دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شعر

No image
شعر

كلمات كليدي : شعر، وزن، قافيه، تخيل

نویسنده : مهدي افضلي

شعر و شاعری از صناعاتی است که همه تمدن‌ها و فرهنگ‌ها به گونه‌های مختلف از آن در راستای تحریک عواطف و احساسات بهره می‌گیرند. تمام زوایای زندگی به نحوی از آن بهره‌مند است، در شادی و غم، جنگ و صلح، سختی و گشایش، تشجیع و تحذیر، ستایش و نکوهش، تحقیر و تعظیم و مانند آن این فن را ارج می‌نهند و از آن بهره می‌جویند. رکن رکین شعر، خیال‌انگیزی و تصویرگری است. ولی این‌که افزون بر آن نیازمند وزن و قافیه نیز می‌باشد میان صاحب نظران اختلاف است؛ برخی به ارسطو چنین نسبت داده‌اند که صرف بهره‌گیری از مخیلات در کلام شعری کفایت می‌کند، ولی در قول دیگر منسوب به ایشان و همین‌طور در ادبیات سنتی پارسی و عربی و فرهنگ‌های ریشه‌دار در این دو زبان، وزن و قافیه نیز لازم دانسته شده است. گرچه در میان متاخران برخی وزن و برخی دیگر هیچ‌یک از وزن و قافیه را لازم ندانسته‌اند. استدلال طرفداران ضرورت وزن و قافیه این است که این امور تاثیر بیشتری بر روان آدمی‌ می‌نهند، در کلام خیالی هر چند تاثیر هست، ولی تاثیری را که وزن و قافیه می‌نهد فاقد است.

تعریف شعر

در تعریف این صناعت، بسته به این‌که چه چیزهایی را از عناصر قوام بخش آن بدانیم، تعریف‌مان نیز تفاوت پیدا خواهد کرد. اگر عنصر خیال را کافی بدانیم، شعر چنین تعریف به خود می‌گیرد: "کلام منظم برخواسته از خیال"، اگر وزن را اضافه کنیم، "کلام منظم موزون برخواسته از خیال" و اگر قافیه را نیز داخل کنیم، "کلام منظم موزون قافیه دار برخواسته از خیال" بر صناعت شعر صدق خواهد کرد.

راز تاثیر گذاری شعر

منطق‌دانان در این‌که چه چیز باعث می‌شود شعر این‌ همه تاثیر بر نفوس بگذارد و پادشاهی را پابرهنه سوار اسب کند تا ره دیگر در پیش گیرد، به عنصر خیال انگشت نهاده‌اند. تصویرگری و تمثیل‌پردازی و محاکات اعجاب و خیال را بر می‌انگیزند و نفس را مبتهج می‌سازند، در حالی‌که اگر افراد با خود واقعیت مواجه شوند، شاید خوشی و لذت یا رنج و الم را با این کیفیت احساس نکنند.

آن‌چه موجب می‌شود کلام از این قدرت برخوردار شود در درجه نخست خود معانی است که از خیال تراوش کرده و حالت خیال پروری دارد، در درجه دوم الفاظی‌ که برای آن استخدام شده نیز در این وجد آوری نقش بی‌بدیل دارند، زیرا آهنگ موجود در هر لفظ و ترکیباتی که از الفاظ مختلف حاصل می‌شود با حواس انسان ارتباط برقرار می‌کند و او را تحریک می‌کند. برخی از منطق‌دانان وزن را نیز افزوده‌اند، به نظر ایشان وزن موجود در یک سخن جای‌گاه ویژه‌ای در حکایت از حالات نفس آدمی دارد و به کلام جلوه‌ای خاصی می‌بخشد و می‌تواند بر نفوس دیگران نیز تاثیر بگذارد.

اگر در شعر وزن و قافیه را شرط بدانیم، می‌توان برای شعر قواعدی را در نظر گرفت، لیکن جای‌گاه بحث از آن نه منطق، بلکه ادبیات است، اما به لحاظ ماده مخیلات که قوام شعر بدان است، قواعد ضابطه‌مندی ندارد که به ضبط در آید و بر اساس آن گام برداشته شود.

نکته پایانی این است که در سنت ادبی اسلامی به ویژه در زبان عربی، مجموعه‌های مختلفی از سخنان آهنگین وجود دارد که ذیل عنوان شعر به معنای متداول کلمه نمی‌گنجند، الفیه ابن مالک و منظومه حاج ملاهادی سبزواری حکیم بزرگ پیرو حکمت صدرایی، گرچه وزن و قافیه دارند، ولی‌ به دلیل آن‌که از عنصر خیال در آن خبری نیست، به اصطلاح مورد نظر در صناعات خمس، آنرا شعر نمی‌گویند.

مقاله

نویسنده مهدي افضلي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
Powered by TayaCMS