دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فرقه نجدیه Najdyh

No image
فرقه نجدیه Najdyh

نویسنده : سيد حسين ميرنور الهي

كلمات كليدي : نجديه، نجدات، الغادريه، العاذريه، خوارج

بدون شک بررسی در مورد ادیان الهی بخصوص دین خاتم از مهمترین مسائل تاریخی،اعتقادی محسوب می‌شود و دامنه این تحقیق تمام اعصار زندگانی بشر را شامل می‌شود چرا که دین جهانی پویا و پاسخگو به نیازها و ارزشهای انسانی در گستره تمام زمانها و مکانها بویژه مسائل سیاسی و اجتماعی دخالت کامل دارد و این گستردگی ایدئولوژی مکتب اسلام بر کسی پوشیده نیست؛ حتی با تعیین اساسی ترین نیاز اجتماعی یعنی معرفی رهبر امت اسلامی جا برای نزاع طمعکاران و سودجویان نگذاشته است و راه هدایت را برای عموم امت اسلامی روشن ساخته است. اما آسیب شناسی دینی در حوزه حکومت و سیاست نشان می‌دهد که تا چه حد این اصل مسلم و روشن اسلامی مظلوم مانده و بر علیه او به نام اسلام و برای اسلام مبارزه شده است. نگاهی کوتاه به تاریخ اسلام نشان دهنده واقعیتهای تلخی می‌باشد که منحرفین از اصل مسلم رهبری اسلامی بر پیکره جامعه اسلامی وارد کرده اند و بر اجتماع مسلمانان مسلط شده و خون و جان و ناموس و حرمت اسلامی همگان را به خطر و هلاکت انداخته است.

فرقه‌ای آشوب گر به نام (نجدیه) متحجرترین فرقه‌ای که در صدر اسلام ظاهر شد و خشن‌ترین عملکردی که در قالب دین بر اجتماع اسلامی سیطره پیدا کرد. ترور، خشونت، خونریزی و جنگ از مولفه‌های شناخت این فرقه است و صاحب بدعتهای متناقض می‌باشند. از زمانی که در لشگر امیرالمؤمنین علی (ع) ساز مخالفت سر دادند و با اوامر ایشان به نزاع برخواستند تا جائی که با مکر پسران نابغه عرب که قرآن بر سر نیزه زدند و به ضلالت کشیده شدند و امام (ع) را مجبور به آتش بست و قبول تحکیم کردند. و در جریان انتخاب حَکَم از طرف امام به لجاجت، ابوموسی اشعری ساده لوح را تحمیل نمودند و در نهایت با حکم حکمین نیز مخالفت کرده و نتیجه حکم حکمین را که خود انتخاب و تحمیل نموده بودند نپذیرفتد و مستقیما با امیرالمؤمنین علی (ع) وارد جنگ شدند امامی که هدایت را از ضلالت باز شناساند؛ ولی اینان کوردل تر از آن بودند که نور هدایت را ببیند و در ظلمت غوطه‌ور نشوند.

عاقبت خوارج نهروان و آینده

پس از جنگ و هلاکت بسیاری از این جاهلین خشن، انصار امام علی (ع) به ایشان عرضه داشتند که خوارج تماما هلاک شدند امام (ع) با کلامی کوتاه به تکرار تاریخ و استمرار راه و دیدگاه و افکار و عملکرد این گروه نادان در طول تاریخ اشاره کردند آنگاه که فرمودند:

«والله انهم نطف فی اصلاب الرجال و قرارات النسا کلما نجم منهم قرن حتی یکون آخرهم لصوصا سلابین».[1]

بعضی از نظریات نجد بن عامر و فرقه نجدیه

1. خون و اموال اهل ذمه را در حال تقیه حلال می‌شمردند و از کسی که آن را حرام بداند بیزاری می جستند.

2. کسی که دروغ بگوید چه کوچک و چه بزرگ و بر آن اصرار بورزد مشرک است.

3. کسی که زنا و شرب خمر و دزدی کند ولی بر آنها اصرار نورزد مشرک نیست و از اسلام خارج نیست.[2]

4. حد خمر را اسقاط نمود.

5. اهل خطا در اجتهاد را به سبب جهلشان به احکام معذور می‌دانست – حتی اگر قتل باشد-[3]

در مورد اصحاب او که به نجدات معروف می‌باشند نیز این عقاید ذکر شده است.[4]

1. تقیه در قول و عمل تماما جایز است ولو موجب کشتن نفوس باشد.

2. مردم هرگز نیازی به امام و پیشوا ندارند بلکه تنها چیزی که از مردم خواسته شده این است که در امورشان منصف باشند لذا اگر دیدند در این امر نیازمند به امام می‌باشند باید به دنبال انتخاب امام بروند.

عاقبت امر نجدة بن عامر

ابوفدیک و عطیة بن الاسود حنفی دوتن از سران حزب نافع بن الازرق بودند و چون با بدعتهای نافع روبرو شدند از او بریده به نجدة پیوستند و او را امیرالمؤمنین خواندند.[5] ولی این بیعت دیری نپایید زیرا با بدعتهایی که نجدة داشت آنها از او جدا شدند و ابوفدیک نجده را کشته و پس از او یاران نجده به دو گروه فدیکیة و عطویة تقسیم شدند.

فرق عصر حاضر در میان مسلمین

شبکه‌های ساختگی و گمراه و متعصب صوفیه و بهائیت وهابیت،‌طالبان، القاعده و...که با ایدئولوژی زور و زور، تزویر و با حمایت دشمنان حقیقی اسلام یعنی غرب موجودیت یافته و بر این موجودیت شیطانی ابقا شده‌اند عملکردهایی جز عملکردهای نافع و نجده و ابوفدیک و....نداشته و ندارند و ریشه‌های فکری و عملی ایشان چیزی جز بنیانهای فرق منحرف گذشته نیست و همانطور که در گذشته اتحاد مسلمین توسط فرق منحرف خوارج و....به نام اسلام از بین رفت و شمشیری برنده بر سر مسلمانان بود امروزه توسط این مراکز صهیونیسم و امپرالیسم غرب به راه خود ادامه می‌دهد و این جنگ حق و باطل و جبهه اصلاح در برابر فساد به سیره مستمره‌ای در جامعه تبدیل شده و تا آن زمان که مصلح حقیقی جهان موعود الهی، مهدی امم – عجل الله تعالی فرجه شریف- ظهور نماید.

مقاله

جایگاه در درختواره تاریخچه فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

فرقه فطحیه Fthyh

فرقه فطحیه Fthyh

نیمه اول قرن دوم از نظر ظهور فرق و مذاهب گوناگون در دامن امت اسلامی بسیار گسترده می‌نماید.

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS