دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فعالیت های سیاسی ملا جلال الدین دوانی

No image
فعالیت های سیاسی ملا جلال الدین دوانی

حیات سیاسى دوانى

جلال الدین در جوانى وارد سیاست شد و چندى به وزارت یوسف قراقویونلو که از سوى پدرش جهانشاه (فرمانرواى آذربایجان) حکمران شیراز شده بود، رسید ولى پس از مدتى استعفا کرد و به ادامه تدریس مشغول شد در شرح زندگانى جلال الدین آمده است:

«علت این استعفا این بود که امراى قراقوینلو به عکس سلاطین آق قوینلو مردمى بى رحم و سفاک و نسبت به امور دین و مراسم مذهبى لاابالى بودند»[28]

بسیارى از سلاطین زمان دوانى، او را به قلمرو خویش دعوت مى نمودند ملاّ جلال الدین دعوت برخى را اجابت کرد و در مورد برخى دیگر، به ارسال نامه هاى علمى و اخلاقى اکتفا مى کرد بنابراین در طول عمر خویش به ویژه در ایام دولت اوزون حسن بیک و یعقوب میرزا، به مسافرتهایى دست زد و با سلاطین و علماى سایر مناطق و کشورها نیز تماس داشت وى به مناطق مختلفى مسافرت کرد در یکى از مسافرتها به دعوت سلطان یعقوب آق قویونلو - که بر عراق، فارس، آذربایجان و کرمان سلطنت مى کرد - به دارالسلطنه تبریز رفت و از سوى وى قاضى القضات فارس گردید[29]

با سلاطین معاصر

وى پادشاهان زیادى را دید و دائمأ به دربار آنان رفت و آمد مى کرد و یا با آنان مکاتبه داشت و کتابها و نامه هاى فراوانى براى آنان نوشت

ذکر برخى از این نامه ها ما را در درک زمانه و در نتیجه اندیشه ملاّ جلال یارى خواهد کرد سلطان بایزید عثمانى از سلاطینى است که معاصر ملاّ جلال بود و علاقه زیادى به او نشان مى داد ملاّ جلال نیز با وى مکاتبه داشت و کتابهایى به نام او نوشت و به سویش ارسال داشت مثل «اثبات الواجب قدیم» که در هرات تحریر شده است

سلطان ابوسعید گورکانى (تیمورى) از نوادگان تیمور گورکانى است که در سال 855ق با نوه شاهرخ میرزا جنگید و شهرهاى ماوراءالنهر را تصرف نمود وى با میرزا سنجر، نواده امیر تیمور هم به جنگ پرداخت و او را شکست داد و بعد از چند جنگ در سال873 و پس از هشت سال سلطنت، به قتل رسید احتمالاً در زمانى که ابوسعید در فارس بود، با جلال ملاقات کرد و جلال نیز با او رابطه خوبى داشت و به دلیل همین رابطه بود که پس از مرگ او، بسیار اندوهگین شد

سلطان محمود گجراتى[30] از نوادگان امیرتیمور هم که در هندوستان سلطنت مى کرد، به دیدار ملاّ جلال موفق شد و احتمالاً سفر ملاّ جلال به هندوستان نیز به دعوت او بوده است وى کتاب «انموذج العلوم» و رساله «تحقیق در عدالت» را به نام او نوشت

پادشاهان بایندرى (آق قویونلو) نیز معاصر وى بودندمثل امیر اوزون حسن که به شیخ صفى الدین اردبیلى ارادت فراوان داشت و در سال 882ق درگذشت

همین طور سلطان خلیل آق قویونلو(بایندرى) که در زمان پدرش حسن بیک، حاکم فارس بود و احتمالاً ملاّ جلال دوانى همان جا کتاب «لوامع الاشراق» را به نام او و پدرش تدوین نموده است سلطان خلیل، پس از مرگ پدرش، در آذربایجان بر تخت سلطنت نشست

در زمان یعقوب میرزا، مراکز علمى شیراز و تبریز توسعه یافت و به دلیل روابط خوب و شناختى که نسبت به ملاجلال داشت، منصب قاضى القضاتى فارس را به او سپرد

یکى دیگر از سلاطین ترکمان آق قویونلوى معاصر ملاّ جلال، سلطان بایسنقر بایندرىاست که پس از مرگ پدرش سلطان یعقوب، برادر خود را کشت و در تبریز بر تخت نشست ملاجلال در زمان بایسنقر و سلطان رستم همچنان در شیراز مشغول تدریس بود و چون پس از قتل رستم میرزا، اوضاع ایران به خصوص منطقه فارس و شیراز آشفته گردید، اواخر عمر را با مشکلات زیادى گذراند

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS