دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

صفاریان

No image
صفاریان

كلمات كليدي : صفاريان، سيستان، يعقوب بن ليث، خلافت عباسي، ماوراءالنهر، سامانيان، غزنويان، فرهنگ ايراني

نویسنده : علي ابراهيمي

صفاریان

برآمدن صفاریان در سیستان و قرار گرفتن در مقابل خلافت عباسیان به دورۀ استیلای دویست سالۀ اعراب بر زندگی سیاسی واجتماعی این سرزمین پایان داد. سلسلۀ صفاریان که به وسیلۀ یعقوب بن لیث بنیان‌گذاشته شد در مدت کمی بخش وسیعی از قلمرو خلافت عباسی را تسخیر کرد و تا دروازۀ پایتخت به مصاف خلیفه رفت.

برآمدن یعقوب لیث

اگر چه برخی مورخان نسب یعقوب بن لیث را به خسرو پرویز پادشاه ساسانی می‌رسانند. اما آن‌چه مسلم است یعقوب پسر لیث در روستای قرنین سیستان همراه برادرانش به رویگری مشغول بود و در جوانی به عیاران پیوست.

در سال (237 ه‍.ق) که صالح بن نصر کنانی بر سیستان مستولی شد و بر ضد طاهریان قیام کرد، یعقوب به خدمت او درآمد ولی پس از مدتی بین آن دو به خاطر غنائم اختلاف پدید آمد و صالح پس از مدتی از سیستان فرار کرد. در این موقع دِرْهم بن نصر سیستان را تسخیر و یعقوب را فرماندۀ سپاه خود نمود ولی بعدها به جهت هراس از قدرت یعقوب توطئه قتل او را ریخت اما یعقوب باخبر شد و او را زندانی نمود و خود به سال 247 ه‍.حاکم سیستان گردید.

یعقوب پس از فرو نشاندن فتنۀ عمار خارجی در سال 353 ه‍.ق به خراسان رفت و‌ هرات و بوشنگ را تصرف کرد و سپس کرمان و شیراز را در سال 255 ه‍. تصرف کرد و چون با ارسال هدایای زیادی به خلیفه بغداد اعلام اطاعت کرد، فرمان حکومت بلخ،طبرستان،فارس،کرمان وسیستان به او داده شد. یعقوب در سال 259 به نیشابور، قلمرو طاهریان، حمله‌ و به حکومت آنها را خاتمه داد سپس راهی طبرستان گشته حسن بن زید علوی را فراری داد اما با شورش مردم مجبور به بازگشت شد. و آن را به اطلاع خلیفه رساند ولی خلیفه بغداد در موسوم حج به حاجیان ری،خراسان و طبرستان حکمی فرستاد که یعقوب از فرمان ما تمرد کرده،او را لعن کنید. پس یعقوب بعد از تصرف فارس عازم بغداد شد؛ خلیفه برای جلوگیری از ورود او به بغداد منشور حکومت خراسان و طبرستان و فارس را برای او فرستاد ولی او نپذیرفت.در نبردی که بین لشکر بغداد و سپاه یعقوب در "دیرالعاقول" رخ داد سپاه یعقو منهزم گشت. یعقوب در سال 265 ه‍.ق بر اثر بیماری درگذشت.(4)

بعد از وفات یعقوب،برادرش عَمرو منشور حکومت عراق عجم وفارس و خراسان و شحنگی بغداد را از خلیفه دریافت نمود.(5) عمرو،در سال 285 ماوراءالنهر را تصرف کرد ولی در سال 287 توسط اسماعیل بن احمد سامانی دستگیر و کشته شد.(6)

در سال‌های پایانی قرن سوم، خلیفه، احمدبن اسماعیل سامانی را مأمور لشکر کشی به سیستان کرد. احمد توانست در آنجا حاکمیت سامانیان را برقرار نماید.(7)

در سال 311 ه‍.ق مردم سیستان بر امیر سامانی شوریده با احمد که جوانی خردمند و لایق از خاندان صفاری بود بیعت کردند و به نام او خطبه خواندند. او با امیر نصربن احمد سامانی روابط حسنه داشت. در سال 352 ه‍.ق به خیانت غلامانش کشته شد.

پس از کشته شدن احمد، پسر او "امیر خلف" به حکومت رسید او به علم و کرم و دوستی علما آراسته بود. در سال 352 ه‍.ق امیر خلف به قصد حج طاهر بن حسین را در سیستان به جای خود گذاشت ولی بعد از مراجعت طاهر او را به شهر راه نداد. خلف به کمک منصوربن نوح سامانی بر طاهر چیره شد. اما به زودی با بروز اختلاف بین آن دو منصور لشکری را به فرماندهی ابوعلی سیمجور حاکم خراسان را برای دفع خلف فرستاد ولی چون بین او با خَلَف قبلاً دوستی بود او را رخصت داد به جایی دیگر برود تا خود عذری نزد منصور داشته باشد.

با رشد قدرت غزنویان در شرق ایران نیز موقعی که محمود در ماوراءالنهر بود خلف به خراسان دست‌اندازی کرد سلطان محمود او را محاصره و وادار به تسلیم نمود به دنبال این بین خلف و پسرش طاهر اختلاف پدید آمد. در سال 391 طاهر کرمان و سیستان را فتح نمود. اما خلف با حیله‌ای او را کشت. در سال 393 سلطان محمود به سیستان لشکر کشید وخلف را تا دم مرگ زندانی نمود.

اوضاع سیاسی،اقتصادی،اجتماعی دورۀ صفاریان:

حکومت صفاریان به گفتۀ مؤسس آن ،یعقوب، حکومتی کاملاً نظامی و بر پایۀ شمشیر استوار بود. لشکر او متشکل از عیاران و خوارج بود. شهر زرنج مرکز حکومت آنان بود.

صفاریان به روابط بازرگانی باهنر و نیز عمارت شهرها توجه داشتند و مساجد، بناها و رباط‌ها و راه‌های زیادی ساختند. مسجد جامع عتیق شیراز از یادگارهای عمرو لیث است.

صفاریان به ویژه یعقوب به زبان فارسی و فرهنگ ایرانی توجه زیادی کردند این دوره سرآغازی برای رشد زبان فارسی بود.

مقاله

نویسنده علي ابراهيمي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS