دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شکر نعمت و کفران نعمت

سریع ترین گناهان از نظر جزا و عقوبت، کفران نعمت است.
شکر نعمت و کفران نعمت
شکر نعمت و کفران نعمت

شکر نعمت و کفران نعمت

قال النبی(ص): «أسرعُ الذّنُوبِ عقوبةً کُفرَانُ النِّعمَهِ» (سفینه البحار، ج4، ص475، باب شکر)

بی‌هیچ تردیدی شکر منعِم و صاحب نعمت لازم است. عقل به‌روشنی و بدون هیچ تردیدی حکم می‌کند که هر انسانی که به او نعمتی عطا شده و خود را غرق نعمت می‌بیند، صاحب نعمت را بشناسد و حق سپاسگزاری از او را به‌جای آورد. شناخت منعِم در حقیقت شناخت خداوند است که از زاویه انعام مورد شناخت قرار گرفته است.[1] خداوند در قرآن می‌فرماید:

«فاذکُرُونِی أَذکُرکُم وَ اشکُرُوا لِی وَ لاتَکفُرُونَ»[2]

«پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و شکر نعمت مرا به‌جای آورید و کفران نعمت نکنید.»

در حقیقت خداوند صاحب تمام نعمتها است و لازم است که انسان در برابر نعمتهایی که خداوند به او بخشیده، شکرگزار باشد و کفران نعمتهای الهی نکند. کفران نعمتهای الهی و ناسپاسی و ناشکری یکی از عواملی است که باعث زوال و از دست رفتن نعمتهای الهی می‌شود. حضرت علی(ع) در نهج البلاغه خطر ناسپاسی و ناشکری را گوشزد کرده و آن‌را از عوامل زائل شدن نعمت می‌شمارند و می‌فرمایند:

«إنّ لله فی کلِّ نعمَهٍ حقّاً فمَن أدّاه زَادَهُ منها و مَن قَصَّر عنه خَاطَرَ بزَوَالِ نعمَتِه»[3]

به‌درستی که خداوند را در هر نعمتی حقی و سپاسی است. کسی که از عهده آن برآید، خداوند آن نعمت را بر او افزایش می‌دهد و کسی که در آن کوتاهی کند، خداوند آن نعمت را در معرض زوال و نابودی قرار می‌دهد.

آری ناشکری و ناسپاسی، در برابر نعمت‌ها باعث زوال و نابودی آنها می‌شود. در روایتی از امام صادق(ع) به این مضمون وارد شده که می‌فرمایند:

من بعد از غذا انگشتان دست خود را می‌لیسم به‌طوری که می‌ترسم خادمم مرا در این حالت مشاهده کند و پیش خود فکر کند که این کارم از روی حرص من به غذا می‌باشد، در حالی‌که این‌گونه نیست. امام صادق(ع) در ادامه‌ی این روایت، علّت کار خود را ذکر می‌کند و می‌فرماید: در گذشته مردمی زندگی می‌کردند که دارای چشمه‌سارها و نعمات فراوان بودند، به‌طوری که آن‌ها از مغز و جوانه گندم برای خودشان، نان درست می‌کردند؛ ولی آنها به‌خاطر وفور نعمت با نان محل مدفوع کودکانشان را پاک می‌کردند؛ تا اینکه کوهی از این نانها جمع شده بود. روزی مرد نیکوکاری از جایی گذر می‌کرد و مشاهده نمود که زنی مشغول چنین کاری است. آن مرد تا چنین چیزی را مشاهده کرد رو به آن زن کرد و گفت: وای بر شما از خدا بترسید و کاری نکنید که خداوند نعمتهایش را از شما بگیرد. آن زن در جواب گفت: آیا تو ما را از قحطی و گرسنگی می‌ترسانی؟! تا زمانی‌که رودهای ما جاری است، ما از گرسنکی و قحطی ترسی نداریم. طولی نکشید که بر اثر ناسپاسی و کفران نعمت، خداوند بر آنها غضب کرد و باران بر آنها نبارید؛ کار به‌جایی کشید که برای همان نان‌هایی که روزی محل مدفوع کودکانشان را پاک می‌کردند، صف می‌کشیدند و آنها را در بین خود با ترازو تقسیم می‌کردند!![4]

آری کفران نعمت و ناسپاسی، از جمله گناهانی است که عذاب و عقوبت دنیوی آن، زود فرامی‌رسد.

    پی نوشت:
  • [1]. سبحانی، جعفر، الالهیات، قم، موسسه امام صادق(ع)، 1384، چاپ ششم، ج 1، ص257.
  • [2]. بقره / 152.
  • [3]. نهج‌البلاغه، ترجمه سیدجعفر شهیدی، تهران، علمی و فرهنگی، 1376، چاپ دهم، حکمت244.
  • [4]. مجلسی، محمدباقر؛ بحارالانوار، بیروت، موسسةالوفاء، 1404هق، ج14، ص144، باب12 و قمی، شیخ عباس؛ سفینه البحار، قم، اسوه، چاپ چهارم، 1427هق، ج1، ص493.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS