دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شاهدان محکمه قیامت

در دنیا این گونه است که وقتی شاهد به محکمه عدل می‌آید، آن چیزی را که با حواس، دیده و شنیده بیان می‌کند نه آن چیزی را که گمان کرده و حدس می‌زند.
شاهدان محکمه قیامت
شاهدان محکمه قیامت

در دنیا این گونه است که وقتی شاهد به محکمه عدل می‌آید، آن چیزی را که با حواس، دیده و شنیده بیان می‌کند نه آن چیزی را که گمان کرده و حدس می‌زند.

در محکمه عدل الهی در قیامت نیز مراتبی از شهادت مطرح است که شامل موارد زیر است:

1- شهادت خدا: مهم‌ترین گواهان خود خدا سپس پیامبران. خدا در قرآن می‌فرماید: اِنَّ اللَّهَ عَلى کُلِّ شَىْ ءٍ شَهیدٌ؛ خدا بر هر چیزی شاهد است. (حج، آیه 17)

2- شهادت پیامبران به ویژه پیامبر اکرم(ص): خدا در این باره می‌فرماید: فَکَیْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ کُلِّ أُمَّةً بِشَهِیدٍ وَجِئْنَا بِکَ عَلَى هَؤُلَاءِ شَهِیدًا؛ پس چگونه است حالشان آنگاه که از هر امتى گواهى آوریم و تو را بر آنان گواه آوریم.(نساء، آیه 41). و نیز می‌فرماید: وَیَوْمَ نَبْعَثُ فِی کُلِّ أُمَّةً شَهِیدًا عَلَیْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِکَ شَهِیدًا عَلَى هَؤُلاء؛ روزی که از میان هر قوم و امتی شاهدی از خودشان بر می‌انگیزیم و تو را بر آنان گواه آوریم.(نحل، آیه 89)

3- شهادت امامان معصوم(ع): خدا درباره این گواهان در چند جای قرآن سخن گفته است. از جمله می‌فرماید: و به تحقیق خدا و رسولش عمل شما را می‌بینند آنگاه به سوى داناى نهان و آشکار بازگردانیده مى‌شوید و از آنچه انجام مى‌ دادید به شما خبر مى‌ دهد.(توبه، آیه 94) در جایی دیگر با اضافه مؤمنان کامل یعنی معصومان به عنوان شاهدان اعمال می‌فرماید: و بگو هر کارى مى‌ خواهید بکنید که به تحقیق خدا و پیامبر او و مؤمنان، عمل شما را می‌بینند و به سوى داناى نهان و آشکار بازگردانیده مى ‌شوید، پس شما را به آنچه انجام مى‌دادید، آگاه خواهد کرد. (توبه، آیه 105)

شاهد باید از روی حس به عمل دیگران توجه داشته باشد و هم نیت‌ها را بداند که ریایی است یا خالصانه؟ بنابراین کسی جز معصومان(ع) نمی‌توانند چنین باشند. بر اساس روایات، مصداق کامل امت وسط همان امامان معصوم (ع) هستند که شاهدان الهی نیز هستند: «وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَکُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَیَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیدًا؛ و بدین گونه ما شما را یک امت معتدل و میانه قرار دادیم تا شاهد بر مردم باشید و رسول خدا(ص) هم بر شما شاهد باشد.(بقره، آیه 143) همچنین از آنجا که مصداق کامل مقربان الهی همان معصومان هستند (انسان، آیه 8) به‌ طور طبیعی آنان هستند که گواهان اعمال انسانی خواهند بود؛ چنانکه خدا می‌فرماید: کِتابٌ مَرْقُومٌ، یَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ، نامه و کتاب اعمال، نوشته شده که آن را مقربان گواهی می‌دهند.(مطففین، آیه 21)

4- شهادت فرشتگان رقیب عتید: خدا در این باره می‌فرماید: مَا یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ...وَجَاءَتْ کُلُّ نَفْسٍ مَعَهَا سَائِقٌ وَ شَهِیدٌ؛ هیچ سخنى و کاری را به لفظ درنمى‌آورد و انجام نمی‌دهد، مگر اینکه مراقبى آماده نزد او آن را ضبط مى ‌کند... و هر کسى مى ‌آید در حالى که با او سوق‌دهنده و گواهى ‌دهنده‌اى است.(ق، آیات 18 و 20) این گواهی دهنده می‌تواند همان فرشته رقیب و عتیدی باشد که همراه انسان است.

5- شهادت زمین: از نظر قرآن یکی از شاهدان الهی همین زمین است. از این رو می‌گوید: یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا؛ زمین در قیامت خبرهایش را بازگو می‌کند. (زلزال، آیه 4) در روایت است که رسول خدا(ص) در هر منطقه‌ای دو رکعت نماز به جا می‌آورد؛ چرا که این مکان بر نماز ما شهادت می‌دهد. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند: «آیا می‌دانید منظور از اخبار زمین در اینجا چیست؟ گفتند: خدا و پیغمبرش آگاه‌تر هستند. حضرت فرمود: «منظور از خبر دادن زمین این است که اعمال هر مرد و زنى را که بر روى زمین انجام داده‌اند خبر می‌دهد، می‌گوید: فلان شخص در فلان روز، فلان کار را انجام داد، این است خبر دادن زمین». (بحار الانوار، ج7، ص 97). امام صادق(ع) نیز در حدیثی فرمودند: «در قسمت‌هاى مختلف مسجد نماز بخوانید، زیرا هر قطعه از زمین در قیامت براى کسى که روى آن نماز خوانده گواهى می‌دهد». (وسائل الشیعه، ج5، ص188).

6- شهادت زبانی اعضا و جوارح: این شهادت می‌تواند به دو شکل زبانی و غیر زبانی باشد. به این معنا که همان‌طوری تکه گوشتی در دهان، زبان شده و سخن می‌گوید، همه اعضای بدن انسانی این‌گونه زبان گویا می‌شوند و گواهی می‌دهند. خدا می‌فرماید: تا چون بدان دوزخ رسند گوششان و دیدگانشان و پوستشان به آنچه می‌کرده‌اند بر ضدشان گواهى دهند. به پوست بدن خود مى‌گویند: چرا بر ضد ما شهادت دادید. مى‌گویند: همان خدایى که هر چیزى را به زبان درآورده ما را گویا گردانیده است و او نخستین بار شما را آفرید و به سوى او برگردانیده مى ‌شوید. و شما از اینکه مبادا گوش و دیدگان و پوستتان بر ضد شما گواهى دهند، گناهانتان را پوشیده نمى‌داشتید، لیکن گمان داشتید که خدا بسیارى از آنچه را که مى ‌کنید نمى‌داند.(فصلت، آیه 20 تا 22) پس اعضای آدمی علیه نفس آدمی گواهی می‌دهد؛ زیرا بدن و اعضا اسباب عملی هستند که در اختیار نفس انسانی است و آن کس که باید پاسخگو باشد، همین نفس انسانی است. از این رو اعضا علیه نفس شهادت می‌دهند که آن نفس این اعضا را در کاری ناشایسته به کار گرفته است.

7- شهادت نفس یا شهادت غیر زبانی اعضا و بدن: شهادت دیگری که اعضای بدن در قیامت دارند، غیر زبانی است. به این معنا که اعضای انسانی تغییر حالت می‌دهند؛ چنانکه خدا می‌فرماید: در حقیقت بسیارى از جنیان و آدمیان را براى دوزخ آفریده‌ایم؛ چرا که دل‌هایى دارند که با آن حقایق را دریافت نمى‌کنند و چشمانى دارند که با آنها نمى‌بینند و گوشهایى دارند که با آنها نمى‌شنوند. آنان همانند چهارپایان، بلکه گمراه‌تر در سطح گیاه یا سنگ هستند. آرى آنها همان غافل‌ماندگانند. (اعراف، آیه 179؛ فرقان، آیه 44) و نیز می‌فرماید: وَأَمَّا الْقَاسِطُونَ فَکَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَبًا؛ ولى منحرفان هیزم جهنم خواهند بود. (جن، آیه 15) پس این اعضا و بدن آنان چون به شکل چارپایان یا وحوش (تکویر، آیه 5) یا چوب و هیزم خشک یا سنگ آتش زنه در آمده است، این حالات و ماهیت، خود به خود علیه آن نفس و انسان گواهی می‌دهد. در حقیقت این نفس انسانی چون ماهیت جدیدی یافته است و دیگر انسان نیست، علیه خودش شهادت می‌دهد. از همین رو خدا درباره این نوع شهادت می‌فرماید: قَالُوا شَهِدْنَا عَلَى أَنْفُسِنَا؛ گفتند ما علیه خودمان شهادت دهیم.(انعام، آیه 130) یا درباره آن می‌فرماید: شَهِدُوا عَلَی أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ کَانُوا کَافِرِینَ؛ بر ضد خود گواهى دادند که آنان کافر بوده‌اند.(همان؛ اعراف، آیه 37) پس همه وجودشان علیه خودشان گواهی و شهادت می‌دهد؛ زیرا نفوس کافران بدنهایی مانند اعمالشان خواهد داشت. خدا درباره این نوع شهادت در جایی دیگر می‌فرماید: «وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا؛ روز قیامت انسان رفتار و کردار دنیای خود را در برابر خود حاضر می‌یابد.(کهف، آیه 49) پس این عمل است که شکل و صورت می‌گیرد و عمل انسانی با تمام وجودش علیه عامل، گواهی می‌دهد.

روزنامه کیهان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS