دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فرهنگ و آنچه در آن است

آیا چیزی وجود دارد که در فرهنگ نباشد؟ ما قبلاً‌در این زمینه بحث کرده‌ایم و گفته‌ایم که: طبق یک تلقی که بیراه نیست و مقرون به صحت است، همه چیز در فرهنگ جا می‌گیرد و هیچ چیز بیرون از فرهنگ نیست.
فرهنگ و آنچه در آن است
فرهنگ و آنچه در آن است
نویسنده: کریم فیضی

آیا چیزی وجود دارد که در فرهنگ نباشد؟ ما قبلاً‌در این زمینه بحث کرده‌ایم و گفته‌ایم که: طبق یک تلقی که بیراه نیست و مقرون به صحت است، همه چیز در فرهنگ جا می‌گیرد و هیچ چیز بیرون از فرهنگ نیست.

این سخن نیاز به موشکافی دارد و باید آن را با دقت نظری مخصوص کاوید. سخن در این باب از اینجا آغاز می‌شود که: مفهوم آنچه عنوان کرده‌ایم چیست؟ این عبارت که « همه چیز در فرهنگ جا می‌گیرد» و «هیچ چیز بیرون از فرهنگ نیست» به عنوان یک گزاره چه معنایی دارد؟ معنای مترتب بر این گزاره‌ها تا چه حد قابل فهم و تا چه اندازه منطقی است؟ ما حتی اگر با دقت نظرهای زبان‌شناسانه ـ بخصوص روش‌های وسواس‌آلود و بیش از حد جزئی نگرانه زبان‌شناسان متأخر ـ نیز به موضوع و دو گزاره‌ای که طرح کردیم،‌آن را عاری از معنی و تهی از دلالت نخواهیم یافت.

در نتیجه هیج یک از دو گزاره ذکر شده، لغو و مهمل نیست و به گونه‌ای نیست که از مرزهای عقل و عقلانیت و فهم عرفی خارج باشد بلکه فراتر از این چارچوب ـ به عنوان پایه ـ قابلیت اثبات نیز دارد، به این صورت که ما به صورت عینی می‌توانیم این گزاره‌ها را در دلالت ظاهری‌شان بسنجیم و بیازماییم و نشان دهیم که چگونه همه چیز در فرهنگ جا می‌گیرد و چگونه هیچ چیز بیرون از فرهنگ نیست.

روشن است که در اینجا موضوع مبتنی بر واقعیات است و مشخصاً‌ از روش‌های حسی ـ عقلی قابل استفاده در همه واقعیات عرفی تبعیت می‌کند. در نتیجه اگر آنچه که‌ گفته‌‌ایم، از سنجه آزمون و آزمایه بیرون بیاید، به تمام معنا اثبات خواهد شد. اثبات در اینجا به جهت کلیت خویش، به مثابه قاعده و قانون عمل می‌کند و می‌توان آنچه را که از این چرخه دقیق خارج می‌شود، قانون پنداشت و روی آن بناگذاشت و ابتنا کرد.

روشن‌ترین راه ما برای اثبات این موضوع و آزمون و آزمایه عملی این است که ببینیم آیا چیزی را می‌توان یافت که در فرهنگ یافت نمی‌شود؟ و آیا می‌توان چیزی را یافت که بیرون از حوزه فرهنگ باشد؟ در واقع اگر ما بتوانیم با استفاده از برهان خلف، چیزی را بیابیم که به هر صورت به فرهنگ ارتباط نداشته باشد و به هر ترتیب بیرون از دایره و مدار فرهنگ باشد، علاوه بر این که گزاره‌های مورد بحث را ابطال خواهیم کرد، با زیر سوال بردن کلیت موضوع، آن را از قانون و قاعده نیز درخواهیم آورد.

حال باید ببینیم آیا چیزی وجود دارد که به صورت جزئی یا کلی با فرهنگ مرتبط نباشد و مهم‌تر از آن از جهان فرهنگ و حوزه آن بیرون باشد زندگی و مرگ جستجوی ما برای یافتن یک چیز بیرون از فرهنگ می‌تواند از کوچکترین چیز یا بزرگترین چیز و حتی قبل از چیز یا شیء از ذهنیت شروع شود و به هر جایی که می‌توانیم فکرش را بکنیم، تسری بیابد. ما می‌توانیم این جستجو را از واژه لفظ شروع کنیم و به عینیت جاری و تمثیل همیشگی آن زندگی و مرگ خاتمه بدهیم؟ در میان دو پرانتز زندگی و مرگ و دو پرانتز باز و بسته لفظ و معنی، چه چیزی بیرون از شمول فرهنگ است؟ تقریباً‌ چیزی را نمی‌توانیم بیابیم، مگر این که مستقیم و جدی و به صورتی انکارناپذیر در میانه و متن فرهنگ است: از واژه و کلمه ترس و التهاب و اضطراب بگیرید تا معنای آنها و تا مصادیقشان که انسان ترسنده و ملتهب و مضطرب است و از لفظ و واژه شادی و خوشی و زیبایی بگیرید تا معانی هر کدام و مصادیقشان. در این فراخنای غیرقابل اندازه‌گیری، هر چیزی که با انسان مرتبط است، با انسان نیز مرتبط است. در این میان نکته‌ای مهم خود را نمایان می‌کند که یکی از اساسی‌ترین شئون فرهنگ است و آن جمع شدن امور مادی و معنوی ـ به صورت همزمان ـ در زیر نگین فرهنگ است. امری که به تفضیل باید از آن سخن گفت.

مقاله

نویسنده کریم فیضی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS