دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شکل دوم

No image
شکل دوم

كلمات كليدي : شكل دوم، حد وسط، حد اکبر، حد اصغر، صغري، کبري، منتج، عقيم

نویسنده : مهدي افضلي

در مطلع مدخل شکل اول توضیح داده شد که از نحوه قرار گرفتن حد وسط یا اوسط در قیاس‌ها اشکال مختلفی پدید می‌آید که هریک احکام خاصی را واجد است. اگر حد وسط در صغری و کبری محمول واقع شود آنرا "شکل دوم" می‌نامند.

برای منتج بودن شکل دوم نیز افزون بر شرایط عام قیاس اقترانی دو شرط عمده را ذکر کرده‌اند: اختلاف در کیف، یعنی هر دو مقدمه نباید موجبه یا سالبه باشد، بلکه اگر صغری موجبه بود کبری باید سالبه باشد یا برعکس، شرط دوم کلی بودن کبری است. که برای سهولت در ذهن سپاری این دو شرط آنرا به اختصار "خینکب" می‌نامند: خ= اختلاف، ین= مقدمتین، ک= کلی، ب= کبری.

با شرط اختلاف مقدمتین در سلب و ایجاب هشت ضرب از ضروب شانزده‌گانه ساقط می‌شود و عقیم می‌باشند، با شرط دوم چهار ضرب خارج می‌شوند که به صورت تفکیکی در نموادر زیر نشان داده می‌شود:

ضروب منتج شکل دوم با استفاده از عکس مستوی در کبری و ارجاع به شکل اول و با برهان خلف اثبات می‌شود. اگر کبرای قیاس شکل دوم سالبه باشد با عکس کردن آن شکل اول حاصل می‌شود که بدیهی الانتاج است. از باب نمونه اگر داشته باشیم:

(1) هر مسی فلز است.

(2) هیچ عایقی فلز نیست.

(3).: هیچ مسی عایق نیست. زیرا وقتی (2) را عکس مستوی کنیم این قضیه حاصل می‌شود:

(4)هیچ فلزی عایق نیست، زیرا عکس مستوی عبارت است از تبدیل دو طرف قضیه همراه با بقای صدق و کیف، لذا از ضمیمه کردن آن به صغرای اصل، این نتیجه حاصل می‌شود:

(5) .: هیچ مسی عایق نیست.

در مواردی‌ که صغری سالبه جزئیه و کبری موجبه کلیه باشد استفاده از عکس مستوی مفید نیست، بلکه باید از طریق خلف وارد شد؛ زیرا عکس مستوی موجبه کلیه، موجبه جزئیه است و در شکل اول ایجاب صغری و کلی بودن کبری شرط است. اثبات آن از طریق خلف بدین صورت است که فرض می‌شود اگر نتیجه صادق نباشد باید نقیض آن صادق باشد، ولی صدق نقیض به معنای کذب یکی از مقدماتی است که صدق آن مسلم انگاشته شده، لذا نتیجه گرفته می‌شود که نقیض نتیجه کاذب است، در نتیجه خود نتیجه صادق خواهد بود، زیرا از کذب نقیض صدق اصل نتیجه گرفته می‌شود:

(1) بعض حیوان‌ها انسان نیستند.

(2) هر ناطقی انسان است.

(3) .: بعض حیوان‌ها ناطق نیستند. برهان خلف بدین صورت اقامه می شود، اگر (3) صادق نباشد ناگزیر نقیض آن یعنی:

(4)هر حیوانی ناطق است، صادق خواهد بود. آن‌گاه این قضیه را صغری برای (2) قرار می‌دهیم، این نتیجه حاصل می‌شود:

(5) هر حیوانی انسان است. این مقدمه با (1) در تناقض است و چون مفروض صدق (1) است، در نتیجه باید (3) صادق باشد و گرنه خلف فرض لازم خواهد آمد.

صغری کبری

موجبه کلیه

سالبه کلیه

موجبه جزئیه

سالبه جزئیه

موجبه کلیه

عقیم

منتج

عقیم

عقیم

سالب کلیه

منتج

عقیم

عقیم

عقیم

موجبه جزئیه

عقیم

منتج

عقیم

عقیم

سالبه جزئیه

منتج

عقیم

عقیم

عقیم

مقاله

نویسنده مهدي افضلي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
خدايا! تو براى عاشقانت بهترين مونسى

خدايا! تو براى عاشقانت بهترين مونسى

و دلهايشان به جانب تو در غم و اندوه. اگر تنهايى آنان را به وحشت اندازد ياد تو مونسشان شود، و اگر مصائب به آنان هجوم آرد به تو پناه جويند، زيرا مى دانند زمام
Powered by TayaCMS