دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قاعده امکان

No image
قاعده امکان

كلمات كليدي : قاعدۀ فقهي، امكان، حيض، امور عبادي، شبهۀ موضوعيه، شبهۀ حكميه

نویسنده : حسن رضايي

یکی از قواعد مهم فقهی که اختصاص به امور زنان دارد قاعدۀ امکان می‌باشد این قاعدۀ فقهی عبارت است از

«کل دمٍ یمکن ان یکون حیضاٌ فهو حیض و إن کان اصفر او غیره»[1]

بر اساس این قاعده، هر خونی که از رحم زن در سن حیض (60یا50 -9) سالگی جاری گردد و احتمال داده شود که حیض است چنانچه دلیل عقلی یا شرعی مبنی بر اینکه آن خون حیض نیست، در اختیار ما نباشد، آن خون، حیض به شمار می‌رود مگر اینکه خلاف آن ثابت شود.

مفردات قاعده امکان:

1- حیض: یک ویژگی طبیعی که بر نوع زنان عارض می‌گردد و آن عبارت است از جدا شدن و فرو ریختن مخاط داخل رحم به درون آن است که سبب پارگی و خونریزی رحم و خروج آن از طریق واژن می‌گردد، این خون حیض نام دارد.

2- امکان: واژۀ امکان معانی متعددی دارد بعضی از علما آن را به معنای امکان وقوعی دانسته‌اند و بعضی دیگر امکان قیاسی[2] یعنی بعد از مقایسه جمیع جهات مثل توالی استمرار خون در سه روز و جاری شدن خون بعد از 9 سالگی و رعایت حداقل زمان بین دو حیض و...چنانچه دلیلی بر حیض نبودن آن خون در اختیار نباشد، آن خون حیض می‌باشد.

مستندات قاعده امکان:

فقها برای اثبات این قاعده به دلایلی استناده کرده‌اند که عبارتند از

1- اصل سلامت: با توجه به این اصل و طبیعت زنان، خونی که زن سالم به صورت ماهیانه می‌بیند و منعی برای حیض نبودن آن نباشد حیض به شمار می‌رود. گر چه این استدلال مورد انتقاد علما قرار گرفته است.[3]

2- عرف: اینکه در عرف خونی که زن در سن حیض می‌بیند اگر دلیلی بر حیض نبودن آن نباشد، حیض است چرا که این مفاهیم عرفی هستند که موضوع حکم شرعی قرار گرفته‌اند مثل عدم جواز ورود به مسجد.

3- عدم امکان حکم به حیض بودن خون مشکوک به حیض در صورت نبود این قاعده:اگر قاعده امکان را نپذیریم نمی‌توانیم به حیض بودن خون مشکوک به حیض حکم کرد چرا که غالباٌ برای انسان در مورد حیض یقین حاصل نمی‌گردد و دلیل دیگری همچون اصل و اماره که دلالت بر حیض بودن خون مشکوک باشد در دست نداریم لذا ناچاریم که به این قاعده عمل نمائیم.

4- روایات: در مورد قاعده امکان روایات زیادی در کتب فقها ذکر شده است که روایات مفصلی هستند[4]

از جمله روایات مورد استناد در مورد این قاعده «روایات افطار زن روزه‌دار با رؤیت خون» است که بر طبق این روایات زن روزه‌دار با رؤیت خون باید افطار نماید یعنی اینکه خون دیده شده امکان دارد که حیض باشد و زن روزه‌دار باید آنرا حیض شمرده و آثار آن را بر خود مترتب نماید.

قلمرو قاعده: در مورد قلمرو قاعده اختلاف نظر وجود دارد بسیاری از فقها آن را مختص به شبهۀ موضوعیه دانسته‌اند و بعضی از علما نیز هر دو شبهۀ‌ موضوعیه و حکمیه را شمول این قاعده دانسته‌اند.

بر اساس اینکه قاعده شامل شبهۀ موضوعیه باشد، زنی که خونی را می‌بیند و نسبت به حیض بودن آن شک دارد و مانع شرعی و عقلی بر عدم حیض ندارد، دچار شبهۀ موضوعیه است و می‌تواند طبق قاعده امکان آنرا حیض تلقی نماید. و اگر زنی نسبت به حیض بودن خونی شک نماید اگر شک او ناشی از شک در اعتبار آثاری باشد که شارع بر خون حیض بار نموده است، اگر قاعده را شامل شبهات حکمیه بدانیم، او نیز می‌تواند با عدم مانع شرعی و عقلی برای حیض بودن، آن خون را حیض بداند ولی از آنجا که مستند اصلی قاعده روایات هستند و روایات نیز در مورد شبهات مصداقیه می‌باشد لذا شمول قاعده بر شبهات حکمیه دلیل می‌خواهد.

آثار قاعده امکان: زنی که خود را حائض بداند باید از محرماتی نظیر عبادات مشروط به طهارت، مثل نماز و روزه، طواف و اعتکاف دوری نماید؛ همچنین خطوط قرآن و اسماء خداوند متعال مس نکند و همچنین سوره‌هایی که سجده واجب دارد بنابر بعضی از فتاوی نباید بخواند همچنین به مسجدالحرام و مسجدالنبی نمی‌تواند برود و توقف در مساجد دیگر نیز بر او حرام می‌شود.

مقاله

نویسنده حسن رضايي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
Powered by TayaCMS