دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سکون بعد از اضطراب

از شنیدن آیاتش لرزه بر اندام کسانی که از پروردگارشان می ترسند می افتد؛ سپس برون و درونشان نرم و متوجه ذکر خدا می شود. (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
سکون بعد از اضطراب
سکون بعد از اضطراب

سکون بعد از اضطراب

انسان سالک در اوایل امر از یک سو، هراسناک است و می‌لرزد و از سوی دیگر، وقتی خود را به بارگاه قدس خداوند نزدیک می‌بیند جلال و شکوه خدا او را مرعوب می‌کند؛ اما وقتی از منطقه خطر گذشت و به محور امن رسید، کم کم اضطرابش فرو می‌نشیند آرام می شود: ﴿ إنما المؤمنون الذین إذا ذکر الله وجلت قلوبهم وإذا تلیت علیهم آیاته زادتهم إیماناً وعلی ربهم یتوکّلون ﴾[1]. این تپش دل و اضطراب قلب، به این جهت است که انسان مؤمن خدا را، هم به عنوان مبدأ «قهر» می شناسد و هم به عنوان مبدأ «مهر»، و می‌ترسد مبادا از دستور او تخلف کند و از قهر او در امان نباشد. در سوره مبارکه «زمر» می‌فرماید: ﴿ تقشعر منه جلود الذین یخشون ربّهم ثمّ تلین جلودهم وقلوبهم إلی ذکر الله ﴾[2]؛ مؤمنان و سالکان، کسانی هستند که در ابتدا هنگامی که آیات الهی بر آنها تلاوت می‌شود و نام خدا برده می‌شود، پوستهایشان می لرزد و مضطرب می‌شوند و سپس تن و جان آنان می‌آرمد و مطمئن می‌شود.

آنچه در باره برخی امامان (علیهم السلام) نقل شده است که در هنگام نماز پهلویشان از شدت هراس می‌لرزید ولی کم کم آرام می‌شدند، یا در هنگام لبیک گفتن، صدایشان در گلو می‌شکست و اشک از چشمانشان فرو می‌ریخت ولی بعد در اثنای مناسک، آرام می‌شدند، این دو حالت بر اساس دو منزلتی است که در آیات مذکور سوره زمر بیان شده است.

مهمانی که به جایی نا آشنا می‌رود، ابتدا مضطرب است، اما وقتی نشانه لطف میزبان را دید می‌آرمد. انسان سالک می‌بیند همراه او خدای اوست و راه او نیز صراط خدای اوست. او در صراطی گام می‌نهد که راه محبوب اوست و همراه کسی این راه را طی می‌کند که محبوب اوست: «مرا همراه و هم راه است یارم». از این رو می‌آرمد و این، سکون ممدوح است.

گاهی در حادثه‌ای سخت، عارف همانند سنگی که در کنار او آرمیده، آرام است، ولی دیگران مضطربند. آن سنگ، آرام است، چون جاهل یا غافل است و نمی‌داند که چه توفان توفنده‌ای در پیش است، اما آرامش عارف از آن جهت است که می‌داند همه کارها به دست مصلِح کلّ، یعنی «ربّ العالمین» است، ولی دیگران که کم و بیش از آن رخداد سهمگین با خبرند، در حال اضطرابند که آینده چه می‌شود؛ زیرا آنان برای بعد از این عالم، چیزی تهیه نکرده‌اند و آنچه تهیه کرده‌اند مربوط به همین دنیاست. از این رو می‌ترسند مطلوبشان از دست برود و آنان با دست تهی به جایی سفر کنند که برای آن جا زاد و توشه‌ای فراهم نکرده‌اند و به همین جهت هم مضطربند و اضطراب هم همیشه نشانه نرسیدن است. کسی که اصلاً حرکت نکرده است، اضطرابی ندارد و مانند شخص خوابیده، غافلانه به سر می‌برد و سالکی که به مقصد رسیده است نیز می‌آرمد چون راضی به رضای «ربّ العالمین» است؛ اما کسی که حرکت کرده، ولی هنوز به مقصد نرسیده، گاهی مضطرب است و گاهی می‌آرمد. برای چنین کسی بهتر از توکّل و اعتماد به قدرت حق چیزی نیست. چون می‌داند که خودش توان حل مشکلات را ندارد و باید کارش را بر عهده کسی بگذارد که هم توان آن را دارد و هم معرفت آن را و هم جود و بخشش او زیاد است و بخل نمی‌ورزد. از این بیان روشن می‌شود که درجات سکون وابسته به یقین و درجات یقین، وابسته به درجات معرفت است و درجات معرفت همان طور که از یک سو یقین را به لحاظ بینش به دنبال دارد از سوی دیگر به لحاظ گرایش، آرامش را به بار می‌آورد، محبّتها را نیز به بار می‌آورد؛ یعنی، درجات محبّت هم به درجات معرفت، وابسته است.

    منبع :
  • برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی ج11/صص 360-361
    پی نوشت:
  • [1] . سوره انفال آیه 2
  • [2] . سوره زمر، آیه 23.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
Powered by TayaCMS