بين می‌رود انسان احساس تنهايي می‌كند.انسان با از دست دادن عزيزان خود بخشي از احساس هويت خويش را از دست می‌دهد و به همين دليل احساس تنهايي می‌كند. فوت همسر اين روابط را قطع می‌كند و به هر سه دليل نيز احساس تنهايي را ايجاد می‌كند. اولين رابطه‌ای كه بايد ترميم شود، رابطه‌اي است كه به انسان از همه نزديكتراست؛ حس هويت، بعد از سالها زندگي مشترك، دو همسر به علت وابستگي و رابطه متقابل، به هويتي مشترك دست می‌يابند و مرگ يكي از آنها خلأ بزرگي براي ديگري ايجاد می‌كند. بسياري از والدهاي تنها مي‌گويند انگار نيمه ديگرم را از دست داده‌ام،احساس مي‌كنم كه ديگر كامل نيستم.احساس خلأ،نوعي احساس تنهايي است. انسان تنها براي پر كردن اين خلأ هم نياز به تنهايي دارد تا بتواند بينديشد و هم نياز به صرف بخشي از وقت خود دارد تا علايق خويش را پيگيري كند، خودش را بشناسد و ارزش‌هاي شخصي خود را تأييد كند.او بايد خود را متقاعد سازد كه بدون حضور همسرش هم می‌تواند بالاخره در زندگي خود احساس كمال و خوشبختي كند.دومين رابطه‌ای كه بايد ترميم شود، عشق ورزيدن به ديگران است. عشق ورزيدن به ديگران،بر خلاف دريافت عشق از ديگران، تحت اختيار والد مصيبت زده است. او می‌تواند دست ياري به سوي خانواده اش دراز كند، با دوستان خود رفت و آمد كند و حتي با ارائه كمك‌های داوطلبانه خود به غريبه‌ها به آنها نيز ياري برساند. با اين كار والد تنها از ابتكار عمل خود استفاده می‌كند و روابط معني دار خود را با ديگران حفظ می‌كند او با اقدام به برقراري مناسبات اجتماعی به خود می‌گويد که ارتباط با آدم‌ها هنوز هم مهم است من مجبور نيستم تنها باشم.سومين رابطه‌ای كه بايد ترميم شود مشكل ترين آنهاست؛ مرگ،جان كسي را گرفته است كه مهمترين عشق را به والد مصيبت زده می‌داده؛ والدي اكنون تنها شده است والد مصيبت‌زده هر روز از توجهات همسر خود برخوردار بود. او قدر بخشي از آن توجهات را می‌دانست و بخشي را حق مسلم خود می‌پنداشت،اما اكنون براي همه توجهات همسرش احساس دلتنگي می‌كند.جاي خالي تك تك اين توجهات او را می‌رنجاند و به ياد داغ عظيم خود می‌اندازد.فرد مصيبت زده به طور طبيعي علاقه خود را نسبت به دنياي خارج از خود از دست می‌دهد و نسبت به ايجاد مناسبات اجتماعی دلسرد می‌شود، اما اين بي علاقگي او می‌تواند ديگران را نيز از تلاش براي آغاز رابطه با او دلسرد می‌كند. اگر والد مصيبت زده بارها و بارها دعوت ديگران را براي برقراري رابطه رد كند آنها نيز احساس می‌كنند كه والد مصيبت‌زده براي توجهاتشان ارزشي قائل نيست و تصميم می‌گيرند که او را تنها بگذارند.در نتيجه می‌توان گفت كه برقراري رابطه اجتماعی با ديگران براي كسي كه با غم خود مشغوليت ذهني دارد كار مشكلي است، اما والد مصيبت زده، هم بايد براي برقراري رابطه با ديگران ابتكار عمل داشته باشد و هم براي پذيرش رابطه اجتماعی آمادگي خود را نشان دهد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS