دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سلوک عبادى

No image
سلوک عبادى

سلوک عبادى

سیر و سلوک و ریاضت منطبق بر شریعت اسلامى در حیات آیت الله بافقى از جایگاه محورى برخوردار بودآنچه حیات نورانى این عالم فرزانه فراروى مخاطبان خود مى نهد، این است که هیچ حادثه و رخدادى، چه در زندگى فردى و چه در زندگى سیاسى و اجتماعى نباید فرد را از عبادت، تهجد و توسل بازدارداز این رو بافقى را مى توان در زمره کسانى برشمرد که از آغاز طلبگى، یعنى آن هنگام که زانوى ادب در برابر بزرگان عرفان و دانش بر زمین زده، تا آن هنگام که خود بر مسند استادى و ارشاد تکیه زده بود، سیر و سلوک خود را ترک نکرد.

آیت الله بافقى طى هفده سالى که در نجف اشرف مشغول تحصیل بود، تمام شبهاى پنجشنبه که دروس حوزوى تعطیل مى شد، پیاده به سوى مسجد سهله مى شتافت و در آن بیتوته مى کرد.[39] به راز و نیاز با خداى خود و توسل به وجود مقدس امام زمان(عج) مى پرداخت. بعدها با این که از بزرگان و عالمان قم به شمار مى رفت، این شیوه را ادامه مى دادهمه شبهاى چهارشنبه پیاده به سوى مسجد جمکران مى شتافت و تا سحرگاه به مناجات و توسل مى پرداخت.

بافقى در نجف اشرف از حرم مطهر امیرمؤمنان(علیه السلام) جدا نمى شد، در ایام اقامت خود در این شهر مقدس هر هفته پس از شب زنده دارى، در شب پنج شنبه در مسجد سهله و خواندن نماز صبح، فاصله چهارده فرسنگى را پیاده به طرف کربلا حرکت مى کرد و براى اینکه شب به حرم مطهر حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام) برسد، مجبور بود از راههاى سنگلاخ و سخت بیابان بگذرد و مسیرى را که دیگران در حاشیه رودخانه در چند روز طى مى کردند، در یک روز طى کند.

بافقى پس از ورود به کربلاى معلا و به جا آوردن آداب زیارت و تشرف به روضه مبارکه، در حالى که شب گذشته را در مسجد سهله به شب زنده دارى پرداخته و روز را در مسافرت بود، شب جمعه را در حرم مطهر امام حسین(علیه السلام) به تهجد و توسل مى پرداخت و پس از به جا آوردن نماز صبح، براى عرض ارادت و زیارت، راهى مرقد مطهر حضرت ابوالفضل العباس(علیه السلام)مى شد. پس از زیارت نیز پیاده به سوى نجف بازمى گشت و در پاى تپه سلام نجف، معروف به «خان مصلى» که در دو و نیم فرسنگى نجف قرار داشت -از حرکت مى ایستاد- نوشتارهاى درس روز بعد خود را مرور مى کرد و پس از دو شب تهجد و بیدارى و سفر پیاده، به خواب مى رفت. صبح پس از به جاآوردن نماز صبح به سوى نجف و درس و بحث خود باز مى گشت.[40] سیره پیاده رفتن بافقى به حرم دیگر ائمه نیز در ایام اقامت خود در عراق به همین منوال بود.

سید جلیل محمدباقر قزوینى(ره) چنین نقل مى کند:

«در سامرا در نزدیک پل رودخانه دجله آن شیخ بزرگوار را دیدم که از شهر سامرا بیرون آمده، به سرعت به طرف بغداد روان است. به او گفتم: کجا مى روى؟ گفت: کربلا. گفتم: پیاده؟ گفت: آرى. و حال آنکه بین سامرا و بغداد و کربلا را در دو روز و نصف قریب سه روز مى پیمود که با وسیله هم طى این راه دشوار بود، چه رسد به پیاده.»

سیره آیت الله بافقى در تهجد و شب زنده دارى در حرم مطهر ائمه و امامزادگان نیز چنین بود. وى در کنار حرم حضرت معصومه(علیه السلام) نیز همان سیره بیتوته و شب زنده دارى را داشت. بافقى پس از تبعید به شهر رى در کنار حرم حضرت عبدالعظیم(علیه السلام)نیز همین سیره را داشت و شبهاى جمعه پس از موعظه و برپاداشتن دعاى کمیل تا سحر به تهجد و توسل مى پرداخت.

بافقى هیچ فرصتى را براى زیارت و تهجد و عبادت در اماکن متبرکه از دست نمى داد. وى در ایام تبعید در شهر رى، با اینکه از سوى دستگاه ستم شاهى رضاخان ممنوع الخروج و تحت حفاظت بود، پس از واقعه مسجد گوهرشاد براى تسلى خاطر به زیارت امامزاده داوود حسنى(علیه السلام)در چهار فرسنگى تهران شتافت. وى نخست به زیارت امامزاده ابوالحسن عریضى از راه اندرمان شهر رى و از آنجا به سوى زیارت امامزاده حسن تهران، معروف به کوکبى رفت و از آن جا به زیارت امامزاده داوود مشرف شد و پس از چند روز اقامت به زیارت امامزاده صالح در تجریش و از آن جا از راه لاریجان پیاده به سمت مشهد امام رضا(علیه السلام)، حرکت کرد. پس از ورود به حرم رضوى با صداى بلند از رضاخان برائت جست، این سفر زیارتى و پیاده آیت الله بافقى سه ماه به درازا کشید.[41]

بافقى در طول حیات نورانى و سیر و سلوک عرفانى خود دوبار نیز پیاده به مکه مکرمه مشرف شد.[42]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
خدايا! تو براى عاشقانت بهترين مونسى

خدايا! تو براى عاشقانت بهترين مونسى

و دلهايشان به جانب تو در غم و اندوه. اگر تنهايى آنان را به وحشت اندازد ياد تو مونسشان شود، و اگر مصائب به آنان هجوم آرد به تو پناه جويند، زيرا مى دانند زمام
Powered by TayaCMS