دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

زبان و حفظ و کنترل آن

هیچ چیزی مثل زبان، مستحق زندانی شدن طولانی نیست.
زبان و حفظ و کنترل آن
زبان و حفظ و کنترل آن

زبان و حفظ و کنترل آن

قال علی(ع): «ما مِن شئٍ أحقُّ بِطولِ السِّجنِ مِن اللِسَانِ» (بحار الانوار، ج68، ص277)

یکی از ملاک‌هایی که در روایات به‌عنوان ملاک سنجش افراد معرفی‌شده، زبان است؛ به‌طوری‌که گفته‌اند، به‌واسطه زبانِ فرد می‌توان او را ارزیابی کرد. حضرت علی(ع) در این‌باره می‌فرماید:

«فإنّ المَرءَ مَخبُوءٌ تَحتَ لِسَانِهِ»[1]

انسان در زیر زبانش پنهان است.

سعدی نیز در این رابطه می‌گوید:

تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد

در روایات به حفظ و کنترل زبان تأکید شده؛ چراکه زبان علاوه‌بر معرّف شخصیّت افراد بودن، منشأ بسیاری از انحرافات و لغزش‌ها نیز است. کسی‌که نتواند زبان خود را کنترل کند و هر حرفی را به‌زبان می‌آورد، باب بسیاری از گناهان را به روی خود گشوده است. امام باقر(ع) می‌فرمایند:

«لایَسلمُ أحدٌ مِنَ الذّنُوبِ حتّی یَخزُنَ لِسانَهُ»[2]

هیچ کسی از گناهان در امان نمی‌ماند، تا اینکه زبان خود را نگه دارد.

امام خمینی(ره) در رابطه با حفظ و کنترل زبان، در کتاب شرح حدیث جنود عقل و جهل می‌گوید: اختیار زبان را داشتن و این مار سرکش را تحت اختیار در آوردن از بزرگترین هنرمندی‌ها است؛ که کمتر کسی می‌تواند به آن موفّق شود و اگر کسی دارای چنین قدرتی شد، از آفات و خطرات بسیاری در امان می‌ماند؛ چراکه زبان، دارای آفات و خطرات بسیاری است که بعضی برای آن قریب بیست آفت ذکر کرده‌اند و شاید از آن هم بیشتر باشد.[3]

روزی مردی بادیه نشین به حضور پیامبر(ص) شرفیاب شد و عرض کرد: مرا به اموری که موجب بهره‌مندی از بهشت می‌شود راهنمایی فرما! پیامبر اکرم(ص) پنج دستورِ اخلاقیِ زیر را به او آموخت و فرمودند: گرسنه را سیر کن، تشنه را سیراب کن، امر به معروف کن، نهی از منکر کن، اگر توانایی بر این کارها نداری، زبانت را کنترل کن که جز به خیر و نیکی حرکت نکند. در این صورت، شیطان را سرکوب کرده‌ای و بر او پیروز خواهی شد.[4]

انسان باید در طول زندگی خود، در رفت و آمدها و معاشرت با دیگران، زبان خود را حفظ کند و هر حرفی را به‌زبان نیاورد. پیامبر اکرم(ص) در سفارشی به ابوذر فرمودند:

«یا اباذرّ! ما عَمِلَ من لم یَحفَظ لِسانَه»[5]

ای ابوذر! کسی که زبان خود را حفظ نکند، هیچ عملی را به‌جا نیاورده است.

    پی نوشت:
  • [1]. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، قم، لقمان، 1379، چاپ سوم، حکمت392.
  • [2]. حرّانی، ابن‌شعبه؛ تحف‌العقول، احمد جنتی، تهران، شرکت چاپ و نشر بین‌الملل، 1387، ص662.
  • [3]. خمینی، (امام) سید روح‌الله؛ شرح حدیث جنود عقل و جهل، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، چاپ سوم، ص386.
  • [4]. رحمتی شهرضا، محمد؛ گنجینه معارف، قم، صبح پیروزی، 1387، چاپ ششم، ج1، ص534 به‌نقل از: محمدی اشتهاردی، محمد؛ داستان دوستان، ج2، ص251.
  • [5]. مجلسی، محمدباقر؛ بحار الانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1404هق، ج74، ص87.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS