دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شرح حدیث؛ قطع امید از غیر خدا

پس به راستی که هیچ‌ کس به غیر خداوند امید نبست، ‌مگر اینکه محروم و زیانکار گردید.
شرح حدیث؛  قطع امید از غیر خدا
شرح حدیث؛ قطع امید از غیر خدا
نویسنده: آیت‌الله مجتبی تهرانی

قال عَلیٍّ (ع): «اِجْعَلوُا کُلَّ رَجَائِکُمْ‌لِلهِ سُبْحَانَهُ وَ لا تَرْجُوا أحَداً سِواهُ فَإِنَّهُ مَا رَجَا أحدٌ غَیْرَ‌الله تَعَالی إِلا خَابَ»[1]تمامی امیدتان را به خداوند قرار دهید و به هیچ‌کس غیر از خداوند دل نبندید.

پس به راستی که هیچ‌ کس به غیر خداوند امید نبست، ‌مگر اینکه محروم و زیانکار گردید. یک دسته از انسان‌ها تمام امیدشان به غیرخداست. امیدشان به پول، ‌ریاست، ‌رفیق و... است. حضرت در این روایت به این افراد کاری ندارد و خطابش به خداشناسان است؛ آنهایی که معتقدند کاری از دست خدا بر‌ می‌آید و... . حضرت به این گروه می‌فرماید: تنها امیدتان خدا باشد. اینطور نباشد که هم به خدا امید ببندید و هم به غیرخدا.

«وَ لا تَرْجُوا اَحَداً سِواهُ»؛ این جمله فراز قبلی را تأکید می‌کند. اول می‌فرماید تمام امیدتان را خدا قرار بدهید. بعد در این جمله، امیدبستن به احدی غیر از خدا را نفی می‌کند. به تعبیر من محکم‌ کاری می‌کند.

«فَإِنَّهُ مَا رَجَا غَیْرُ‌الله تَعَالی اِلا خَابَ»؛ در این فراز امیرالمؤمنین(ع) به‌علتش اشاره می‌فرماید: برای خاطر اینکه احدی به غیر خدا امید نبست، مگر اینکه محروم شد! (استثناء از نفی دلالت بر عمومیت دارد.) خداوند شریک‌پذیر نیست؛ نه در عبادت و نه در هیچ‌چیز دیگر. ما در این باب روایات زیادی داریم که من در اینجا نمی‌خواهم  وارد آنها شوم.

فقط اشاره‌ای می‌کنم: چندین روایت هست که خداوند قسم خورده که اگر کسی که می‌گوید مرا می‌شناسد، به غیر من امید ببندد، من امیدش را قطع می‌کنم. به هر که و به هرچه امید ببندی (یعنی به بچه‌ات، ‌همسرت، ‌رفیقت یا به پولت، ریاستت و... امید ببندی) من امیدت را قطع می‌کنم. یعنی در آخر، سرت را به سنگ می‌زنم. این حتمی و قطعی است. من این کار را با تو که می‌گویی خداشناسم، می‌کنم.

نتیجه: وقتی آخرِ سر خداوند می‌خواهد سرم را به سنگ بزند و امیدم را از غیرخودش قطع کند، آیا بهتر نیست که خودم از همان اول به غیرخدا امید نبندم؟!

مقاله

نویسنده آیت‌الله مجتبی تهرانی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS