دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فلسفه اجتماعی شيعی

No image
فلسفه اجتماعی شيعی

فلسفه اجتماعي شيعي بر سه گانه عرفان، فقه اصولي و اصول عملي استوار است.

1- عرفان: معرفتي است که نظريه سياسي و اجتماعي شيعي بر آن استوار شده است. نظريه اجتماعي شيعي، تابع عرفان است. در عرفان، انسان کامل است که نقش خلافت الهي را به عهده دارد؛ اين انسان کامل، اولياي برگزيده الهي هستند که مظهر تمام اسماي الهي بوده و به همين سبب داراي ولايتي از سوي خداوند هستند.

اگر در انديشه کلامي شيعي مبتني بر آيات قرآني، جز خدا، کسي بر کس ديگر ولايت ندارد، اما اين ولايت براي انسان کامل و مظهر تمام اسماي الهي اثبات مي شود؛ چنانکه بر اساس همين عرفان قرآني، انسان کامل مسير ارتباطي انسان به خدا محسوب مي شود که تنها راه دستيابي به حب الهي نيز مي باشد.

يعني اگر کسي مي خواهد محبت الهي را کسب کند و محبوب خدا شود بايد از وسايلي بهره گيرد.(مائده، آيه 35) اين وسيله و سبب همان انسان کامل است که هم راه و هم مقصد و مقصود است.(علق، آيه 8؛ نجم، آيه 42) پس لازمه محبوب خداوند شدن، کسب محبت حبيب الهي يعني انسان کامل است که اين تنها با اطاعت مطلق و بي چون و چرا شدني است.(آل عمران، آيات 31 و 32؛ احزاب ، آيه 6) انسان کامل، يعني همان معصومان(ع) اين ولايت را به ديگراني مي دهند که همانندي با آنان داشته باشند؛ زيرا شرط خلافت و ولايت و امامت،مشابهت و مناسبت ميان خليفه و مستخلف عنه است که در اين ميان تعليم الهي و کسب علم حضوري و شهودي اصالت دارد. (بقره، آيه 31) از اين رو تنها کساني به عنوان عالم اسلامي از ولايت برخوردار مي شوند که عنوان نايب الامام را براي خود با کسب علمي و عملي و تقوا به دست آورده باشند و در علم و معرفت و صيانت از نفس و دين، به کمالي رسيده و مناسختي با امام معصوم پيدا کرده باشند.

2- فقه اصولی: دومين مؤلفه اصلي فلسفه اجتماعي شيعي را عنصر فقه اصولي شکل مي دهد که فقه استدلالي با مفهوم خاصي از اجتهاد است که در کتب اصولي تبيين و تشريع شده است. جواهرالکلام نماد خروجي اين فقه اصولي است.

از اين رو امام خميني (ره) بنيانگذار عملي ولايت فقيه، بر فقه جواهري در کنار عرفان شيعي تاکيد دارد؛ زيرا اين مهمترين عنصر در فلسفه اجتماعي و سياسي شيعي است. ايشان فلسفه همه فقه را حکومت مي داند.

3- اصول عملی: در ميان اصول فقه که چارچوب فکري و فهم و استنباط فقه شيعي را تعيين و مشخص مي کند، اصول عملي نقش کليدي و اساسي دارد؛ زيرا اصالت اشتغال، اصالت برائت، اصالت تخيير و اصل استصحاب همان مباني اصلي فلسفه اجتماعي را تشکيل مي دهد.

اصول عملي که شاه کليدهاي فقيه براي تعيين تکاليف مردم براي انجام آنهاست، در هنگام بروز حالت شک به سبب فقدان دليل اجتهادي و امارات، به مجتهد و مکلف کمک مي کند تا حکم شرعي را به دست آورد و بر اساس آن عمل کند.

به اصول عملي، دليل فقاهتي گفته مي شود چنان که به اماره، دليل اجتهادي گفته مي شود. اين بدان معناست که اگر فقيه در جايي شک کرد مي تواند با بهره گيري از اصول عملي راه خويش را بيابد و خود و مردم را از سرگرداني بيرون آورده و حکم شرعي را به دست آورده و بيان کند. اين اصول عملي به فقيه و عالم اسلامي به ويژه کسي که داراي ولايت و نيابت از امام (ع) است کمک مي کند هرگز در امر اجتماعي با مشکلي به نام فقدان حکم شرعي مواجه نباشد؛ بلکه همواره در هر موضوع جديد و مستحدثي، حکم شرعي را مي تواند به دست آورد و بيان کند.

عقل سليم و عقل فطري به مدد ولي خدا مي آيد و راهکاري شرعي براي هر موضوعي به دست مي دهد. کارکردهاي هر يک از اصول عملي در ايجاد اعتدال و تعادل اجتماعي و نيز ثبات از طريق عناويني چون اشتغال ذمه يقيني، مستلزم برائت يقيني است و اينکه تا يقيني به خلاف حکم الهي نباشد اصل، برائت است و هميشه در هنگام شک پس از يقين مي توان به استصحاب به عنوان يک اصل پايه و موجب پايداري نگريست و در شرايط انتخاب و تخيير و اختيار، فرصت عبور را به فقيه و مکلف مي دهد، همه اينها موجب مي شود تا فلسفه اجتماعي شيعي به گونه اي رقم بخورد که ولايت و حکومت ولايي و الهي معنا و مفهوم خود را از دست ندهد و مردم سالاري ديني در همه شرايط ادامه يابد.

امروز تأکيد بر اموري چون عرفان شيعي، فقه جواهري و فقه اصولي مبتني بر مکاسب و رسائل براي آن است که بنيان هاي فلسفه اجتماعي شيعي همچنان استوار و محکم حفظ و صيانت شود.

هر ميزان دوري از اين اصول سه گانه فلسفه اجتماعي و بنيان هاي آن به معناي دور شدن از فلسفه اجتماعي شيعي و در نتيجه صحت و سلامت نظريات اجتماعي چون ولايت فقيه و مردم سالاري ديني و مانند آن است. پس با پاسداري و تاکيد بر اين عناصر سه گانه، مردم سالاري ديني و فلسفه و مشروعيت سياسي آن تامين و حفظ و صيانت مي شود. از اين رو دشمنان انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي همواره بر تضعيف اين عناصر تاکيد داشته و دارند و امام خميني(ره) بنيانگذار معاصر اين تفکر و مکتب، بارها بر صيانت و حفظ آن تاکيد داشته است.

روزنامه كيهان، شماره 21067 به تاريخ 5/3/94، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS