دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فتح قلعه های اسماعیلیه توسط هلاکو

No image
فتح قلعه های اسماعیلیه توسط هلاکو

كلمات كليدي : منكوقاآن، اسماعيليان، هولاكو، ركن الدين خورشاه

نویسنده : علي ابراهيمي

فتح قلعه‌های اسماعیلیه

هنگامی که چنگیزخان از ایران به مغولستان بازگشت فقط قسمتی از شرق و شمال شرقی ایران فتح شده بود. با اینکه مغولان یکی از سرداران خود را برای حکومت در متصرفات خوارزمشاهیان تعیین می‌کردند و ایران زیر نظر حکومت مرکزی مغولستان اداره می‌شد اما مردم به پشتگرمی سلطان جلال الدین خوارزمشاه مبارزات خود بر ضد مغولان را ادامه دادند به طوری که هر روز اخبار اختلال در امور و کانون‌های شورش به خان مغول می‌رسید به ویژه اسماعیلیان که از هرج و مرج ناشی از خلأ قدرت خوارزمشاهیان سود برده به تقویت نیروی مادی و معنوی خود پرداخته علاوه بر استحکام قلعه‌های خود به فعالیت وسیعی در سراسر ایران و ماوراء النهر تا چین دست زدند. آنان با راهزنی و قتل شخصیت‌های سیاسی ناامنی را در سراسر قلمرو مغول گسترش دادند به طوری که حکومت مغول مصمم به فتح کامل ایران شد.

پس از گیوک در زمان حکومت منکوقاآن که خزانه در اثر موفقیت‌های قوبیلای در هند سرشار گشته بود زمینۀ جملۀ مجدد به غرب قلمرو به ویژه ایران فراهم شد. وقتی که بایجونویان یکی از فرماندهان مغول در ایران از شورش‌های اسماعیلیان و مخالفت‌های خلیفۀ بغداد نزد خان شکایت کرد و قاضی القضات قزوین نیز زره‌پوش نزد خان حضور یافته از استیلای ملاحده (اسماعیلیان) و خطر آن‌ها خان را آگاه ساخت منکوقاآن برادرش هولاکو را که که به شجاعت، دوراندیشی، تجربه و تعصب مذهبی معروف بود برای حمله به سرزمین‌های اسلامی انتخاب و فرمان حمله به ایران تا مصر را صادر کرده او را به عنوان حاکم این نواحی روانه غرب کرد.

در سال 651 ه.ق هولاکوخان بر طبق فرمان خان مغول با لشکری جرار که یک پنجم مردان مغول در آن شرکت داشتند شروع به حرکت کرده قرار شد بایجو و جورماغون نیز که در ایران بودند به او بپیوندند. وی ابتدا فرماندۀ سپاهش ،کیتوبوقا، را به قهستان فرستاد او که جز تصرف شهر تون موفقیتی نداشت به طوس برگشت.

دو سال بعد هولاکو به سمرقند رسیده فرمانی خطاب به حکام ایالات ایران صادر کرد که اگر در سرکوبی اسماعیلیان همراهی کنند به سلامت خواهند بود در غیر اینصورت بعد از اسماعیلیان سراغ آنان خواهد رفت. به دنبال این فرمان ملوک ایران به جز اسماعیلیه به استقبال او شتافتند. هولاکو از محتشم[1] قلعه‌های قهستان درخواست اطاعت کرد چون پذیرفته شد در سال 654 همراه او عازم رودبار الموت شد. او ابتدا رسولی نزد رکن الدین خورشاه حاکم اسماعیلیان ایران فرستاد و او را وعده و وعید داد. در آن زمان خواجه نصیرالدین طوسی، اصیل الدین زوزنی، مؤید الدین و جمعی از بزرگان که نزد خورشاه بودند او را به اطاعت تشویق کردند ولی وی اهمال نموده به نشانه اظهار اطاعت برادرش را نزد هولاکو فرستاد. به دنبال این اقدام هولاکو دستور محاصره و حمله به قلعه‌ها را صادر کرد به طوری که رکن الدین مجبور شد همراه بزرگان از قلعه فرود آمده تمام قلعه‌ها و ذخائر را تسلیم کند. ولی سکنه قلعه مقاومت کردند لذا با شروع جنگ، قلعه ویران و اموال آن‌ها غارت شد. پس از این فتح هولاکو محتشم قلعه‌های قهستان را به آن حدود فرستاد تا بیش از پنجاه قلعه که مانده بود ویران کردند جز قلعۀ گردکوه که بیست سال مقاومت کرد.

به این ترتیب بیش از صد قلعه مستحکم اسماعیلیه در ایران ویران شد و غنایم زیادی نصیب مغول‌ها شد که هولاکوخان بین اطرافیان و سپاهیان خود تقسیم کرد و رکن الدین را به قرا قوروم فرستاد که در راه بازگشت کشته شد و به قدرت مادی و معنوی اسماعیلیان که به مدت دو قرن همواره در مردم و حاکمان ایجاد رعب و وحشت می‌کرد خاتمه داده شد.

مقاله

نویسنده علي ابراهيمي
جایگاه در درختواره تاریخ ایران بعد از اسلام - حمله مغول تا صفویه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
Powered by TayaCMS