دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سعادت گرایی ‌

در نوشتار قبل بیان شد که تفاسیر مختلفی از اخلاق فضیلت ارائه شده است که می‌توان عمده ترین آنها را در سه دسته جای داد: این نوع اخلاق فضیلت، که مهم‌ترین تفاسیر از فضیلت‌گرایی در اخلاق محسوب می‌شوند، عبارتند از: سعادت‌گرایی، نظریه‌های فاعل مبنا و اخلاق مراقبت.
سعادت گرایی ‌
سعادت گرایی ‌
نویسنده: مصطفی یاسینی

در نوشتار قبل بیان شد که تفاسیر مختلفی از اخلاق فضیلت ارائه شده است که می‌توان عمده ترین آنها را در سه دسته جای داد: این نوع اخلاق فضیلت، که مهم‌ترین تفاسیر از فضیلت‌گرایی در اخلاق محسوب می‌شوند، عبارتند از: سعادت‌گرایی، نظریه‌های فاعل مبنا و اخلاق مراقبت.از جمله مهم‌ترین رویکردهای فضیلت‌گرایی در اخلاق، رویکردی است که متاثر از تفکرات اخلاقی فلاسفه یونان است. اخلاق فضیلت ریشه در تعالیم سقراط، افلاطون و ارسطو دارد. سقراط در جریان ارائه ناسازگاری‌های آتنیان درباره فضایلی چون شجاعت و پارسایی، چهار سئوال اصلی در اخلاق فضیلت مدار یونان را طرح نمود: چه امری یک وصف خاص انسانی را تبدیل به فضیلت می‌کند؟ چگونه معرفت به چیستی فضایل، با دارا بودن فضایل ربط دارد؟ آیا فضایل مختلف، جنبه‌های گوناگون یک فضیلت واحد هستند، یا ربط و پیوند آنها به گونه ای دیگر است؟ و چگونه به فضایل عمل کنیم تا خیر یا خیرهای مخصوص انسان را به دست آوریم؟ افلاطون و ارسطو با بسط پژوهش‌های سقراط، ابعاد ضروری روان شناختی، سیاسی و متافیزیکی هر نظریه جامعی در باب فضایل را مشخص نمودند. افلاطون در جمهور، در جستجوی پاسخ این سئوالات سقراط، اعتدال را مزیت خاص بخش شهوانی روح، شجاعت و حکمت را مزیتهای بخش روحانی و عقلانی آن، و عدالت را مزیتی دانست مربوط به انتظام درست این اجزاء در روحی که عقل در آن حاکم است. هر فضیلت نیز مزیت دسته شایسته‌ای از شهروندانی است که در دولت شهری نظام مند نقش خود را ایفا می‌کنند. از نظر افلاطون، معرفت به هر یک از فضایل، معرفتی است از مثل ازلی در پرتو نوری که به وسیله مثال خیر فراهم آمده است.ارسطو این نظریه را با شرحی متفاوت، دربارة خیر و فضایل مورد بررسی قرار داد. وی معتقد بود که ذات خیر به عنوان یک جوهر کلی وجود ندارد. باید خیر را از طریق معرفتی درونی در حالات زندگی بشر و از طریق بصیرت در قابلیت هایی که طبیعت انسان را سامان می‌دهند، فهم کرد. دیدگاه ارسطو از فضیلت، که به سعادت گرایی شناخته می‌شود، دیدگاهی فیزیکی و طبیعی است؛ خیر آدمی نیز مانند خیر هر موجود زنده دیگر در رشد قابلیت‌های انسانی او نهفته است. دیدگاه ارسطو تاثیر چشمگیری بر متفکران بعد از خود برجای گذاشت. برخی معتقدند که تفاسیر جدیدی که از اخلاق فضیلت ارائه شده است، برداشت‌های مختلفی از همان نظریه وی می‌باشد. ارسطو فضیلت را با سعادت ارتباط می‌دهد و عمل به فضایل را برای زندگی سعادتمندانه ضروری می‌داند. آنچه در نظام اخلاقی ارسطو قابل اهمیت است، نگاهی است که او به انسان و سعادت او دارد. نیک بختی، نهایی ترین غایت است که دیگر غایات نسبت به آن، غایات میانی شمرده می‌شوند. نیک بختی دارای دو خصوصیت است: نهایی‌ترین غایت است و بسنده برای خویش است؛ یعنی به تنهایی زندگی را مطبوع می‌کند و بی نیاز از همه چیز می‌سازد؛ اما پرسش اساسی این است که سعادت با این خصوصیات چیست؟ ارسطو می‌گوید: غایت هر چیز به وسیله کارکرد خاص یا فصل ممیز آن شناخته می‌شود. کارکرد چاقو بریدن است. انسان هم کارکردی دارد و انسان خوب، انسانی است که به کارکرد خود توجه کند. فصل ممیز انسان عقل است. چنانچه آدمی براساس عقل خود عمل کند، به سعادت نایل آمده است. با این توصیف، ارسطو سعادت را به «فعالیت نفس در انطباق با کامل ترین فضیلت» معنا می‌کند

این تفسیر از دیدگاه ارسطو، تفسیری رایج است که از وی به عنوان یک غایت انگار اخلاقی یاد می‌کند؛ غایت گرایی که به فضایل به عنوان راه رسیدن به زندگی خوب نگاه می‌کند. در این صورت، قاعدتاً باید زندگی خوب را امری خاص و مستقل از فضیلت به حساب آوریم. سعادت که اصطلاحی ارسطویی است، در این تعریف، بیانگر این است که اعمال بی جهت نبوده و در راستای هدفی به ظهور می‌رسند. با این همه، برخی کارها به خاطر خودشان انجام می‌شوند. کارهایی که خود غایت ذاتی دارند. عالی ترین غایت، سعادت است. این نام، بهترین زندگی است که غایت فی نفسه است. این دیدگاه، در پایه غایت نگر است و تصریح دارد که خیر اعلی و سعادت، غایتی است که باید آن را هدف قرار داد. مطابق این نظر نتایج در درستی اعمال دخالت دارند. هرچه به تحقق سعادت یاری می‌رساند، درست است. به بیان دیگر، در این نظریه فضایل علاوه بر ارزش ذاتی، مهم ترین ابزار دستیابی به سعادت هستند. در این صورت، بر اساس رفتار افراد می‌توان به فضیلت مندی آنان پی برد. در این تفسیر، هرچند فاعل اخلاقی مورد توجه قرار دارد، ولی فعل درست و فضیلت مند نیز به عنوان امری مستقل از فاعل اخلاقی قابل ارزیابی است. مطابق این دیدگاه، این عبارت ارسطو که انجام کار از ناحیه فرد فضیلت مند، علت درستی و فضیلت مندی است را نیز به این گونه تفسیر می‌شود که تنها افرادی می‌توانند بفهمند که کدام عمل صحیح و کدام خطاست، که با تلاش و ممارست به سازگاری درونی و تعادل رسیده و در واقع فضیلت مند باشند. به بیان دیگر، فضیلت مندان کارشناسان خبره‌ای در تشخیص امر درست از نادرست هستند.

مقاله

نویسنده مصطفی یاسینی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS