دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فعالیت های اجتماعی آیت الله سید رضا فیروز آبادی

No image
فعالیت های اجتماعی آیت الله سید رضا فیروز آبادی

خدمات جاویدان

آیت الله فیروزآبادى نه با احساس و شعار، بلکه با عشق و شور، در جهت رفع نیازهاى مردم کوشید و از خود بناهاى ارزشمندى به یادگار گذاشت. بناهایى که امروزه تصویرى از خدمات او را به نمایش مى گذارند و او را به عنوان سرمشق خادمان و اسوه دلسوزان معرفى مى کنند. بخشى از جویبارهاى ماندگارى که از چشمه زلال همّت او نشئت گرفته اند، عبارتند از:

الف) بیمارستان

او طى سال هاى 1294 تا بعد از 1322 ش. یعنى در دوره هاى سوم، ششم، هفتم و چهاردهم، نماینده مجلس بود. سال ها حقوقش نمایندگى اش را دریافت نکرد تا جایى که مورد اعتراض دیگر نمایندگان قرار گرفت. اعتراضات آنان او را به فکر فرو برد و اندیشه یارى محرومان، افکارش را پریشان کرد. آنگاه با همّت بالا و ایمان راسخ، قامت برافراشت و به ساختن بیمارستان «فیروزآبادى» همّت گماشت.

طبق بعضى از نوشته ها، فکر اوّلیّه ساخت این بیمارستان، توسط شهید مدرّس مطرح شده بود و آیت الله فیروزآبادى با همّت والاى خویش، دعوت آن شهید گرانقدر را اجابت کرد و آستین همّت برافراشت و به پیشنهاد شهید مدرّس، آن بیمارستان را به نام خودش، نامگذارى کردند. آقاى محسنى ملایرى در این باره مى گوید:

«... از قضایاى جالب دیگر که کسى اطّلاع ندارد، بناى ساختمان فیروزآبادى است که روزى مدرّس، فیروزآبادى، ناظم العلماء ملایرى، قوام الدوله، مؤتمن الملک، مشیرالدوله، وثوق الدوله، فیروزالدوله و مستوفى را در منزل خود دعوت کرد و فرمود: شما به این حقوق مجلس نیاز نداریدپول آن را جمع کنید و یک بیمارستان درست کنیدهمگى قبول کردند. فیروزآبادى مأمور این کار شد و باغ حرمة الدوله، یعنى زمین این باغ را نیز مترى یک قِران خریدندمرحوم خرّازى و چند نفر دیگر نیز به آنان پیوستندقسمت اوّلیه ساختمان ساخته شد[16]».

به هر حال، فکر اولیّه ساخت این بیمارستان، از ابتکارات هر کدام از آن دو عالم بزرگوار باشد، افتخار بزرگى است. هم زهد شگفت شهید مدرّس را مى رساند و هم نشان از همّت والاى آیت الله فیروزآبادى دارد. چیزى که در حقیقت آن ابهامى وجود ندارد، این است که مرحوم فیروزآبادى تا دوره هفتم، از حقوق نمایندگى اش استفاده نکرد و در این زمان، «ارباب کیخسرو» که نماینده زرتشتیان و صندوقدار مجلس بود، به ایشان گفت: اگر حقوق خود را نمى گیرید، مجبورم به صندوق دولت برگردانم. ایشان ضمن دعوت وى به خویشتن دارى مى گوید: قدرى صبر کن تا مصرفى به نفع عامه برایش پیدا کنم.

اندیشه چگونگى مصرف حقوق نمایندگى و عشق و علاقه اش در ساختن بیمارستان، او را به نزد آیت الله شهید حاج شیخ محمّدتقى بافقى[17]که از عالمان بنام و عارفان زمان بود، کشانید و با مشورت و اجازه او، باغ معروف به حرمت الدوله را که در حدود 42 هزار متر مربع زمین و دو دانگ قنات آب بود، به مبلغ 000/42 ریال خرید و شالوده آن بناى همیشه سبز را فراهم ساخت.

وى در آغاز، با ساختن دو اتاق، درمان مریض ها را آغاز کردسپس با توجه به قدرت مالى و گسترش نیازها، بناى بیمارستان را افزایش داد و با تکمیل بخشى از آن، در 25 اسفند 1313 ش. بزرگان شهر و دولت مردان وقت را فراخواند و در جمع آنان، آن بناى خیریه را افتتاح کرد و بعد روند تکمیل و توسعه کمى و کیفى بیمارستان را همچنان ادامه داد تا جایى که در هنگام فوتش، مجهّز به ششصد تختخواب و درمانگاه و... گردید.

در سیر تکمیلى بیمارستان، دو نکته زیر شایان توجه است:

1. آن عالم جلیل و خادم کم نظیر، در ساختن بیمارستان تلاش فروان کرد و گاه مانند یک کارگر ساده، لباس کار مى پوشید و به فعالیّت مى پرداخت.

2. جذب کمک هاى افراد خیّر و ساماندهى این کمک ها، از دیگر راهکارهایى بود که آن عالم وارسته در پیشبرد بیمارستان به کاربست و با مدیریت صحیح و ایجاد شوق در میان توانگران خیّر، از سرمایه آنان در پیشبرد اهداف خداپسندانه خویش استفاده فراوان کرد.

وى با اشاره به هدف خداپسندانه و عمل بشردوستانه اش در ساختن این بیمارستان مى گوید:

«خدمت به موجوداتى که خدا خلق کرده، به هر شکلى و در هر لباسى که ممکن باشد. دلم مى خواهد برادران دینى هم به برادران دینى خودشان، کسان و دوستان خودشان و... بلکه ]به[ بشر روى زمین، خدمت بکنند. امیدوارم از درگاه خداوند، روزى بیاید که در دنیا تمام افراد بشر، همه مثل هم بشوند. این جنگ هاى وحشیانه، این آدم کشى هاى بى رحمانه و... همه از دنیا رفع بشودهمه باهم دوست بشوندبرادر بشوند... . خدا مى داند من بنا را بر این گذاشته ام هیچ ضررى هم ندیده ام. خدا موفقم کرده است ]که[ یک خدمت بزرگى به خلق دنیا بکنم و آن این بود که یک مریضخانه اى در صدد ساختنش بر آمده ام که فعلاً جاى 600 تختخواب به جهت مریض ها تهیه شده است. انشاءالله خدمت به همه جامعه بکند... خلاصه بنایم همیشه خدمت بوده است[18]

لازم به ذکر است که اکنون این بیمارستان در ابعاد مختلف گسترش یافته، در حدود 15 هزار متر مربع دیگر، بر مساحت آن افزوده شده است و با داشتن بخش هاى مختلفى چون عفونى، جراحى، فیزیوتراپى، رادیوگرافى، سى سى یو، زایشگاه، درمانگاه، چندین خانه جهت اقامت پزشکان بیمارستان و...، در مجموع داراى شش صد تخت مى باشد و با داشتن 35 موقوفه[19]، یکى از مهمترین بیمارستان هاى شهر رى محسوب مى شود.

یکى از جلوه هاى این بناى ارزشمند، پرستارى از مردان نیک نام تشیّع است. از آغاز تاکنون، ده ها تن از مراجع عالیقدر شیعه و صدها تن از عالمان و دانشمندان بلاد اسلامى در این بیمارستان بسترى شده، مدتى از ایّام زندگانى خویش را بر روى تخت هاى آن گذرانیده اند و روح ملکوتى برخى از آنان از آن جا به ابدیّت پیوسته است. و این مى تواند فروغى دیگر، از همّت بالاى آن مرد بزرگ باشد[20].

ب) مساجد

آیت الله فیروزآبادى یکى از نیکوکاران موفقى بود که عطش خدمتش هرگز فروکش نکرد. او همواره در پى ساختن و سازندگى بود. یکى از آثار نیک آن عالم وارسته، تأسیس ده ها مسجد در مناطقى چون رى، فیروزآباد، عمادآور و شهریار بود. بزرگترین این مساجد، مسجد جامع فیروزآبادى است که در جنب مزارش ـ شهر رى ـ قرار دارد و با مناره اى بلند و زیبا، منظره باشکوهى به وجود آورده است[21].

ج) بنیاد فیروزآبادى

از آن جایى که آیت الله سیّد رضا فیروزآبادى تشنه خدمت و عاشق خدمت رسانى بود، با این مقدار، عطشش فرو ننشست و فعالیّت هایش را ادامه داد. یکى دیگر از کارهاى پرارج و زیبایش، ساخت و تأسیس مؤسسه فرهنگى تربیتى «بنیاد فیروزآبادى» بود. وى این اقدام خداپسندانه را بعد از فراغت از ساخت بیمارستان، آغاز کرد. این مجموعه که داراى پرورشگاه، دارالایتام، دبستان و دبیرستان بود، براى تربیت و تعلیم کودکان فقیر و یتیم و نونهالان بى بضاعت در نظر گرفته شد. از آنجایى که آن مرحوم، این مجموعه فرهنگى را در سال هاى پایانى عمرش تأسیس کرد، مسئولیت اداره آن را به جمعى از رجال خوشنام و نیکوکارى سپرد که فرزند ارجمندش «حاج سیّد محمّد فیروزآبادى» یکى از آنان بود[22].

د) مدرسه علمیّه

یکى دیگر از فعالیّت هاى چشمگیر آن خادم صادق، تأسیس مدرسه علمیه «رضائیه» است. این مدرسه، در خیابان سیروس تهران، جنب حسینیه و مسجد تکیه رضا قلى خان قرار دارد[23].

هـ.) مقبره فیروزآبادىیکى از پرتوهاى نورانى ستاره فروزان رى، اندیشه محل دفن اموات مسلمین بود. وى زمینى را که جنب مسجد و بیمارستانش قرارداشت، به این منظور خریدارى کرد و در آغاز، آن جا را محل دفن جسم خسته از تلاش هاى بى شمار خویش قرار داد و آن گاه مؤمنینى از بستگان و... در جوارش جاى گرفتند و اکنون این مکان، یکى از قبرستان هاى معروف شهر رى به حساب مى آید[24].

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS