دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سریه کُرز بن جابر فَهری به عرنیین

No image
سریه کُرز بن جابر فَهری به عرنیین

كلمات كليدي : تاريخ، سريه، پيامبر(ص)، كُرز بن جابر، عُرَينَة، يَسار

نویسنده : هادي اكبري

«سریة» از ماده «سرو» و به قطعه‌ای از سپاه گفته می‌شود که به دستور رسول خدا(ص) به سوی مکانی و برای انجام مأموریتی اعزام ‌شدند، بدون آنکه پیامبر(ص) همراه آنان خارج شود.[1]

علت وقوع سریه

در شوال سال ششم هجری، هشت نفر از اهالى عُرَینَة(روستایی است در نزدیکی مدینه)[2] به مدینه آمده و اسلام آوردند؛ اما آب و هوای مدینه با آنها سازگار نبود و آنها دچار تب و لرز شدند. در این هنگام رسول‌خدا(ص) دستور فرمودند که آنها به ذو الجَدْر(مکانی است، در فاصله‌ی شش میلى مدینه در بخش قبا[3]) رفته و تا زمان بهبودی در آن منطقه به سر برند. آنان از پیامبر(ص) درخواست کردند، تا به آنها اجازه دهند از شیر شتران استفاده کنند، پیامبر(ص) نیز به درخواست آنان پاسخ مثبت دادند. پس از آن، تازه مسلمانان به ذو‌الجَدْر رفته و در آن مکان اقامت کردند، تا بهبودی و سلامت خود را دوباره به دست آوردند؛ اما پس از بهبودی و اظهار اسلام، به کفر گذشته‌ی خویش بازگشته و در صبح یک روز به شتران حمله کرده و تمامی آنان را به غارت بردند.[4]

در تعقیب مجرمان

"یسار" خدمتکار پیامبر(ص) که در آن منطقه حضور داشت و نگهداری از گله‌ی شتران بر عهده‌ی او بود، به همراه مسلمانانی که در آن مکان حضور داشتند، کفار را تعقیب کرده و پس از طیّ مسافتی به آنان رسیدند. در این هنگام میان دو گروه درگیری روی داد و مشرکان مسلمانان را شکست داده، یَسار را دستگیر کرده و دست و پایش را بریدند و خار در چشم و زبانش فرو کرده و به همراه گله‌ی شتران گریختند.[5]

اطلاع از فتنه‌ی مشرکان

پس از وقوع این حادثه، زنى از قبیله "بَنى عَمرو بن عَوف" در حالى که سوار مرکب خود بود، متوجه جسد یسار، خدمتکار پیامبر(ص) شد، که در زیر درختى افتاده بود. او هنگامی که متوجه شد یَسار مرده است، به نزد اقوام خود رفته و این خبر را به اطلاع آنان رساند. خویشان آن زن هم به سوی جنازه‌ی یَسار آمده و جسد او را به «قباء» بردند.[6]

اعزام سپاه

پس از اطلاع رسول‌خدا(ص) از وقوع این حادثه، ایشان بیست سوار را به فرماندهی "کُرز بن جابر فَهرى" به سوی مشرکان فرستادند،[7] تا آنان را به سرعت دستگیر کرده و بازگردانند. کُرز بن جابر و یارانش به منظور دستگیری دشمن از مدینه خارج شده و شب هنگام به نزدیک دشمن رسیدند و در کنار صخره‌ها به استراحت پرداختند، تا آنکه صبح فرا رسید. هنگام صبح مسلمانان برای تعقیب و دستگیری مشرکان و اینکه به کدام طرف برای دستگیری آنان حرکت کنند متحیر بودند، ناگهان به زنی برخورد کردند که شانه‌ی شتری را به همراه خود می‌برد. آنان او را گرفته و از او سؤال کردند در آن مکان چه می‌کند؟ او گفت از کنار افرادی می‌گذشته که شتری را کشته بودند و قسمتی از آن را هم به او داده‌اند. مسلمانان از آن زن در مورد مکان آن افراد سؤال کردند و او گفت مشرکان فراری در پشت تپه‌ای که مسلمانان در آنجا هستند قرار دارند و اگر از آن مکان بالا بروند، آنها را خواهند دید.[8]

دستگیری مشرکان

کُرز بن جابر و یارانش حرکت کردند و هنگامى به مشرکان رسیدند که تازه از غذا خوردن فارغ شده بودند. مسلمانان آنان را احاطه کرده و از آنان خواستند قصد جنگ نکنند و خود را تسلیم نمایند. مشرکان سخن مسلمانان را پذیرفته و همگی خود را به مسلمانان تسلیم کردند. مسلمانان نیز آنان را دستگیر کرده و بر اسب‌هاى خود سوار کرده و به مدینه آوردند. تمامی مشرکان به نزد رسول‌خدا(ص) برده شده و به مجازات عمل ننگین خویش رسیدند و مانند یَسار قصاص شدند.[9]

نزول آیه

این واقعه به حدّی دردناک و وحشیانه بود که خداوند در مورد آن، آیه‌ای نازل فرموده و ضمن تأکید بر مجازات مشرکان، عذاب دردناکی را در آخرت به آنان بشارت داد. خداوند در این‌باره فرموده‌اند:

«إِنَّما جَزاءُ الَّذینَ یحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَساداً أَنْ یقَتَّلُوا أَوْ یصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیدیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ ینْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذلِکَ لَهُمْ خِزْی فِی الدُّنْیا وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظیمٌ»[10]

«کیفر آنها که با خدا و پیامبرش به جنگ برمى‌خیزند و اقدام به فساد در روى زمین مى‌کنند، (و با تهدید اسلحه، به جان و مال و ناموس مردم حمله مى‌برند) فقط این است که اعدام شوند یا به دار آویخته گردند یا (چهار انگشت از) دست (راست) و پاى (چپ) آنها به عکس یکدیگر، بریده شود و یا از سرزمین خود تبعید گردند. این رسوایى آنها در دنیاست و در آخرت، مجازات عظیمى دارند.»[11]

مقاله

نویسنده هادي اكبري

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
الهى! به تو پناه مى برم

الهى! به تو پناه مى برم

رگهايم زده نشده، و به بدترين كردارم گرفتار نگشته ام، نه نسلم بريده شده، نه از دين برگشته ام، نه منكر پروردگارم هستم، نه از ايمانم دل نگرانم، نه عقلم دچار سرگردانى است، و نه به عذاب امم گذشته گرفتار گشته ام. صبح كردم در حالى كه
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS