دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فرهنگ را چگونه تعریف می کنیم؟

لغت "فرهنگ" از جمله کلماتی است که در گفتار و نوشتار بسیار به کار گرفته می‌شود.
فرهنگ را چگونه تعریف می کنیم؟
فرهنگ را چگونه تعریف می کنیم؟
نویسنده: علی نیک بخت

لغت "فرهنگ" از جمله کلماتی است که در گفتار و نوشتار بسیار به کار گرفته می‌شود. حتی شاید بتوان گفت کاربرد‌های متنوعی هم دارد. اما واقعا این کلمه به چه معناست؟ افراد زیادی سعی در شرح و توضیح آن داشته‌اند و هر کدام به حسب دیدگاه خود تعریفی از آن ارائه داده‌اند. در اینجا به نقل و بررسی تعدادی از این تعاریف پرداخته خواهد شد. لازم به ذکر است فرهنگ به خودی خود با پیدایش انسان‌ها شکل گرفته است ولی از قرن بیستم به بعد نظریه پردازان توجه ویژه‌ای به آن داشته‌اند.‌

فرهنگ در زبان انگلیسی معادل لغتCult ‌‌ می‌باشد. این عبارت به معنای کیش، آیین دینی و مکتب فکری است. علاوه بر ادبیات انگلیسی، در ادبیات فرانسوی و آلمانی نیز فرهنگ در ابتدا به معنای کشت کردن، حراست کردن و پرستیدن به کار می‌رفته است و سپس با یک تغییر معنایی در قرن شانزدهم، به مفهوم نهفته در کشت کردن وارد حوزه انسانی می‌شود.‌

در زبان فارسی واژه فرهنگ به معنی کشیدن بوده است و سپس به معنای دانش، ادب و عقل است. یکی از معانی این عبارت کتاب لغت است که هم اکنون هم به کار گرفته می‌شود. یکی دیگر از معانی آن شاخه درختی است که در زمین کاشته می‌شود تا جوانه بزند. ‌

در زبان عربی نیز این لغت وجود دارد و با کلمه "ثقافه" معادل است. این لغت در واقع به معنای تیزهوشی، پیروزی و مهارت بوده و در مرحله بعد با مفهوم استعداد و توان فراگیری علوم، صنایع و ادبیات به کار رفته است. به هر حال فرهنگ در دسته مفاهیم انتزاعی جای داده می‌شود و مانند دیگر هم گروه‌هایش دارای معانی متعددی است. علامه جعفری با مطالعه جامع در معانی فرهنگ در لغتنامه‌های مختلف، در کتاب فرهنگ پیرو و فرهنگ پیشرو آن را اینگونه تعریف می‌کند: "فرهنگ عبارت است از شیوه بایسته و یا شایسته برای آن دسته از فعالیت‌های حیات مادی و معنوی انسان‌ها که به طرز تعقل سلیم و احساسات تصعید شده آنان در حیات معقول تکاملی مستند می‌باشد. " از این تعریف پیداست که علامه جعفری فرهنگ را شامل هر امری می‌داند که بتواند در رشد فرد به سوی کمال خویش تاثیرگذار واقع شود.‌

تایلور فرهنگ را کلیتی می‌داند که از "دانش، دین، هنر، قانون، اخلاقیات، آداب و رسوم و هرگونه توانایی و عادتی که آدمی به عنوان عضو جامعه به دست می‌آورد، تشکیل می‌شود." از جمله تعاریفی که به این دیدگاه نزدیک است نظر ویلسر درباره فرهنگ است. او معتقد است که"تمام فعالیت‌های اجتماعی به گسترده‌ترین معنای آن مانند زناشویی، زبان، نظام مالکیت، ادب، مصنوعات، هنر و مانند آن جزء فرهنگ به شمار می‌رود." ‌

در کتاب ایدئولوژی و فرهنگ مدرن از تامپسون تعریف دیگری ذکر شده است. او فرهنگ را فرایندی می‌داند که سبب بسط و افزایش استعدادهای انسان‌ها می‌شود. ورود آثار پژوهشی و هنری به این فرایند به عنوان عامل رشد و سرعت بخشی به آن کمک می‌کند.‌ در نظر افرادی مانند مایرس فرهنگ آن چیزی است که از گذشته آدمیان باقی مانده و در حال آنها اجرا می‌شود و موجب سامان بخشی آینده ایشان می‌شود. در کنار این تعریف می‌توان نظر بوس را قرار داد که معتقد است رفتارهای مشترک در بین افراد که از نسلی به نسل بعد می‌رسد و به اقوام مختلف و کشورهای دیگر منتقل می‌شود.‌‌ برخی همچون اسمال دید کاربردی به فرهنگ دارند. این دسته فرهنگ را وسیله‌ای می‌دانند که مردم در هر زمانی از آن بهره می‌برند تا به مقاصد فردی و اجتماعی خود دست یابند. البته گیرتز کاربردهای فرهنگ را به عملکردها، گفته‌ها و هر موضوع معنا داری سرایت می‌دهد که افراد برای برقراری ارتباط از آن استفاده می‌کنند و حتی شامل اموری همچون تجارت، تصورات و عقاید نیز می‌شود.‌با نگاهی اجمالی به تعاریف مختلف از فرهنگ در نهایت می‌توان به این مطلب پی برد که فرهنگ یک مفهوم بسیط نبوده و برای شرح آن باید ابعاد چند لایه آن را بررسی کرد. دانشمندانی که در حوزه علوم انسانی فعالیت می‌کند سعی دارند مطابق با افکار و ذهنیت‌های قبلی خود به آن بپردازند و تعاریف ذکر شده نیز شاهد همین نکته است. اما آنچه اهمیت دارد یافتن معیاری برای ایجاد فرهنگ اصیل و معتبر است.‌

مقاله

نویسنده علی نیک بخت

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS