دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سوء ظن؛ آفت رفاقت

امیرالمومنین علی(ع) در وصیت خویش به امام مجتبی(ع) می‌فرماید: «لایغلبن علیم سوء الظن فانه لایدع بینک و بین صدیق صلحا؛ سوء ظن و بدگمانی بر تو چیره نگردد که میان تو و هیچ رفیقی جای صلح و صفا باقی نمی گذارد».
سوء ظن؛ آفت رفاقت
سوء ظن؛ آفت رفاقت
نویسنده: رضا جاودان

امیرالمومنین علی(ع) در وصیت خویش به امام مجتبی(ع) می‌فرماید: «لایغلبن علیم سوء الظن فانه لایدع بینک و بین صدیق صلحا؛ سوء ظن و بدگمانی بر تو چیره نگردد که میان تو و هیچ رفیقی جای صلح و صفا باقی نمی گذارد».

در این فراز از سخن، حضرت علی(ع) ما را با یکی از آفات معاشرت، به نام سوء ظن، آشنا و از پیامدهای سوء و ناخوشایند آن برحذر می‌دارند. شاید بتوان گفت که سوء ظن بزرگترین آفت دوستی، همسایگی، رفاقت، برادری، همکاری و هر شکل از اشکال معاشرت است. اگر سوء ظن در جامعه رخنه کند آن را از پای بست ویران می‌کند و ریشه‌های آن را می‌سوزاند. بی تردید آفت زدایی از پیکره جامعه از لازم ترین کارهاست که یکایک اعضای اجتماع باید مسئولیت خود را در قبال آن انجام دهند تا هم خود و هم جامعه را مصونیت بخشند.

ذیل موضوع سوء ظن در آیات و روایات مباحث اساسی فراوانی مطرح شده است. در قرآن کریم سوء ظن یکی از صفات اخلاقی مذموم به شمار آمده و صریحاً مورد نهی واقع شده است: «یا ایها الذین آمنوا اجتنبوا کثیرا من الظن ان بعض الظن اثم»(حجرات: 12). در این آیه از سوء ظن به عنوان اثم و گناه بزرگ یاد شده است. همین طور روایات بسیار زیادی در این زمینه بیان شده است که همگی آنها سوء ظن را یک معصیت می‌شمارند. بنابراین جای هیچ شکی نیست که سوء ظن از جمله صفات مذموم است و اسلام چنین حالت روحی و ویژگی اخلاقی را نمی پذیرد. اما در اینجا سئوالها و ابهامهایی وجود دارد مثلایکی از آن ابهامها این است که حالات و روحیاتی همانند ظن و گمان یا وهم و شک و یا حتی یقین، حالات نفسانی هستند و حالات نفسانی هم تحت اختیار آدمی نیستند تا مورد امر و نهی واقع شوند، پس چگونه آدمی از آنچه تحت اختیارش نیست نهی شده است؟

در پاسخ به این سئوال می‌توان گفت: درست است که وقتی زمینه روحیه‌ها و احتمالاتی همچون ظن، شک و وهم فراهم می‌شود این حالات خود به خود پدیدار می‌شوند و دیگر آدمی اختیاری از خود ندارد، اما انسان در تحصیل مقدمات آنها با اختیار خود اقدام می‌کند و می‌تواند در آنها تصرف کند. به عبارت دیگر چون مقدمات این حالات و احتمالات در اختیار خود انسان است، به اعتبار این مقدمات می‌توان گفت این حالات اختیاری است و به همین اعتبار می‌توانند مورد تکلیف قرار بگیرند. مثلااز جمله مقدمات موثر تلقین به نفس است. در بسیاری از موارد ابتدا یک احتمال ذهنی برای فرد پیش می‌آید و ذهن او را مشغول می‌سازد که البته احتمال بسیار ضعیفی است اما وی آنچنان این احتمال را در ذهنش می‌پروراند و به خودش تلقین کرده، تقویتش می‌کند که کم کم به صورت ظن و گاهی هم به صورت جزم برای او نمودار می‌گردد. گاهی اوقات نیز یک احتمال قوی برای فرد پیدا می‌شود ولی بعد خود فرد در ذهنش آن را مورد تشکیک قرار می‌دهد و آن را از استحکام و قوت ساقط می‌سازد مثلاپیوسته با خود می‌گوید از کجا معلوم که این گونه باشد؟ شاید به این شکل نبوده و من اشتباه کرده ام و ... و به این ترتیب آن حالت قوی نفسانی را سست کرده و به این شکل از بین می‌برد. پس با اینکه پیدایش ظن و شک صددرصد در اختیار انسان نیست، اما از راه مقدماتش در اختیار آدمی قرار می‌گیرد و انسان می‌تواند اختیار و اراده خود را در آن اعمال نماید و از همین طریق می‌تواند آن را ایجاد و یا محو سازد؛ از این روست که می‌تواند مورد تکلیف قرار بگیرد.

مقاله

نویسنده رضا جاودان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS