دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سیاست های اقتصادی رضاخان

No image
سیاست های اقتصادی رضاخان

كلمات كليدي : تاريخ، پهلوي، اصلاحات، توسعه، صنعت نفت، كشاورزي، ارتباطات

نویسنده : زينب ابراهيمي

نخبگان سیاسی و فرهنگی در زمان حاکمیت رضاشاه، اندیشه‌های اصلاح‌طلبانه خویش را مطرح می‌کردند؛ اما این آرا به دلیل قدرت دیکتاتوری رضاخان، نفوذ بیگانگان و رقابت شدید میان آنان در عرصه‌های مختلف، وجود فساد و رشوه‌خواری و الگو برداری از سیستم‌های اصلاح و توسعه جوامع غربی، هرگز تحقق نیافت. در این مقاله به اجمال به اهم سیاست‌های اقتصادی رضاشاه حول چهار محور ذیل می‌پردازیم:

الف) ارتباطات و حمل و نقل؛

ب) صنایع و امور مالی؛

ج) صنعت نفت؛

د) کشاورزی.

الف) حمل و نقل و ارتباطات

1. احداث راه‌آهن

لازمه توسعه تجاری و یکپارچگی بازار ملی، ایجاد ارتباط میان سه بخش ویژه، یعنی مراکز تولید کالاهای کشاورزی(روستاها) با مراکز تولید صنعتی(شهرها) و مراکز توزیع کالاهای وارداتی است. همچنین تسریع فرایند انباشت سرمایه و گسترش حیطه اقتدار دولت، بدون وجود راه‌های ارتباطی اعم از راه‌های زمینی، هوایی و دریایی امکان‌پذیر نیست؛[1] اما مجموعه خطوط راه‌آهن که در شمال، شمال‌ غرب، جنوب و جنوب‌ شرقی احداث شد، نه برای تأمین موارد مذکور، بلکه برای اهداف استراتژیک و اقتصادی خود شاه اجرا شد.[2]

مسیر شمالی راه‌آهن از تهران تا بندرشاه، تهران را به مازندران، زادگاه شاه و املاک وسیع و بادآورده‌اش متصل می‌کرد.[3] همچنین این مسیر به ترکمن‌ صحرا متصل می‌شد که از لحاظ تولید پنبه، حاصل‌خیز بود و رضاشاه به اراضی آن چشم طمع داشت.[4]

مسیر جنوبی راه‌آهن، تهران ‌ـ‌ خلیج فارس، به سبب مسائل نظامی داخلی، ایجاد شده بود تا دستیابی به اقوام و عشایر ناآرام(ایلات عرب بختیاری و لر) را آسان کند.[5] همچنین اشتیاق شاه و وابستگان دولت را برای وجود راه‌آهنی سراسری برآورده سازد.[6]

هزینه این کار از مالیات ویژه بر چای، قند و شکر ـ که اقلام حیاتی در غذای روزانه مردم بود ـ به دست می‌آمد و کسری آن نیز از طریق وام‌های بانکی و اعتبارات دولتی تأمین می‌شد؛ در حالی که عملاً تأثیر چندانی در بهبود اوضاع اقتصادی مردم نداشت.[7]

احداث راه‌آهن، یازده سال طول کشید و با مشارکت مهندسان مشاور آمریکا، بلژیک، ایتالیا، سویس و چکسلواکی ساخته شد و سی میلیون لیره، هزینه بر دوش ملت گذاشت!![8]

2. ایجاد پست هوایی

«شرکت هوانوردی یونکرس آلمان» این کار را انجام داد که در اوایل دهه 1300ش. تحت امتیاز خارجیان بود و از اواسط دهه 1310ش. تحت کنترل دولت درآمد.

3. حمل و نقل دریایی

رضاشاه با خرید سه فروند کشتی بزرگ به انحصار تجارت دریایی در خلیج فارس پایان داد.[9]

4. احداث دکل‌های پست(تلفن و تلگراف):

ارتباطات دور از طریق شبکه تلگراف هند و اروپا توسعه یافت و تلگراف و رادیو ـ که در آغاز برای مقاصد نظامی بود ـ برای احتیاجات غیر نظامی کاربرد یافت.[10] دستگاه‌های موج کوتاه در 4 آبان 1309 افتتاح شد و تا 1311 توسعه پیدا کرد.[11]

رادیو تهران در 1319 با حضور متخصصان آلمانی، راه‌اندازی و تعدادی از کارمندان، صرفاً برای آموختن کار با دستگاه‌ها به فرانسه اعزام شدند.[12]

ب) صنایع و امور مالی

صنایع در ایران تا قبل از جنگ جهانی اول، بیشتر جنبه دستی و هنری داشت و تنها دو کارخانه نخ‌ریسی دایر بود.[13]

در این دوره( 1300ـ1320ش.) رشد کلی تولید و درآمد بالا بود؛ اما برندگان اصلی، اقشار مرفه تهران و چند شهر عمده بودند. بیشترین سود را اقشار بالای بوروکراسی دولتی و شرکای تجاری‌شان بردند[14] و بخش خصوصی صنعت به دلیل بی‌ثباتی اقتصادی و هراس از مصادره اموال و یا ضعف مالی قادر به فعالیت نبود. دولت، خود رأساً سرمایه‌گذاری در صنایع را در اختیار داشت که غالباً این صنایع، مصرفی بود.[15] ایجاد و توسعه صنایع نساجی، غذایی و ساختمانی(سیمان و آجر)، محور فعالیت‌های این دوره بود.

اولین کارخانه آردسازی در سال 1299ش. و نخستین کارخانه بافندگی نخ و ابریشم در 1304 راه اندازی شد. از 1310 به بعد، در پی توسعه تولید کالاهای مصرفی، وزارتخانه‌ای به نام وزارت اقتصاد ملی تأسیس شد. دو هدف عمده سیاست توسعه صنعتی، تأمین نیازمندی‌های مردم از طریق صنایع مصرفی، به‌ویژه صنایع غذایی و تأمین نیازمندی‌های ارتش از قبیل: گلیسیرین، صابون، کنسرو، مس، سرب، پارچه، ماسک ضد گاز و... بود.[16]

از سال 1311ش. قوانینی برای حمایت از صنایع به تصویب رسید که باعث رشد شرکت‌ها از 93 شرکت به 1835 شرکت تا سال 1320شد.[17] اهم آن کارخانه‌ها بدین‌قرار بود: 8 کارخانه چرم‌سازی، کارخانه‌های جورابِ کش‌بافی، کبریت‌سازی، آهن‌سازی، ریخته‌گری، نجاری، کیسه و حریر بافی رشت، بطری‌سازی، کمپوت و مربا‌سازی خراسان، کارخانه پنبه اصفهان، کارخانه تهیه تراورس و کارخانه قیر اندود کردن تراورس، کارخانجات دخانیات، ابریشم، پارچه، کنف، صابون و روغن‌کشی.[18]

با این وصف، رشد صنایع در ایران نسبت به عرصه‌های جهانی بسیار ناچیز بود[19] و علاوه بر آن تقریباً نیمی از سرمایه‌های بخش صنعت به شخص رضاشاه تعلق یافت.[20] همچنین اقدام‌های اقتصادی رضاشاه، سرمایه‌های خصوصی را برای سرمایه‌گذاری در عرصه‌های صنعتی هدایت نکرد و آن را به سوی تجارت خارجی و سپس بخش زمین و رباخواری کشاند.[21]

فعالیت‌های دیگر آن دوره برای اصلاح امور مالی عبارت بودند از:

الف) تصویب قانون اجازه تأسیس «بانک ملّی» در 1306ش. و پس از آن ایجاد «بانک فلاحتی و صنعتی» در 1309 و بانک‌ها و مؤسساتی مانند آنها؛

ب)‌ ایجاد ثبات در قیمت ریال؛

ج) افزایش توانایی‌های دولت برای تأمین اعتبارات و هزینه‌ها.[22]

با این حال، بازاریان و تجار ترجیح می‌دادند به جای درگیر‌ شدن با نظام بوروکراتیکِ بانک‌های دولتی به صرافی‌ها روی آورند.[23] این کارها با وجود تدوین و تصویب مقررات متعدد درباره سیستم نظام بوروکراتیک، کارایی لازم را در فرایند توسعه نداشت؛ زیرا فساد اداری، رشوه‌خواری و جهل مردم به قوانین و مقررات، مانع اثربخشی آنها می‌شد.[24]

ج) صنعت نفت

در سال 1310 دولت با افت شدید درآمدِ نفت، «قرارداد دارسی» را لغو و قرارداد جدید 1933م. را منعقد کرد؛ اما برخلاف جوسازی‌ها، این قرارداد به مراتب زیانبارتر از قرارداد قبل بود.[25]

دولت، منابع دیگری برای تأمین درآمد داشت؛ اما نفت، نقش ویژه‌ای ایفا می‌کرد و 20% کل بودجه را تشکیل می‌داد.[26] از آنجا که هزینه‌های دولت بیش از اعتبارات بود، سهم نفت در تأمین مخارج، بیش از این مقدار بود و چون درآمد نفت به ارز پرداخت می‌شد، حساب جاری و ترازِ پرداخت‌ها نیز مازاد نشان می‌داد؛ از این‌رو دولت، جدا از اقتصاد سیاسی داخلی، درآمد ارزی قابل توجهی در اختیار داشت که نه به مالیات‌های مردم و نه صادرات وابسته بود.[27]

نگاهی به چگونگی تخصیص بودجه‌ سالیانه، روند فعالیت‌های کلان اقتصادی دولت را نمایان می‌سازد که از افزایش رو به رشدِ هزینه‌های دولت حکایت می‌کند؛ اما درصد اختصاص آن به وزارتخانه‌ها ناهمگون بود.[28] همچنین مشارکت‌نداشتن بخش خصوصی در صنعتی‌کردن کشور، سبب فربه‌شدن نظام بوروکراتیک و افزایش هزینه‌های دولت شد و این علاوه بر هزینه سنگین ایجاد ارتش و تجهیزات نظامی بود که تا حدود 40% از اعتبارات دولت را به خود اختصاص می‌داد؛[29] از این‌رو انحصار درآمد نفت در اختیار دولت نیز نتوانست توسعه صنعتی و اقتصادی را در ایران به وجود آورد.

د) کشاورزی

اقدام‌های اقتصادی رضاشاه در دوران بیست ساله، تنها حیات جامعه شهری را متحول کرد. درک نادرست از مسائل روستایی و محوری‌بودن نیازهای نظامی و استراتژیک حکومت، کشاورزی را در همان وضعیتی باقی گذاشت که قرن‌ها دچارش بود.

دامنه تبعیض مداوم و همه جانبه‌ای که علیه روستاییان اعمال شد، تنها در تمرکز سرمایه‌گذاری دولت در بخش صنایع نبود. دولت تنها خریدار و توزیع‌کننده‌ محصولات عمده کشاورزی، شامل گندم و جو در پایین‌ترین قیمت بود و هدف آن کاهشِ مصرف دهقانان و اختصاص یارانه به معدودی از شهرها بود. این سیاست‌های ناعادلانه، روستاها را از همه طرف زیر فشار قرار می‌داد.[30] همچنین روابط «ارباب ـ ‌رعیتی» به دلیل تثبیت مالکیت‌های بزرگ به اوج خود رسید.

فرایند تجاری‌شدن کشاورزی، به برخی محصولات، محدود بود و تمام مناطق و محصولات استحصایی در این فرایند ادغام نشد و تلاش نظامیان و رضاشاه برای تصاحب زمین‌ها، سبب بی‌ثباتی در مالکیت شد. کشاورزان و خرده‌مالکان، به علت کمبود نقدینگی، به سلف‌فروشی و دریافتِ وام با بهره‌های سنگین روی آوردند و کشاورزان بی‌زمین برای تأمین خانواده‌، وام می‌گرفتند.[31]

مالکان بزرگ نیز به دلیل نداشتن نقدینگی، قادر به انتقال درآمد خود به بخش تجارت و صنعت نبودند و راه‌های ایجاد شده نیز تنها مراکز شهری خاصه شهرهای بزرگ را به یکدیگر مرتبط می‌ساخت و روستاها در انزوا ماندند. تخصصی‌شدن و افزایش تولید برخی محصولات محدود، مانند: برنج، توتون، پنبه در سال های 1304 ـ 1348ش. باعث گسترش نقدینه‌کاری و افزایش درآمد شد؛ اما شیوه‌های کهن تولید، همچنان باقی ماند.[32]

مجموعه‌ برنامه‌های توسعۀ صنعتی در سال‌های 1310 ـ 1320ش. و اختصاص سهم فزاینده نفت به آن، سهم تولیدات کشاورزی را در تولید ناخالصی ملی از 80 ـ 90% به 50% کاهش داد[33] و کشاورزی در حد کشورهای عقب‌مانده باقی ماند.

مقاله

نویسنده زينب ابراهيمي
جایگاه در درختواره تاریخ ایران بعد از اسلام

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
Powered by TayaCMS