دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فلسفه غرب، فلسفه ای تهی از حکمت

در مقایسه فلسفه اسلامی و فلسفه غرب تفاوت‌های بنیادینی می‌توان ذکر کرد؛
فلسفه غرب، فلسفه ای تهی از حکمت
فلسفه غرب، فلسفه ای تهی از حکمت

در مقایسه فلسفه اسلامی و فلسفه غرب تفاوت‌های بنیادینی می‌توان ذکر کرد؛

1. فلسفه غرب بیشتر با مسائل درگیر است و فلسفه اسلامی تلاش می‌کند پاسخ‌ها را پیدا کند. به قول سنت گرایان فلسفه غرب با انبوهی از پرسش‌ها روبه رو شده است اما پاسخی جدی و مورد وفاق در آن نمی‌بیند.

فیلسوفان اگر از پاسخ قاطع و اساسی بازمانند انسان را متحیر کرده و به این وسیله کارایی خود را از دست می‌دهند. اگر فیلسوف نتواند پاسخ نهایی را ارائه کند فلسفه به کنجکاوی بدل و به مخزنی از پرسش‌های بنیادین تبدیل می‌شود. حال چنین فلسفه ای چگونه قادر به آرامش بخشی به انسان است؟

2. در تاریخ اسلام فلسفه به عنوان حکمت نامیده می‌شد و فلاسفه از این که احساس می‌کردند به حقیقت دست پیدا می‌کنند انسان را به آرامشی درونی می‌رساندند. اما فیلسوفان غربی مدعی عدم فهم قطعی حقیقت هستند که این موجب اضطراب می‌شود. فلسفه جدید پرسش انبوهی درباره حقیقت برای فیلسوف و فرد ایجاد می‌کند و اگر نتیجه فلسفه غرب را بنگرید؛ منتهی به فهم نمی شود.

3. فلسفه وجودی انسان از قبل مبنی بر این طراحی شده است که به حقیقت برسد اما فلسفه جدید چنین دیدگاهی را نپذیرفت و دچار تشتت آرا شد و دست انسان را از حقیقت کوتاه کرد. فیلسوفان جدید حتی شاید حقیقت را نپذیرند. معتقدند انسان به طور واقعی قادر نیست به حقیقت دست پیدا کند و تنها با مجموعه ای از پرسش‌ها می‌تواند به تحلیل دقیق تر برسد بنابراین همواره بین خود و فهم حقیقت فاصله می‌بینند.

4. باید بین حکمت و فلسفه تفاوت قائل بود. حکمت پرسشی بنیادین را مطرح می‌کند که توان پاسخگویی داشته باشد و این امر موجب آرامش و اطمینان انسان می‌شود به این اعتبار، آنچه در غرب وجود دارد فلسفه و تاملات عقلی است نه حکمت. غرب جدید با فلسفه گره خورده است و چهره عمیق دنیای جدید را می‌توان در فلسفه غربی متصور دید. شاید در ظاهر تکنولوژی را ببینیم ولی در باطن همان نگاه‌های فلسفی است و این نگاه در غرب جنبه پراگماتیستی پیدا کرده است. فلسفه در جهان غرب ملموس شده در حالی که حکمت ملموس نمی شود. در دوره مدرن فلسفه «دنیایی» شده است و حکمت را در زمین جست وجو می‌کنند نه در عالم بالاو این از تبعات دنیای مدرن است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

کتاب نقد فمینیسم از منظر نویسندگان غرب

کتاب نقد فمینیسم از منظر نویسندگان غرب

کتاب «نقد فمینیسم از منظر نویسندگان غرب» مجموعه مقالاتی است که در فضای جامعه غرب در انتقاد از ابعاد نظری و عملی فمینیسم نگاشته شده است.

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS