دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فرقه غالیه

No image
فرقه غالیه

نویسنده : حبيب عباسي

كلمات كليدي : غلو ، غالي ، غاليه ، غلاه ، غاليان

غالیه در لغت به معنای تجاوز از حد است .[1] غلاه یا غالیه جمع غالی می باشد که در اصطلاح به کسانی گفته می شود که امیرالمومنین و امامان ­و فرزندان او را به الوهیت و نبوت توصیف کردند و در حق آنان از حد اعتدال تجاوز کردند.[2] این واژه برای این گروه برگرفته از تعبیری است که قرآن در نهی مسیحیان از غلو درباره مسیح علیه السلام به کار برده است.

« یا أَهْلَ الْکِتَابِ لَا تَغْلُوا فِی دِینِکُمْ وَلَا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ. » [3]

«یعنی ای اهل کتاب در دین خود غلو نکنید و جز حق درباره خدا نگویید.»

البته باید توجه داشت که به کسانی که بعضی عقاید غلو آمیز درباره صفات ائمه علیهم السلام مانند علم امام و عصمت امام و قدرت امام داشته باشند بدون آنکه صفت الوهیت را به آنان نسبت دهند غالی گفته نمی شود.

تاریخچه بحث

بحث غلو قبل از اسلام نیز وجود داشته است مانند گفتار مسیحیان درباره حضرت عیسی و کلام یهودیان درباره عزیر پیامبر که قرآن درباره آن می فرماید :

« وَقَالَتِ الْیَهُودُ عُزَیْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَقَالَتِ النَّصَارَى الْمَسِیحُ ابْنُ اللَّهِ ذَلِکَ قَوْلُهُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ »

و یهود می گفتند عزیر پسر خداست و نصاری می گفتند مسیح پسر خداست این قول زبانی آنهاست.

اما این بحث و تبدیل شدن آن به فرقه های منحرف، بعد از اسلام مطرح شده است و تاریخ پیدایش آن به قرون اولیه بر می گردد چنانکه در بسیاری از مواقع سوال درباره شخصیت یک راوی اهل غلو بودن آن،مورد توجه قرار گرفته است .[4] چنانکه از روایات امام باقر و صادق علیهما السلام فهمیده می شود فعالیت غالیان در این زمان گسترش یافته است .

اعتقادات غالیان

از مهمترین اعتقادات غالیان قائل شدن به الوهیت و نبوت برای امیرالمومنین و ائمه علیهم السلام [5] و شریک دانستن ایشان در خالقیت و یا رازقیت و آگاهی آنان از علم غیب بدون وحی و اذن خدا و حلول خداوند در آنها یا اتحاد خداوند با آنان و تناسخ ارواح ائمه در بدنها دیگر و اعتقاد به اینکه با معرفت آنان اطاعت خداوند و ترک معصیت الهی لازم نیست. [6]

موضع گیری اهل بیت علیهم السلام درباره غالیان

ائمه علیهم السلام موضع گیری شدیدی درباره غلو و غالیان داشته اند چرا که آنها بالاترین اصل اعتقادی دین یعنی توحید را نشانه رفته اند. روایات فراوانی در این باره از ائمه علیهم السلام رسیده است که به برخی اشاره می کنیم:

«قال أمیر المؤمنین علیه السلام : اللهم إنی برئ من الغلاة کبراءة عیسى بن مریم من النصارى ، اللهم اخذلهم أبدا ولا تنصر منهم أحد.[7]»

«امیرالمومنین فرمودند : من از غلات بیزاری می جویم همان گونه که عیسی بن مریم از نصاری بیزاری جست خدایا آنان را خوار گردان و احدی از آنها را یاری نکن.»

«قال الصادق علیه السلام : احذروا على شبابکم الغلاة لا یفسدوهم فان الغلاة شر خلق الله، یصغرون عظمة الله ویدعون الربوبیة لعباد الله.[8]»

«امام صادق علیه السلام فرمودند : جوانانتان را از غلات برحذر بدارید که آنها را فاسد نکنند زیرا غلاة بدترین خلق خدا هستند که عظمت خدا را کوچک می کنند و برای بندگان خدا ادعای ربوبیت می کنند.»

تاثیرات غالیان در تخریب چهره شیعه

چنانکه گذشت برخورد ائمه نسبت به غلاة بسیار شدید بوده و ائمه علیهم السلام در هر مناسبتی تلاش می کردند تا انتساب غلاة به خود و شیعه را رد کنند اما به هر حال مردم آن روزگار وقتی مشاهده می کردند که غلاة با انتساب خود به ائمه افکار و عقائد انحرافی خود را مطرح می کنند نسبت به ائمه بدبین می شدند و با کمبود وسائل ارتباطی بسیاری از مواقع تا هنگام مرگ نیز از اعلام برائت و بیزاری ائمه نسبت به غلاة آگاه نمی شدند و این موجب تخریب وجهه ائمه می شد که به نمونه ای از آن اشاره می کنیم :

یحیی بن عبدالحمید در کتابی که در اثباث ولایت امیر المومنین نوشته است می نویسد که روزی از شریک، علت ضعیف دانستن امام صادق توسط برخی را سوال کردم و او در پاسخ به رفت و آمد برخی از مردم جاهل و نادان نزد وی، و سوء استفاده از محبوبیت ائمه نزد مردم برای خالی کردن جیب آنها اشاره کرده و گفت (به عنوان نمونه) جعفر در حدیثی که از جدش به واسطه پدرش نقل کرده به آنان گفته است معرفت و شناخت امام از روزه و نماز کفایت می کند و یا در حدیثی به آنان گفته است که علی در ابرهاست و با باد پرواز می کند ...

آنگاه شریک می گوید : به خداوند سوگند ! که جعفر هیچ یک از این سخنان را نگفته است جعفر با تقواتر و پرهیزگارتر از آن بود که لب به چنین سخنانی بگشاید و مردم سخنان او را بشنوند و او را در حدیث ضعیف شمرند اگر من جعفر را می دیدم به یقین میدانستم او در میان مردم یگانه است.[9]

این حدیث به خوبی تاثیر غلات در تخریب چهره ائمه را بیان می کند.

تاثیر دیگر این که دشمنی و مخالفت با شیعه باعث شد تا صاحبان کتاب ملل و نحل برای زیاد نشان دادن فرقه های غالیان و نیز کوبیدن غیر مستقیم ائمه فرقه هایی را با نام اصحاب پاک ائمه جعل کنند و عقائد خرافی و مسخره ای را به آنان نسبت بدهند؛ فرقه هایی از قبیل هشامیه (منسوب به هشام بن سالم جوالیقی) [10]زراریة (منسوب به زرارة بن اعین) ، شیطانیه یا نعمانیه (منسوب به مومن الطاق) مفضلیه (منسوب به مفضل بن عمر صیرفی )[11] از این فرقه ها بوده و همچنین برخی از اصحاب ائمه به شدت مورد سوء استفاده غلات قرار گرفته اند که می توان به عنوان مثال به جابر بن یزید جعفی اشاره کرد که علی رغم وثاقت وی نزد علمای رجال، غلات ادعا کرده اند،جابربن یزید جعفی خلیفه و جانشین مغیرة بن سعید است و وقتی که خالد بن عبدالله قسری مغیره را سوزاند جابر رئیس فرقه مغیریه شد.[12]

همچنین غلات نقش موثری در آلوده کردن قیامهای شیعی به واسطه داخل شدن در طرفداران آن قیام یا منتسب کردن رهبران آن قیامها به غلو توسط مخالفین و یا ترور و قلع و قمع مخالفین به بهانه طرفدا ری ا ز یک قیام داشتند.از دیگر تاثیرات غلاة طراحی زمینه مناسب برای تاخت و تاز علمای اهل سنت به شیعه به خاطر اعتقادات غلاة و یکی دانستن شیعه و غالیه در معرفی به دیگران است. [13]

علمای امامیه و تکفیر غلاه

علمای امامیه نیز بدون هیچگو نه مسامحه غالیان را تکفیر کرده اند و آنان را خارج از اسلام می دانند .شیخ صدوق در این باره می فرماید: اعتقاد ما درباره غلاه و مفوضه این است که آنها کافرند و بدتر از یهود و نصاری و مجوس و قدریه و حروریه و دیگر فرقه های گمراهند.[14]

همچنین شیخ مفید درباره آنان می فرماید :اینها گمراهان کافری هستند که امیرالمومنین علیهم السلام درباره آنان حکم به کشتن و سوزاندن با آتش کرده است و ائمه علیهم السلام به تکفیر آنها و خروجشان از اسلام حکم کرده اند.[15]

فرق مهم غلاه از قرن اول هجری تا غیب کبری

تعداد فرق غلات در تاریخ، بیش از صدو پنجاه فرقه می باشد. [16]که به چند نمونه از آن اشاره می کنیم.

ابلقیه 2- ابوسعیدیه 3- ابومسلمیه 4- اسحاقیه 5- بابکیه 6- بکریه 7- جواربیه 8- حربیه 9- حلمانیه 10- حماریه 11- خابطیه 12- خداشیه 13- راوندیه[17]

فرق مهم غالیان از غیبت کبری تا عصر حاضر

1-اهل حق 2- بابیه 3- بکتاشیه 4- بهائیه 5- پسیخانیه 6- حروفیه 7- دروزیه 8- سنائیه 9- صباحیه 10- طاووسیه 11- قزلباشیه 12- کاکائیه 13- مشعشعیه 14- نصیریه [18]

البته با بررسی اعتقادات این فرقه ها مشخص می گردد که این فرق هیچ ارتباطی با شیعه اثنی عشری نداشته و بسیاری از اعتقادات خود را از فرق دیگر حتی خارج از اسلام کسب کرده اند .

علل پیدایش غلات

درباره علت پیدایش فرق متعدد غلات خصوصا شیعه نظرات و روایات فراوانی وجود دارد که برخی از آنها اشاره می شود .

1- جهل و نادانی مردم

امام رضا (ع) می فرماید :

این گمراهان کافر به انحراف کشیده نشدند مگر به خاطر نادانییشان به جایگاه خودشان تا اینکه حیرت آنها زیاد شد و تعظیمشان به آن زیاد شد پس بر نظر خود پافشاری کردند و به عقل خود در مسیری ناثوابی که می پیمودند اکتفا کردند تا اینکه مقام خدا را کوچک کردند و امر او را تحقیر کردند ....[19]

2- دوست داشتن زیاد

در روایتی است از امام سجاد (ع) که حضرت علت غلو یهود درباره عزیر و پسر خدا خواندن وی را، دوست داشتن زیاد او و دلیل غلو نصاری درباره عیسی و پسر خدا دانستن وی را زیاد دوست داشتن وی دانسته است.[20]

3- ترویج بی دینی از راه دین

با مراجعه به تعالیم و احکام فرقه های غلات می بینیم که آنان اباحی گری مطلق را تبلیغ می کردند به گونه ای که حتی ازدواج با دختر خود را روا می شمردند. [21] و با دقت در این تعالیم روشن می شود که اکثر رهبران این فرق افرادی شهوت پرست و لاابالی بوده اند و دین را مانعی برای اهداف خود می دیدند لذا به نام دین تلاش در از میان برداشتن دین کردند .

4- جاه طلبی رهبران

با بررسی زندگی و شخصیت بسیاری از رهبران این فرقه ها مانند ابوالخطاب ، ابومنصور عجلی در میابیم که آنها افرادی زیرک بودند که برای رسیدن به جاه و مقام با سوء استفاده از محبت مردم به اهل بیت خود را نماینده آنان معرفی کرده و با تشکیل دسته و فرقه بهره های مالی و مقامی فراوانی کسب کرده اند.

مقاله

جایگاه در درختواره فرق و مذاهب شیعی - غالیان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
خدايا! تو براى عاشقانت بهترين مونسى

خدايا! تو براى عاشقانت بهترين مونسى

و دلهايشان به جانب تو در غم و اندوه. اگر تنهايى آنان را به وحشت اندازد ياد تو مونسشان شود، و اگر مصائب به آنان هجوم آرد به تو پناه جويند، زيرا مى دانند زمام
Powered by TayaCMS