دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

صفات ناپسند صحابه

No image
صفات ناپسند صحابه

نویسنده : سيد حسين ميرنور الهي

كلمات كليدي : صحابه، عدالت صحابه، عملكرد صحابه، صحابه نزد اهل سنت، صحابه نزد فرق اسلامي

بسیاری از صحابه دارای صفات کمال و عالی بوده­اند؛ اما برخی از ایشان هرگز به صفات مطلوب متخلق نبودند. با این حال آیا معقول است که بین این افراد هیچ تفاوتی وجود نداشته باشد و تمامی ایشان عادل باشند به این معنی که کسی حق ندارد به بررسی شخصیت ایشان بپردازد سپس حکم به عدالت و یا فسق ایشان کند. در این مقاله به بررسی صفات شخصی برخی صحابه ­می­پردازیم تا از وجود برخی صفات به عدم تساوی صحابه پی­ببریم.

جهل

یکی از مشکلاتی که برخی صحابه به آن مبتلی بودند، در ماندگی ایشان حتی در برابر سوألات ساده مردم بود، با این حال چگونه می­توان بین ایشان و دیگران فرقی قائل نشد! ابوبکر و عمر و عثمان از جمله کسانی بودند که در بسیاری از مسائل و مجهولات به امیرالمومنین (ع) و دیگران متوسل می­شدند.[1]

بی­‌کفایتی

ابوبکر به عنوان حاکم اسلامی به اعمال خلافی که خالد بن ولید انجام داده بد سرپوش گذاشت و بلکه با چشم پوشی از خطاهای آن صحابی به تقدیر از او می­پرداخت!![2] همچنین عمر بارها عنوان کرده بود که بیعت با ابوبکر بی­خردی بود. و بارها ابوبکر بالای منبر اعتراف می­کرد که تا علی در میان مردم هست او بهترین نخواهد بود و درخواست اقاله بیعت داشت، همچنین می­گفت من شیطانی دارم که هنگام غضب بر من عارض می­شود. فرار و شکست او در جنگها بخصوص جنگ خیبر، عزل شدن از قرائت سوره توبه در مکه، عزل شدن از سرپرستی صدقات، تخلف از لشگر اسامه، عقب رانده شدن او از امامت در مسجد توسط پیامبر(ص)، مخالفت با نقل حدیث و منع کتابت آن، مخالفت با آیات و سنت نبوی از جمله اموری است که بر بی­کفایتی و نفاق ابوبکر دلالت دارد.[3]

غصب اموال فاطمه زهراء(س)

ابوبکر بعد از رحلت پیامبر(ص) با ادعای روایتی از پیامبر(ص) به غصب اموال حضرت فاطمه(س) پرداخت که با جواب آن حضرت از قرآن روبرور شد و ابوبکر نیز پاسخی نداشت جز اینکه بگوید مسلمانان من را بر این امر برگزیدند!!.[4]

ترس و فرار در جنگ

عمر به عنوان یکی از صحابه باسابقه به حساب می­آید. اما حضور موثر و کارگشائی در جنگها ندارد. او در بسیاری از جنگها مانند یک سرباز معمولی بوده و در مواقع خطر بهترین راه را همچون ابوبکر و عثمان و...فرار می­دانسته[5] و در این باره خودشان نیز اعترافاتی دارند. از جمله اینکه گفت شده در جنگ احد همه فرار کردند جز علی بن ابی طالب(ع) و زبیر و طلحة و أبودجانة و الحارث بن الصمة و الحباب بن المنذر و عاصم بن ثابت و سهل بن حنیف.[6] البته از این افراد نیز همه فرار کردند و کسی جز علی بن ابی­طالب(ع) از پیامبر(ص) دفاع نکرد.[7]

درخواست قتل و نقشه ترور

اصحاب پیامبر(ص) که غاصبانه بر اریکه خلافت تکیه کردند بارها برای جنگ و قتل و اسارت ایشان برنامه ریزی داشتند که با شجاعت آن حضرت این نقشه­ها ناکام می­ماند.[8]همانطور که پیش از این قصد کشتن پیامبر(ص) را داشتند.[9]عمر که به عنوان یکی از صحابه باسابقه به حساب می­آید، زود درخواست کشتن صحابه گرفتار و یا خارج از میدان جنگ را خواستار می­شد که این درخواست در زمان پیامبر(ص) با مخالفت آن حضرت روبرو می­شد و بعد از زمان ان حضرت هرگز عملی نشد. به چند نمونه از این موارد اشاره می­کنیم:

1. درخواست قتل عبدالله بن ذوالخویصره بعد از جسارت عبدالله به پیامبر(ص).[10] در برخی از روایات اهل­سنت آمده که عمر گفت: یا رسول­الله(ص) اجازه بده من این منافق را بکشم.[11]

2. درخواست قتل عباس عموی پیامبر(ص) بعد از اسارت در جنگ بدر.[12]

3. درخواست قتل حاطب بن ابی بلتعه بعد از لو رفتن نقش پیامبر(ص) به مشرکین.[13]

4. درخواست قتل نعمان به دلیل شرابخواری.[14]

5. درخواست قتل عبدالله بن ابی از منافقین مشهور.[15]

6. درخواست قتل ابوسفیان.[16]

7. تهدید قتل امیرالمومنین علی(ع) در روز حمله وحشیانه به خانه وحی.[17]

8. دستور قتل اصحاب شوری برای انتخاب خلیفه در صورتی که کسی را انتخاب نکنند.[18]

تهدید

شیوه بیان و عملکرد عمر در برابر مخالفینش بخصوص اهل­بیت(ع) همیشه با تهدید بوده. او برای پیشبرد اهداف خود این کار را سرلوحه عمل خود قرار می­داد ولی بسیاری از این تهدیدات و لفاظیهای او هرگز عملی نشد. به چند تهدید عمر که هرگز عملی نشد. بعد از رحلت پیامبر(ص)، عمر با انکار رحلت پیامبر(ص) مردم را تهدید به مرگ می­کرد تا بتواند فرصتی برای سقیفه نشینان در جهت غصب خلافت فراهم کند.[19] همچنین او با تهدید و ارعاب می­خواست از امیرالمومنین علی(ع) برای ابوبکر بیعت بگیرد.[20] سعد بن عباده و حباب بن منذر به دلیل بیعت نکردن با ابوبکر محکوم به قتل شدند.[21] در ادامه همین سیاست به همراه چهارصدتن از یارانش که همگی از صحابه بودند به تهدید مخالفان ابوبکر پرداخت و آنان را تهدید به قتل کرد.[22]

از جمله اموری که شخصیت عمر را آشکار می­کند تهدید عمر به آتش زدن خانه فاطمه زهراء(س) است که با علم به وجود اهل­بیت(ع) در آن خانه بود و بد تر از این تهدید عملی شدن آن است که مورد اعتراف خود عمر و اهل­سنت است.[23] در داستان خواستگاری او از ام کلثوم با تمام اختلافاتی که در این قضیه وجود دارد به تهدید عمر در این باره اشاره شده­است.[24] این موارد تنها گوشه­ای از تهدیداتی است که در تمام زندگی عمر وجود داشته است.

خشونت

یکی دیگر از خصوصیات عمر خشونت زبانزد او بوده­است. در این زمینه افرادی که به نحوی از عمر تازیانه و یا کتک خورده­ و یا زندانی شدند را نام می­بریم که در کتب اهل­سنت نیز نقل شده­است؛ مانند:

1. خواهرش فاطمه به دلیل اسلام آوردن.

2. شوهر خواهرش به دلیل اسلام آوردن.

3. کنیز ابومومل و ام­عبدالله دختر حنتمه، به دلیل اسلام آوردن.

4. کسی که به زیارت بیت المقدس رفته­ بود.

5. کسی که تمام عمر روزه گرفته بود.

6. کسی که در زمان کم آبی دو روز برای خانواده خود گوشت می­خرید.

7. ابن مسعود

8. ابو الدرداء

9. ابو مسعود انصاری

10. کسانیکه کنیه ابوعیسی داشتند،از جمله عبیدالله فرزندعمر.[25]

11. ابوهریره

12. همسر خودش

13. رئیس قبیله ربیعه

14. ام­فروه خواهر ابوبکر

15.سعد بن عباده

16. بریدة بن الحصیب الاسلمی به دلیل اعتراض برآتش زدن خانه فاطمه(س) کتک خورد.

این افراد تعدادی از کسانی بودند که توسط عمر شکنجه شدند. اگر به کتب تاریخ و ...مراجعه شود تعداد بیشتری را می­توان یافت که گرفتار خشونت عمر شدند. تا حدی که به صورت ضرب المثل می­گفتند: تازیانه­های عمر از شمشیر حجاج برنده­تر است.[26] چرا که او اولین کسی است که در اسلام تازیانه بدست گرفت و با آن امور مردم را مدیریت می­کرد[27] تا جائی که گفته شده صف نماز جماعت را با تازیانه یکسان می­کرد.[28] همچنین خشونت او در زندگی شخصی و ازدواج او با عاتکه بن زید هویداست.[29]

معامله خشونت­بار عمر

انس بن مالک می­گوید: مردی اعرابی شتران خود را برای فروش آورد. عمر برای معامله نزد او رفت و با لگد به تمام شتران زد. او می­خواست شتران را برانگیزد تا رام بودن آنها را امتحان کند. اعرابی گفت: ای بی­پدر شتران من را رها کن. اما عمر به کار خود ادامه می­داد. اعرابی گفت: گمان دارم که بد مردی باشی!. عمر پس از امتحان شتران آنها را خرید و اعرابی خواست تا جل و پلاسهای شتران را باز کند اما عمر گفت من وقتی آنها را خریدم با جل و پلاس بودند و اعرابی گفت: گواهی می­دهم که تو مرد بدی هستی و نزاع خود را نزد امیرالمومنین علی(ع) مطرح کردند.

امیرالمومنین(ع) فرمود : اگر جل و پلاسها در معامله شرط شده باشد آن برای توست. آنگاه اعرابی آنها را باز کرد و شتران را به عمر داد.[30]

شرب خمر

خوردن شراب یکی دیگر از صفات ناپسندی است که بسیاری از صحابه به آن دچار بودند. گفته شده که در زمان عمر خوردن شراب شایع شد تا جائی که عمر به کارگزانش دستور داد که آب انگورها را بجوشانند تا سرکه شود.[31] عمر خانه رویشد ثقفی که مرکزی برای شراب فروشی بود را آتش زد.[32] ربیعة بن امیة بن خلف از دیگر اصحاب شرابخواری بود که از دست عمر به روم فرار کرد و مسیحی شد.[33] ضرار بن الازور از دیگر کارگزاران ابوبکر و عمر بود که شرابخواری و فحشاء و جنایت دار کارنامه او وجود دارد.[34] ابوشمحه عبدالرحمن فرزند عمر نیز از جمله کسانی است که به دلیل شرابخواری توسط پدرش حد می­خورد.[35] ولید بن عقبه از دیگر صحابه بود که اهل کوفه به دلیل شرابخواری او به عثمان شکایت کردند.[36] علقمة بن الاعور السلمی، علقمة بن علاثه، قدامة بن مظعون از اصحاب بدر، منظور بن زبان، نعمان بن نضیلة الانصاری، نجاشی، ابوالازور، ابوجندل، ضرار بن خطاب، ابوزبیدالطائی، ابومحجن الثقفی، ابومفرز التمیمی، وحشی، نیز از جمله اصحاب شرابخوار بودند.[37] بالاخره روایتی از رسول الله(ص) نقل شده که فرمودند: به زودی از امت من کسانی اسم خمر را تغییر می­دهند و حاکمان ایشان آنان را برخوردن آن کمک می­کنند.[38] لازم به ذکر است که شرابخواری ابوبکر و عمر نز در کتب اهل­سنت ذکر شده است.[39]

نفاق و کودتا

نفاق بسیاری از صحابه به حدی بود که آیات بسیاری در مورد این افراد نازل می­شد. اما مهمترین مسأله منافقین در زمان پیامبر(ص) تضعیف ایشان و مخالفت با امیرالمومنین علی(ع) بوده­است. توطئه این افراد برای کودتا بر علیه حکومت پیامبر(ص) در مدینه و با ساختن مسجد ضرار قوت گرفت در حالی که پیامبر(ص) به جنگ تبوک عازم می­شدند و برای دفع توطئه این افراد امیرالمومنین علی(ع) را در مدینه جایگزین خود فرمود و ایشان از سوئی و پیامبر(ص) از سوی دیگر به دفع این توطئه پرداختند.[40] این مطالب نشاندهنده وجود توطئه در عصر پیامبر(ص) است که بعد از رحلت آن حضرت با غصب خلافت به این توطئه تحقق بخشیدند.

تشریع

حق قانونگذاری برخلاف احکام الهی و سنت پیامبر(ص) شیوه مستمری بود که ابوبکر و عمر برای خود به رسمیت می­شناختند.

1- دستور به حرمت حج تمتع.

2- دستور به حرمت ازدواج موقت.[41]

3- دستور به جعل الصلاة خیر من النوم( التثویب).[42]

4. دستور به حذف حی علی خیر العمل.[43]

5- جعل نماز تراویح در شبهای ماه رمضان.[44]

6- امضای سه طلاق در یک مجلس.[45]

7- مقدار جزیه را از حدی که رسول الله(ص) معین نموده بود بیشتر کرد.[46]

8- جعل خراج مالیات بر زمینهایی غنیمتی که در جنگ با ایران بست آمده بود.[47]

9- جلوگیری از اعطاء خمس به بنی­هاشم و اهل­بیت(ع) برای تضعیف ایشان.

10- تبعید نصر بن حجاج بدون هیچ گناهی.[48]

11. تغییر دادن مقام ابراهیم از مکان خود.[49]

12. گرفتن صدقه از برخی نصاری عرب بجای جزیه.[50]

13. دستور منع ازدواج موالی(آزادشدگان و ایرانیان) با دختران عرب.[51]

14. جایز دانستن مسح برکفش و جوراب.[52]

15. جعل چهار تکبیر بر میت.[53]

16. منع ارث بردن اعجمی از عرب.[54]

17. جعل عول و تعصیب در ارث.[55]

18. تقسیم تبیعض وار بیت المال و اعطاء آن به افراد نالایق.[56]

19. تعیین شوری برای انتخاب خلیفه.

20. حکومت دادن به بنی امیه در شام.

مقاله

جایگاه در درختواره عقائد فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
Powered by TayaCMS