دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

صحابه نزد شیعه

عدالت صحابه یکی از مهمترین مسائلی است که بین مکتب تشیع با اهل‌سنت اختلافات جدی وجود دارد و سوالاتی که شیعه در این رابطه از اهل سنت دارد، این اعتقاد را به تناقض کشانده ‌است. در این مقاله باید نظر شیعه را نسبت به صحابه روشن ساخت تا علاوه بر شناخت دیدگاه تشیع نسبت به صحابه، به اعتراضات بدون دلیل دیگران به عقیده شیعه پاسخ داده شود.
No image
صحابه نزد شیعه

نويسنده: سيد حسين ميرنور الهي

كلمات كليدي: بابيت، وكالت، نيابت، غيبت صغري، غيبت كبري

عدالت صحابه یکی از مهمترین مسائلی است که بین مکتب تشیع با اهل‌سنت اختلافات جدی وجود دارد و سوالاتی که شیعه در این رابطه از اهل سنت دارد، این اعتقاد را به تناقض کشانده ‌است. در این مقاله باید نظر شیعه را نسبت به صحابه روشن ساخت تا علاوه بر شناخت دیدگاه تشیع نسبت به صحابه، به اعتراضات بدون دلیل دیگران به عقیده شیعه پاسخ داده شود.

شیعه و صحابه

شیعه، نسبت به صحابه نظری جز آنچه که از پیامبر(ص) و اهل‌بیت(ع) بیان شده نظری ندارند. بلکه شیعه عدالت، نفاق، فسق برخی از صحابه با ملاکهای حق سنجیده و نظر خود را نسبت به حالات صحابه اعلام می‌کنند. از جمله این ملاکها اطاعت و نافرمانی صحابه از پیامبر(ص) است. قطعا شیعه افرادی که خود را به نام صحابه در کنار پیامبر(ص) قرار می‌دادند را بدون سنجش اطاعت و فرمانبرداری دارای صفت عدالت نمی‌دانند. اما سوأل این است که آیا اصحاب نافرمانی از دستور پیامبر(ص) داشتند یا خیر؟ در پاسخ باید به چند نمونه از این نافرمانی‌های صحابه اشاره کنیم تا بدانیم که صرف صحابی بودن ملاک عدالت نیست.

الف:کراهت و نافرمانی از حکم پیامبر(ص)

1.ابوبکر به پیامبر(ص) گفت: من از فلان محل می‌گذشتم، مردی (ذوالثدیه یا عبدالله بن ذوالخو یصیره) را که با کمال خضوع و خشوع نماز می‌خواند، دیدم. پیامبر(ص) فرمود: برو او را بکش. ابوبکر رفت ولی او را به بهانه‌ی اینکه در رکوع است، نکشت و برگشت. پیامبر(ص) به عمر دستور داد تا آن فرد را بکشد. او نیز رفت و آمد و به بهانه اینکه در سجده است، او را نکشت و دستور پیامبر(ص) را اجرا نکرد. این بار پیامبر(ص) به امیرالمومنین علی (ع) دستور داد تا او را بکشد. ایشان برای اجراء دستور آن حضرت رفت ولی آن فرد را نیافت.[1] همچنین پیامبر(ص) در مورد او فرمود: این مرد و اصحاب او قرآن می‌خوانند، اما قرآن از گلوی آنها تجاوز نمی‌کند و آنها از دین بیرون می‌روند، همچنان که تیر از کمان می‌گذرد، و باز نمی‌گردد، آنها را بکشید، آنها بدترین مردم هستند.[2]

2. وقتی پیامبر(ص) اسامه بن زید را امیر لشگر قرار داد بسیاری از اصحاب ناراحت شدند و به این حکم راضی نبودند تا اینکه پیامبر(ص) در حالی که مریضی برایشان سخت شده بود بر منبر رفتند و فرمودند: نارضایتی شما نسبت به پدر او نیز بود اما او و پدرش لیاقت این امارت را دارند.[3]

3. وقتی پیامبر(ص) در اواخر عمر خود ظاهر شدن اختلاف اصحاب را مشاهده کرد برای فیصله دادن به منازعات دستور داد تا قلم و دواتی آماده کنند تا آن حضرت مطلبی بنویسند که دیگر اختلافی صورت نگیرد و لی برخی از صحابه به شعار حسبنا کتاب الله مانع از اجرای دستور پیامبر(ص) شدند.[4]

4. در گزارشات تاریخی معتبر پس از دستور پیامبر(ص) برای آوردن قلم و دوات، یکی از صحابه،مخالفت خود را با اهانت به پیامبر(ص) اعلام می‌کند و می‌گوید: این مرد هذیان می‌گوید[5] و یا اینکه درد و رنج مریضی براو غلبه یافته است.[6]

ب. پیروی از اهل‌بیت (ص): یکی دیگر از ملاکهائی که شیعه برای سنجش صحابه در نظر می‌گیرد متابعت از اهل‌بیت(ع) است. ما به راحتی می‌توانیم از این ملاک به شناخت صحابه عادل و منافق و فاسق پی‌ببریم. واضح است که بسیاری از صحابه ولایت و امامت علی (ع) را بر نمی‌تافتند.این مطلب از رفتار بسیاری از صحابه واضح می‌شود.عموم مردم نیز به تبع سران منافق از صحابه یا سکوت می‌کردند و یا سرکوب می‌شدند. به عنوان نمونه به این حدیث به نقل از امیرالمومنین علی(ع) توجه کنید:

وقتی رسول الله(ص) وفات کردند و مردم به ابوبکر توجه کردند وبا او بیعت کردند، فاطمه(س) را سوار برمرکب نمودم و دست حسنین(ع) را گرفتم و هیچ یک از اهل‌بدر و سابقین از مهاجرین و انصار را رها نکردم مگر اینکه ایشان را به حق خویش قسم دادم و به یاریم فراخواندم در حالی که هیچ یک از مردم دعوتم را اجابت نکردند جز چهار تن، زبیر و سلمان و ابوذر و مقدار.[7]

در این بیان، دعوت شدگان به نصرت امیرالمومنین(ع) افراد معمولی نبودند؛ بلکه اهل بدر که 313 نفر در جنگ شرکت داشته‌اند و همچنین مهاجرین و انصار با سابقه می‌باشند که همگی معاشرت طولانی با پیامبر(ص) داشته‌اند. ایشان کسانی هستند که در حجه الوداع حضور داشتند و اعلام ولایت و امامت امیرالمومنین علی(ع) را در غدیر خم از زبان رسول‌الله(ص) شنیده‌اند. با این حال این افراد با سابقه پیمان شکنی کردند. یعنی شیعه صحابه را طبق این ملاک به صحابه با وفا و صحابه پیمان شکن تقسیم می‌کنند و این مطلب را با ادله مختلف اثبات می‌کنند.

نمونه‌ای از صحابه منتخب

شیعه همیشه به صحابه‌ای که بر پیمان خود ثابت قدم بودند و در این راه تلاش نمودند و دین فروشی نکردند، احترام ویژه‌ای قائل است. به اسامی تعدادی از صحابه اشاره‌ می‌کنیم تا روشن شود که صحابه به جناح اموی و عثمانی منحصر نیست بلکه این اصحاب پیامبر(ص) از مدافعین حق علی(ع)محسوب می‌شوند و احترام این صحابه نزد اهل‌سنت نیز قابل خدشه نمی‌باشد:[8]

1. سلمان فارسی

2. ابوذر غفاری

3. مقداد بن عمرو

4. عمار بن یاسر

5. حذیفه بن یمان

6. سهل بن حنیف

7. عثمان بن حنیف

9. عبدالله بن مسعود

10. ابو الهیثم بن التیهان

11. ابو ایوب انصاری

12. خزیمة بن ثابت

13. جابر بن عبد الله الانصاری

14. أبو سعید الخدری

15. عبادة بن الصامت

16. قیس بن سعد بن عبادة

17. عمرو بن الحمق

18. عمران بن الحصین

19. بریدة الأسلمی

20. بلال

21. زید بن حارثه

22. اسامة بن زید

23. عبدالله بن عباس

24. عبدالله بن سلام

25. ابو رافع

26. حبیب بن مظاهر الاسدی

27. خباب بن الارت

28. ام هانی

29. ام سلمه

30. ام ایمن

نتیجه

شیعه اصحاب را به دو قسم مومن و منافق تقسیم می‌کند بلکه به سه قسم مومن و منافق و مریض القلبی که منتظر سوء استفاده و فرصت طلبی است. در نتیجه احترام اصحاب نزد شیعه بستگی به عملکرد ایشان و متابعت از ملاکهای حق دارد و اینکه گفته شده شیعه صحابه را دشنام می‌دهند و دشمن می‌شمارند دروغی بیش نیست. از شواهد احترام شیعه به صحابه، ادعیه‌ای است که شیعه از امامان خویش دریافت نموده و با آن ادعیه خدا را می‌خوانند و از اصحاب منتخب تجلیل می‌کنند، مانند دعای امام زین العابدین(ع) که می‌فرماید:

اللهم صل على محمد خاتم النبیین و تمام عدة المرسلین و على آله الطیبین الطاهرین و أصحابه المنتجبین.[9]

از امام صادق(ع) روایت شده که: هر کس سوره همزه را بخواند، ده حسنه دارد به مقدار کسانی که پیامبر(ص) و اصحابش را تمسخر می‌کردند.[10]

مقاله

نویسنده سيد حسين ميرنور الهي
جایگاه در درختواره عقائد فرق
جایگاه در درختواره اثنا عشریه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
Powered by TayaCMS