دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

زنان حاضر در کربلا (10)

No image
زنان حاضر در کربلا (10)

كلمات كليدي : دختر شليل بجليه، فاطمه دختر امام حسن عليه السلام، ام كلثوم دختر عبدالله بن جعفر، قاسم بن محمد بن جعفر

نویسنده : سيد علي اكبر حسيني

دختر شلیل[1] بجلیه

دختر شلیل بجلیه – که در کتب و منابع روایی و تاریخی نام او از قلم افتاده است- از همسران امام حسن مجتبی علیه السلام و از زنان حاضر در عرصه کربلا به شمار می‌رفت. بنا بر نقل منابع، او مادر عبدالله بن حسن علیه السلام بود؛[2] کودکی که در واپسین لحظات عمر شریف سید و سالار شهیدان علیه السلام، به حمایت از عمو پرداخت؛ اما شمشیر دشمن دست او را قطع کرد عبدالله مادرش را صدا زد و از او کمک طلبید امام حسین علیه السلام او را در آغوش گرفت و او در آغوش آن حضرت علیه السلام به شهادت رسید.[3]

فاطمه دختر امام حسن علیه السلام

فاطمه دختر امام حسن مجتبی علیه السلام که در کتب و مصادر تاریخی و روایی با کنیه‌های «ام‌عبدالله»[4] و «ام‌الحسن»[5] شناخته شده است از بانوان بزرگ و با فضیلت عصر خود بود و کرامات و مناقب بسیاری از او در تاریخ به ثبت رسیده است. او در ایام حیات امام حسین علیه السلام با امام سجاد علیه السلام ازدواج کرد که ثمره این ازدواج امام محمد باقر علیه السلام و عبدالله الباهر بود.[6] در توصیف مقام والای معنوی فاطمه بنت الحسن علیه السلام از امام صادق علیه السلام روایتی نقل شده که در آن فرمودند:

«کانت صدیقة لم تدرک فی آل‌الحسن علیه السلام امرأة مثلها؛ در میان فرزندان امام حسن علیه السلام زنی با فضیلت‌تر از او دیده نشد.»[7]

امام باقر علیه السلام نیز در روایتی از یکی از کرامات آن بانوی با فضیلت سخن به میان آورده فرمودند: «روزی مادرم – فاطمه بنت الحسن علیه السلام- کنار دیوار نشسته بود که صدایی از دیوار بلند شد؛ دیوار در حال فرو ریختن بود او دستش را به دیوار گذاشت و گفت: «نه، به حق مصطفی قسم خداوند اجازه‌ی فرو ریختن را به تو نمی‌دهد تا من بر خیزم» دیوار هم چنان معلق ماند تا وی برخاست و از آنجا رفت پس از رفتن او دیوار فرو ریخت.»[8]

فاطمه دختر امام حسن علیه السلام را از جمله زنانی برشمردند که در میدان کربلا حاضر بود. فاطمه پس از شهادت امام حسین علیه السلام به همراه همسرش امام سجاد علیه السلام و فرزند خردسالش امام باقر علیه السلام به اسارت دشمنان در آمد[9] و به همراه اسرای اهل بیت علیه السلام به کوفه و شام برده شد و متحمل رنج‌ها و مصائب بسیاری شد.

در برخی از منابع از او به عنوان یکی از راویان پدر بزرگوارش -امام حسن مجتبی علیه السلام- یاد شده است.[10]

امّ‌کلثوم صغری

او دختر زینب کبری(س) و عبدالله بن جعفر بن ابیطالب بود. او با پسر عموی خود -قاسم بن محمد بن جعفر- ازدواج کرد[11] که حاصل این ازدواج دختری به نام "فاطمه"[12] بود.[13] در چگونگی ازدواج ام‌کلثوم با قاسم در برخی از منابع آمده:

«معاویه به فرماندار خود در مدینه -مروان بن حکم- نامه نوشت و از او خواست تا ام‌کلثوم -دختر عبدالله بن جعفر بن ابیطالب- را برای پسرش یزید خواستگاری کند. پس از رسیدن نامه به مدینه، مروان با عبدالله ملاقات نمود و نامه‌ی معاویه را برای عبدالله بن جعفر قرائت کرد. عبدالله در پاسخ اختیار دختر را با دایی وی امام حسین علیه السلام دانست. پس از این ملاقات، عبدالله خدمت امام علیه السلام رسید و ماجرا را به عرض ایشان رساند. حضرت علیه السلام فرمودند: «که از خداوند متعال طلب خیر خواهم نمود و فرمودند: اللهم وفق لهذه الجاریه رضاک من آل محمد(ص)» سپس حضرت علیه السلام مسجد النبی را محل خواستگاری تعیین فرمودند. در روز موعود بزرگان مدینه در مسجد جمع شدند مروان بن حکم وارد شد و در کنار امام علیه السلام نشست. پس از مدتی، مروان برخاست و خطاب به جمع حاضر به ایراد سخن پرداخت و گفت:

«امیرالمؤمنین به من امر کرده تا از ام‌کلثوم دختر عبدالله بن جعفر برای پسرش یزید خواستگاری کنم و مهر دختر را به دستور و پیشنهاد پدرش به هر مبلغی که بخواهد پرداخت نمایم. دیگر آنکه تمام بدهی پدرش عبدالله را ادا نمایم تا این وصلت بین بنی‌هاشم و بنی‌امیه باعث دوستی و مودت گردیده به خصومت‌ها پایان بخشد و من می‌دانم آن مقدار از مردم که به یزید غبطه می‌خورند بیشتر از کسانی‌اند که به شما آرزو می‌برند (و این ازدواج باعث فخر بنی‌هاشم خواهد شد) و شگفتا که از [فردی چون] یزید، طلب مهر شود؛ یزید کسی است که برایش همتا و مانندی وجود ندارد.» پس از پایان سخنان، او از امام علیه السلام تقاضای جواب مثبت کرد.

سپس امام علیه السلام برخاستند و در جواب مروان فرمودند: «الحمدلله الذی اختارنا لنفسه و ارتضانا لدینه و اصطفانا علی خلقه ....» سپس ادامه دادند و فرمودند:

«ای مروان شنیدم آنچه را که گفتی و اینکه گفتی مهر او را به هر مبلغی که پدرش بخواهد خواهی پرداخت؛ اما ما در تعیین مهر هرگز از سنت پیامبر اکرم(ص) تجاوز نخواهیم کرد و آن هم دوازده اوقیه معادل چهارصد و هشتاد درهم خواهد بود. اما در مورد پرداخت بدهی پدرش، باید بگویم که دختران ما قرض‌های پدرانشان را پرداخته‌اند؛ و در خصوص صلح بین بنی‌هاشم و بنی‌امیه هم باید گفت دشمنی ما با شما در امر دین است نه به جهت کسب دنیا و ما دین را به دنیا مصالحه نخواهیم کرد و اینکه گفتی عجب است که از برای مثل یزید کسی طلب مهر بنمایند بدان کسی که از یزید و پدر و جد یزید بهتر بود (یعنی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)) طلب مهر کرد و اینکه گفتی یزید همتایی ندارد [بدان] به درستی حکومت و امارت بر شرافت وی چیزی نیفزوده است و مردمی که گفتی به یزید غبطه می‌خوردند اهل جهالتند و [اما] به ما کسی جز اهل عقل آرزو نمی‌برد.»

سپس حضرت علیه السلام جمع حاضر را خطاب قرار دادند و فرمودند: «ای مردم؛ شاهد باشید من ام‌کلثوم دختر عبدالله بن جعفر را به پسر عموی وی -قاسم بن محمد بن جعفر- به مهر چهارصد و هشتاد درهم -که مهر السنّه است- تزویج نمودم و مزرعه خود را در سرزمین عقیق که عایدات غله آن در سال معادل هشت هزار درهم است جهت معشیت به آنان بخشیدم.»»[14]

از ام‌کلثوم نیز به عنوان یکی از حاضران در کربلا یاد شده است. او به همراه همسرش – قاسم-کاروان اباعبدالله الحسین علیه السلام را تا کربلا همراهی نمود[15] و در آنجا ناظر شهادت همسر، برادران و دیگر بستگان خود بود. پس از شهادت امام حسین علیه السلام او هم به مانند مادر بزرگوارش زینب(س) و دیگر بانوان اهل بیت علیه السلام به اسارت رفت و متحمل آلام و رنجهای بسیار در این سفر شد.

مقاله

نویسنده سيد علي اكبر حسيني

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
Powered by TayaCMS