دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فعالیت های سیاسی محمد طاهر تنکابنی

No image
فعالیت های سیاسی محمد طاهر تنکابنی

در سنگر مجلس

شهرت میرزا و علاقه وافرى که همه مردم به خصوص علما و طلاّب علوم به آن مرحوم داشتند به ویژه صراحت لهجه و شجاعت او در بیان حقایق که خاص ایشان بود، موجب گردید تا آن حکیم عالى مقام در دوره اوّل مجلس شوراى ملّى که انتخابات صنفى بود از سوى طلاّب تهران به وکالت مجلس شورا برگزیده شود. چون آن مرد دانشور و اهل فضیلت طرفدار آزادى بود این انتخاب را پذیرفت. از هفدهم شعبان (1324 هـ .ق.) تا جمادى الاوّل (1326 هـ . ق.) که مجلس اوّل قهراً تعطیل گردید در مجلس بود ولى دست از کار اصلى خود یعنى تعلیم و تعلّم بر نداشت و باز هم بهترین مونسش کتاب بود و بهترین وقتش موقعى بود که به مطالعه و مباحثه مى پرداخت.([50]) در دوره سوم مجلس نیز در 30 خرداد (1294 هـ .ش.) از سوى اهالى تهران به مجلس رفت و در همین سال مطابق با (15 محرّم 1334 هـ .ق.) به هنگام وقوع جنگ جهانى اوّل (که مهاجرت آزادى خواهان را در پى داشت) همراه با عدّه اى از وکلا و مشروطه طلبان مبارزین و مشاهیر سیاسى از جمله شهید سیّد حسن مدرّس، سیّد محمّد رضا مساوات، حسین استر آبادى، محمّد تقى شاهرودى، سیّد حسن ذاکرى و چند تن دیگر در سى ام آبان (1294 هـ . ش.) به عتبات مقدّس عراق رهسپار گردید و مدّت چهار سال در شهرهاى کاظمین، کربلا، موصل و بغداد اقامت نمود. در این هنگام با افراد و مجامع مختلف علمى در تماس بود و با عالمان اهل سنّت آن سامان به بحث در خصوص مباحث کلامى، اعتقادى و حقّانیت مذهب تشیّع و پیروى از شیوه امامان شیعه پرداخت و در گفت گوهاى علمى با عالمان آن سامان خاطرات جالب توجّهى از خود به یادگار نهاد و فوق العاده مورد تجلیل و احترام واقع گردید.

مرحوم میرزا در مهاجرت با اسب از راه لرستان و کردستان طىّ طریق نمود و در بین راه با قبایل مختلف لر و کرد مانند خود اهالى تکلّم مى نمود و با وجود این که مدّت توقفش در نقاط طولانى نبود ضرب المثل ها و اشعار محلى را به حافظه سپرد و هیچ وقت فراموش نکرد.([51])

در زمان مهاجرت، با این که میرزا در تهران نبود براى دوره چهارم مجلس از سوى اهالى تهران انتخاب گردید و در موقع ورود ایشان و سایر مهاجران به تهران، مردم استقبال شایانى از آنان نمودند. پس از ورود، از 30 مرداد 1300 تا 30 خرداد 1302 براى آخرین بار وکیل مجلس بود.([52])

امّا میرزا طاهر تنکابنى از شرکت در جلسات مجلس چهارم خود دارى نمود. نا گفته نماند که مقارن کودتاى سوم اسفند (1299 هـ .ش.) همراه با گروهى از عالمان و سیاستمداران از جمله شهید مدرّس دستگیر و محبوس گردید. این برنامه توسط سیّد ضیاء الدّین طباطبایى مدیر روزنامه رعد که عامل کودتا بود انجام گرفت.([53])

برخى منابع تاریخى و نیز خاطراتى که از مرحوم تنکابنى نقل شده یا در مذاکرات مجلس ضبط گردیده است بر صراحت لهجه و بى پروایى این حکیم در برخورد با عوامل استبداد حکایت دارد. کسروى ذیل تاج گذارى محمّد على میرزا و بى پروایى او با مجلس نوشته است:

همان روز در مجلس گفت و گو به میان آمد و کسانى از نمایندگان گله کردند و برخى از جمله هاى معنى دار نیز به میان آمد. میرزا طاهر (تنکابنى) گفت: سلطان، سلطان ملّت است باید از طرف ملّت تاج گذارد و مجلس نماینده ملّت است.([54])

همچنین در جلسه 7 ذیحجه سال (1324 هـ .ق.) عنوان شد که امیر اسعد تنکابنى شیخ محمّد نامى را به چوب بسته و ریشش را به جرم این که در انتخابات مجلس دخالت نموده تراشیده است. سیّد محمّد طباطبایى حقیقت را از صدر اعظم (سپهسالار تنکابنى) استعلام کرد. او در جوابش نوشت:

آدم هرزه اى بود که تنبیه شد. نصرالسّلطنه (پدر) و امیر اسعد (پسر) مراتب را تلگرافى تکذیب کردند. میرزا طاهر تنکابنى گفت: اگر این شیخ مرد نکره و هرزه اى بود، نصرالسلطنه نوشته اى بدهد مبنى بر این که قباله جات املاکى را که به خط این شخص ابتیاع نموده باطل باشند.([55])

هفته اى سپرى نگردید که گروهى از نمایندگان لایحه مفصّل و مستدلّى به مجلس دادند در تشریح فضاى خوف و ارعاب که دامنه اش رو به گسترش است و بر حوزه مجلس هم استیلا یافته، وضعى که مجلس را از دنیاى مسؤلیتش باز داشته است. امضاى میرزا محمّد طاهر تنکابنى و منشى مجلس در پاى لایحه که ده نفر دیگر همه تأیید کرده بودند به چشم مى خورد، کسان دیگرى نیز به این مخالفان پیوستند. در این متن آمده بود:

روزگارى مدار حکومت بر ظلم و خود سرى بود تا این که مردم دامن همّت بر کمر غیرت زدند و دولت مستبد را به دولت مقنّنه و سلطنت را تبدیل به حکومت مشروطه کردند. اکنون حکومت ملّى مورد تهدید عاملان مختلف فتنه و فساد قرار گرفته دامنه آشوب حتّى به ساحت مجلس هم کشیده شده است.([56])

فریدون آدمیت مى نویسد:

از اهل حکمت قدیم دو تن شاخص بودند میرزا طاهر تنکابنى و حاجى شیخ على نورى. میرزا طاهر جامع دانش کلاسیک بود. او به عنوان حکیم نماینده تعقّل سیاسى مترقّى بود و به عنوان منشى مجلس همیشه راست و اصولى بود.([57])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS