دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سؤال‌های بی‌فايده ممنوع

No image
سؤال‌های بی‌فايده ممنوع

قرآن ما را از سوال‌هاي بيجا نهي نموده است يعني هر وقت حقيقت و نيز تكليف خود را فهميديم، نبايد ذهن خود را رها كنيم تا به پرسشگري بپردازد بلكه بايد همان چيزهايي را كه مي‌دانيم به درستي عمل كنيم. در مسير زندگي سوالات بسياري به ذهن ما مي‌رسد كه در مقابل، براي تعداد زيادي از آنها مشتاقانه به دنبال پاسخ مي‌گرديم و شايد وقت و هزينه قابل توجهي هم براي آن بپردازيم. شايد كم پيش بيايد كه به خود سوالهايمان فكر كرده باشيم. در اينجا مي‌خواهيم نشان دهيم كه لازم است هر كس با نگاهي دقيق‌تر به سوالهاي ذهني و نيتي كه از پرسش آنها دارد دقت كند تا در دام سوالات آسيب زننده نيفتند. در نگاه اول به نظر مي‌رسد كه همه سوال‌ها از جهل انسان ناشي مي‌شود و بهترين كار در مقابل سوال آن است كه سريعا! به دنبال جواب آن بگرديم. از نگاه فلسفي هم قابل اثبات است كه براي هر سوال پاسخي هست، اما در اينجا نكته ظريفي هم وجود دارد و مطالعه قرآن از اين جهت، مانند هر جهت ديگري، سودمند خواهد بود. در قرآن آيات فراواني داريم كه درباره پاسخ به سوال‌هاي مردم است، مثل اين سوال كه مردم درباره شراب و قمار پرسيده بودند و پاسخ آن در قرآن آمده است: (بقره، 219). نوع ديگري از سوال‌هاي بيجا، سوال‌هايي است كه دانستن آن براي انسان اهميت چنداني هم ندارد. گويا مردم از پيامبر سوال‌هاي بي‌موردي مي‌پرسيده‌اند كه اين آيه نازل شده است و تا ابد به ما اين درس را داده است: ‌ (مائده، 101 و 102) اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، از چيزهايى كه اگر براى شما آشكار شود ناراحت و غمگينتان مى‌كند (از پيامبر) مپرسيد و اگر هنگامى كه قرآن نازل مى‌گردد (و فرشته وحى حاضر است) از آنها بپرسيد بر شما آشكار مى‌گردد. خداوند از آنها (از پرسش‌هاى نارواى گذشته) درگذشت و خداوند بسيار آمرزنده و بردبار است. مثلا خدا طول عمر انسان را به شكلي حكمت آميز مخفي نگه داشته است، حال اگر كسي مرتب اصرار كند كه طول عمرش چقدر است، سؤالي بيجا كرده است كه اگر پاسخش بر او آشكار شود به جز ناراحتي برايش چيزي ندارد. قرآن مي‌گويد يك قوم ديگر كه قبل از شما بودند، سوال‌هاي بيجا كردند بعد به آن كافر شدند. يعني آن را انكار كردند. از اينجا معلوم مي‌شود كه پرسيدن اشكالي ندارد بلكه زياد پرسش كردن و دنبال امور بي‌فايده بودن است كه اشكال دارد. در موضوعات اجتماعي و زندگي هم گاه سوالات بسياري را مي‌پرسيم و پيگيرمي‌شويم كه دانستنش هيچ فايده‌اي به حال ما ندارد. در يكي از توقيعات (نامه‌هاي) امام عصر(ع) كه درباره علت غيبت آن حضرت سوال كرده بودند، آن حضرت اين آيه را نوشتند و در ادامه نوشتند كه پدران من همگي در بيعت ظالم زمان خود قرار داشتند اما من در زماني كه خارج مي‌شوم بيعت هيچ كدام از ستمگران بر گردنم نيست و درباره فايده‌اي كه در غيبت دارم مانند فايده خورشيد پشت ابر است و براي اهل زمين امان هستم... پس سوال‌هايي كه به دردتان نمي‌خورد نپرسيد و براي آنچه دانستنش بر شما لازم نيست، خودتان را به زحمت نيندازيد و براي زود آمدن فرج زياد دعا كنيد كه همانا آن، فرج شماست (بحارالأنوار، ج53، ص180). همين سوال‌هاي بيجا بود كه براي بني اسراييل مشكل ايجاد كرد. به دستور الهي بايد گاوي را ذبح مي‌كردند اما آنقدر سوال‌هاي مكرر درباره نوع و رنگ و صفات گاو پرسيدند كه هر بار در جواب سوالشان، خدا شرايط آن گاوي كه بايد ذبح مي‌شد را تعيين مي‌كرد. (بقره، آيات67 تا 71) كار به جايي رسيد كه تنها يك گاو در آن منطقه با آن شرايط پيدا شد و صاحب آن هم از فرصت استفاده كرد و پول بسيار زيادي را براي فروختن آن مطالبه كرد و مردم هم مجبور شدند آن پول را بپردازند. به فرموده امام رضا (ع) اگر مردم همان اول كه دستور رسيده بود هر گاوي را كشته بودند، برايشان كافي بود اما مرتباً از خدا خواستند كه شرايط گاو را بگويد و در هر بار هم خدا شرايط را سخت‌تر مي‌كرد. (عيون اخبار الرضا، ج2، ص13). از اينجا نكته‌اي كليدي در انجام تكليف‌هاي الهي را در مي‌يابيم كه عبارت‌ است از تسليم خدا بودن در امور سخت و نيز در تكاليف ساده. كسي كه خدا را داراي حكمت مي‌داند، براي چيزي كه خود خدا قيد و شرط نگذاشته است، قيد و شرط طلب نمي‌كند. پس خوب است كه قبل از سوال پرسيدن يك بررسي درباره نيت خودمان بكنيم كه آيا سوالي كه در ذهن داريم واقعا به ما فايده مي‌رساند و دانستن آن واقعا به كار ما مي‌آيد؟بنابراين روحيه پرسشگري تا آنجا كه باعث يافتن راه رشد انسان و داراي فايده باشد پسنديده است اما مثل همه امور ديگر بايد مراقب آفت‌هاي آن باشيم. قرآن ما را از سوال‌هاي بيجا نهي نموده است يعني هر وقت حقيقت و نيز تكليف خود را فهميديم، نبايد ذهن خود را رها كنيم تا به پرسشگري بپردازد بلكه بايد همان چيزهايي را كه مي‌دانيم به درستي عمل كنيم. از اين الگو مي‌توانيم در مواجه شدن با راهنمايي انسان‌هاي حكيم هم استفاده كنيم زيرا اگر مي‌دانيم كه كسي حكيم است و سخن‌هاي سنجيده مي‌گويد، وقتي خودش درباره چيزي سكوت كرده است، ناپسند است كه او را با سوال‌هاي بيجاي خود تحت فشار قرار دهيم.

ذكر خدا، راه رهایی از گناه

كسي كه از خود غافل شود شيطان از او غافل نيست، پس انسان بايد حسابگر خويش باشد و از سرمايه خود به خوبي بهره گيرد. امام صادق (ع) مي‌فرمايند: شيطان توان وسوسه كردن بنده‌اي را ندارد، جز آنكه او از ياد خدا اعراض كند و فرمانش را سبك شمرد و به نافرمانيش روي آورد و آگاهي خدا از اسرارش را فراموش كند. و نيز فرمود: هرگاه شيطان وسوسه‌ات مي‌كند تا از راه حق گمراهت كند و خدا را از يادت ببرد، پس از او به خدا پناه ببر (و بر خدا توكل كن)، كه او به كمك حق بر (در برابر) باطل آيد و مظلوم را ياري رساند؛ چرا كه خود فرمود «شيطان بر مومنان و بر كساني كه بر خدا توكل كنند سلطه‌اي ندارد.» اميرمومنان (ع) می‌فرماید: مطمئن‌ترين فرصت براي تهاجم شيطان، زماني است كه كسي گرفتار وسوسه گناهي مانند عجب و خودپسندي و خودبسندي و... شده و مدح و ثناگويي و تملق ديگران را درباره خود دوست بدارد (و از اين حالت‌ها به خدا پناه نبرد).

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS