دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سنجش دین‌داری در بستر فرهنگ بومی

✍️حبیب‌الله اسداللهی
سنجش دین‌داری در بستر فرهنگ بومی
سنجش دین‌داری در بستر فرهنگ بومی
در بررسی وضعیت دین‌داری مردم ایران، معمولاً با مجموعه‌ای از سنجه‌های کمّی مواجه هستیم که سعی دارند دین‌داری را در قالب رفتارهای ظاهری، مناسک‌گرایانه یا التزام‌های فرمی بسنجند؛ مانند میزان پایبندی به نماز، حضور در مساجد، حجاب زنان، پرداخت خمس و زکات. باورها و اعتقاداتی همچون توحید و معاد که جایگاه زیربنایی در دین‌داری دارند نیز با قالب‌های کمی مورد سنجش قرار می‌گیرند. این رویکرد که عموماً متأثر از سنت‌های تحقیقاتی غربی نظیر مقیاس گلاک و استارک وارد فضای مطالعات دینی ایران شده است، علیرغم تلاش‌های مفید برای ساخت مقیاس‌های بومی، گاه چنان چارچوب صلبی بر ارزیابی‌های دینی تحمیل می‌کند که از درک لایه‌های ژرف‌تر دین‌داری بازمی‌ماند.

دین‌داری در چنین دستگاه مفهومی‌ای، صرفاً به‌مثابه امری قابل شمارش، سنجش و رتبه‌بندی تلقی می‌شود؛ حال آنکه در زیست‌بوم‌های متنوع فرهنگی ـ اجتماعی ایران، دین‌داری گاه با چنان صورت‌های زیسته، درونی و اجتماعی‌ای ظهور می‌یابد که در هیچ‌یک از سنجه‌های رسمی ثبت نمی‌شود. تجربه‌ی میدانی من در شهر پلدختر که شهری نسبتاً کوچک و کم‌تر مرکز‌گرا است، حامل شواهدی از نوعی دین‌داری ناپیدا، نرم، درونی و انسانی بود که عمیقاً با بافت فرهنگی، خُلقی و زیستی مردم گره خورده و از چارچوب‌های رسمی سنجش دین‌داری فاصله دارد.

نخستین چیزی که در جریان این سفر تبلیغی، نظرم را جلب کرد، نحوه‌ی تعامل مردان با زنان در عرصه‌ی عمومی بود. برخلاف بسیاری از فضاهای شهری دیگر که نگاه ابزاری، جنسی‌زده یا کنترل‌گر بر زنان سایه افکنده است، آنجا نوعی نگاه انسانی، آرام و عاری از شیئ‌وارگی درباره زنان وجود داشت. نه از چشم‌های مزاحم خبری بود و نه از متلک‌پراکنی. این تجربه‌ی زیسته، نه به معنای انکار آسیب‌های جنسیتی در کلیت جامعه‌ی ایران، بلکه نشانه‌ای از تفاوت‌های فرهنگیِ عمیق میان خرده‌فرهنگ‌هاست که در الگوهای سنجش رسمی نادیده گرفته می‌شوند. روابط میان زن و مرد در پلدختر، در چارچوبی از احترام، اعتماد و آرامش شکل گرفته بود که یادآور نوعی دین‌داری اجتماعی غیررسمی است. این رابطه نه بر پایه‌ی اضطراب جنسی، بلکه بر مبنای مشارکت انسانی، تجربه‌ی روزمره و اخلاق بومی استوار است. دین‌داری در سنت اسلامی نیز، تنها در پیروی مناسکی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در خلق نیکو، حسن ظن و آرامش‌بخشی اجتماعی ریشه دارد. 

از دیگر نشانه‌های مهمی که توجه مرا جلب کرد، خلق آرام و پرهیز از خشونت در رفتارهای روزمره‌ی مردم بود. در فضای شهری‌ای که تنش، نزاع و خشونت کلامی در برخی نقاط ایران نگران‌کننده شده، این مردم با ملایمت، صبوری و مدارا زندگی می‌کنند. به نظر می‌رسد این ویژگی نه فقط محصول شرایط اقتصادی یا جمعیتی، بلکه نشانه‌ای از نوعی منش اخلاقی ریشه‌دار است که دین، به‌مثابه نهاد فرهنگی، درونی کرده است.

آن‌چه دین را در یک جامعه زنده نگه می‌دارد، بیش از هر چیز، پیوند آن با زندگی روزمره‌ی مردم است. دینداری اگر از متن زندگی جدا شود و تنها به شکلی از نمایش مناسکی تقلیل یابد، دیگر نمی‌تواند کنش اجتماعی معناداری تولید کند. در پلدختر، با نوعی دین‌داری مبتنی بر اخلاق زیسته مواجه بودم که در آن، معیار دین‌داری نه زبان، بلکه عمل است. مردمی که اهل دعوا نیستند، از حال یکدیگر خبر دارند، نسبت به هم احساس مسئولیت می‌کنند و بی‌هیاهو زندگی را بر پایه‌ی شفقت می‌سازند.

مهمان‌نوازی یکی دیگر از عناصر پررنگ دین‌داری در این منطقه بود. برخلاف تصوری که دین‌داری را از مسیر فردی‌سازی می‌بیند، در اینجا دین‌داری عمیقاً اجتماعی و مرتبط با فرهنگ مهمان‌دوستی بود. پذیرش غریبه، مراقبت از او، گشودگی فرهنگی و سخاوت در برخورد با مهمان، همگی صورت‌هایی از یک زیست دینی‌اند که به جای زبان نظری، با زبان بدن، رفتار و کنش جمعی بیان می‌شوند. در متون دینی ما نیز، بارها بر کرامت مهمان و آداب مهمان‌نوازی تأکید شده است. این مردم، بی‌آن‌که در کلاس‌های اخلاق اسلامی شرکت کرده باشند، این اخلاق را زندگی می‌کردند.

در بطن همه‌ی این مشاهدات، می‌توان پرسشی کلیدی را طرح کرد: آیا سنجه‌های رایج دین‌داری در ایران، اساساً توانایی درک چنین الگوهایی از زیست دینی را دارند؟ به نظر می‌رسد پاسخ منفی است؛ چرا که این سنجه‌ها عمدتاً از بیرون طراحی شده‌اند؛ به‌گونه‌ای که نه بافت محلی را می‌شناسند، نه زبان فرهنگی مردم را درک می‌کنند و نه به صورت‌های زیسته‌ی دین‌داری توجه دارند. در چنین وضعیتی، امکان خطای معرفتی در سنجش دین‌داری بسیار بالاست. این مسئله از آن‌رو مهم است که سیاست‌گذاری‌های فرهنگی و دینی، عمدتاً بر پایه‌ی همین سنجه‌های رسمی شکل می‌گیرد. وقتی دستگاه فرهنگی یک کشور، دچار خطای مفهومی در درک دین‌داری مردم خود شود، نمی‌تواند سیاست‌های دینی مؤثری طراحی کند. نتیجه‌ی چنین وضعیتی، فاصله گرفتن بیشتر مردم از نهادهای رسمی دین و شکل‌گیری شکاف میان دین‌داری زیسته و دین‌داری رسمی خواهد بود.

اگر بخواهیم به الگوی کامل‌تری از سنجش دین‌داری در ایران برسیم، به چرخشی مفهومی نیازمندیم. این چرخش باید بتواند دین‌داری را نه در قالب داده‌های خام و کمّی، بلکه در متن تجربه‌ی زیسته‌ی مردمان درک کند. دین‌داری، مفهومی چندلایه و زمینه‌مند است که تنها در بستر فرهنگی، تاریخی و زیستیِ مردمان معنا می‌یابد. سنجه‌هایی که فاقد حساسیت فرهنگی و زمینه‌گرایی باشند، نمی‌توانند بیان‌گر واقعیت دین‌داری در جامعه‌ی متکثر ایرانی باشند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS