دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قدر چیست؟

قَدْر و قَدَر به معناى اندازه گیرى اجمالى و تفصیلى است. در این عقیده جمیع فرق اسلامى اتفاق نظر دارند که خداى متعال در شب قدر حوادث و سرنوشت انسان ها را تا سال آتى مقدر و مشخص مى کند.
قدر چیست؟
قدر چیست؟

قدر چیست؟

قَدْر و قَدَر به معناى اندازه گیرى اجمالى و تفصیلى است. در این عقیده جمیع فرق اسلامى اتفاق نظر دارند که خداى متعال در شب قدر حوادث و سرنوشت انسان ها را تا سال آتى مقدر و مشخص مى کند. در سوره دخان مى فرماید: (سوگند به این کتاب روشن گر. ما آن را در شبى مبارک (اشاره به شب قدر) نازل کردیم. بى گمان ما همواره هشدارگر و بیم دهنده بوده ایم). در توصیف آن شب مى فرماید: (فیها یُفرقُ کلُّ امرٍ حکیم; در آن شب مبارک هر حادثه و کارى که باید واقع شود براساس حکمت از یک دیگر مجزا و مشخص مى شود و هرکدام در ظرف زمان و مکان معلومى به وقوع مى پیوندد; یعنى خصوصیات و حد و حدود حوادث اندازه گیرى و معین مى گردد.

باید به این نکته توجه کرد که این تعیین سرنوشت, مخصوص اشخاص نیست, بلکه جامعه را نیز فرا مى گیرد. در این جا سؤالى پیش مى آید که آیا مقدرات تعیین شده تا سال آینده ثابت و پایدار مى ماند؟ یا این که قابل تحول و دگرگونى است؟

در پاسخ باید گفت: اگر وضعیت روحى و کیفیت زندگى انسان تا سال آتى وضعیت ثابت و استوارى باشد و علل و عوامل محیط اجتماعى و خانوادگى و سایر شرایط مساعدت کند, بدون شک مقدرات او نیز دگرگون نخواهد شد; لیکن اگر تغییر ناگهانى در عقیده و رفتارش و یا در وضع اجتماع ایجاد نماید بدون تردید مقدراتش را نیز خداى حکیم تغییر خواهد داد, چرا که در قرآن مى فرماید: (اِنّ اللّه لایُغیّر ما بقَوم حتى یغیروا ما بانفسهم; قطعاً خداوند متعال سرنوشت فردى و اجتماعى هیچ قومى را تغییر نمى دهد [به خصوص سرنوشتى که در شب قدر مقدر گردیده است] مگر این که آنان روحیات و عمل خود را عوض کنند.)

موجود شدن مقدرات و حوادث مربوط به اشخاص, به شکل تدریجى و مطابق با مقتضیات روحى و فرهنگى آنان تحقق پیدا مى کند. گرچه سرنوشت افراد و به تبع آن, جمعیت ها در شب قدر مشخص گردیده است, لیکن به تناسب خط مشى فکرى, روحى و عملى و شرایط داخلى و خارجى آن ها است و منافاتى ندارد که حوادث در لوح محفوظ معیّن شده باشد ولى با تغییر عقیده و شیوه عملى که انسان ها پیدا مى کند, طبق حکمت و مشیت الهى سرنوشت آنان نیز تغییر پیدا کند. قرآن کریم مى فرماید: (یَمحو اللهَ ما یَشاء ویثبت وعنده ام الکتاب; خداوند هرچه را که بخواهد محو یا تثبیت مى کند و ام الکتاب در پیش او است.)

گرچه لوح محو اثبات به دست قدرت او است منتهاى مراتب خواست خداوند براساس قانون و حکمت است و بدون دلیل کارى انجام نمى دهد. از سوى دیگر روایات فراوانى داریم که صدقه و دعا, سرنوشت هاى محتوم را تغییر مى دهد. (الدعا یرد القضاء وقد اُبرم ابراماً;6 دعا, قضاى تثبیت شده را برمى گرداند.)

مادامى که شرایط روحى, فکرى و فرهنگى باقى باشد, مقدرات تعیین شده یکى پس از دیگرى نمایان مى شود, ولى اگر تحول ناگهانى در جهت مثبت و یا منفى در انسان ایجاد گردد, بدون تردید مقدرات تغییر مى کند; فى المثل شخصى یک پست و مقام و یا حاجتى را در شب قدر از خدا خواسته و مقدر شده است, لیکن تصادف مى کند و کسى را مى کشدد و مطابق قانون, زندانى مى شود, طبیعى است که در این صورت سرنوشت او تغییر پیدا مى کند. حتى ممکن است در سال جارى مرگش مقرر گردیده باشد, لیکن با صدقه و دعاى دیگران مرگ معلق وى به تأخیر افتاده باشد و یا با مراجعه به پزشک متخصص و درمان شیمیایى, از سرطان نجات پیدا کرده است, چرا که تحقق مقدرات, فراهم شدن تمام علل و عوامل مناسب یک حادثه لازم است تا معلول ضرورت پیدا کند. هرکدام از عوامل که به علتى فراهم نشود و مقدرات در حدّ اقتضا باقى مى ماند. بنابراین باید سعى کنیم از شب قدر به شایستگى استفاده کرده تحولى در عقیده و روحیه و فکرمان به وجود آوریم و از گناهان گذشته به گونه جدى توبه کنیم و اگر ظلمى و حق الناسى به گردن داریم جبران نماییم تا مقدرات ما به وجه نیکوتر تغییر کند.

نکته آخر این که در شب قدر سرنوشت آدمى الزاماً به سود مادى و معنوى انسان نمى شود; این امر بستگى به این دارد که در شب قدر تا چه حدى خود را بسازیم و چه نوع تصمیم سازى کرده و با چه شیوه اى به تلاش و عمل بپردازیم. اگر وجهه همت انسان دنیا باشد و راه هاى موفقیت و کسب آن را یافته باشد و در شب قدر نیز با همه وجود آن را از خداى منان بخواهد و یا آن شب بخوابد و مشمول دعاى فرشتگان قرار نگیرد, در صورتى که شرایط آن کار موجود شود و موانع کار مفقود گردد و انتظارات امکان پذیر و معقول باشد, بى گمان به مقصد مطلوب خواهد رسید. اگر هیچ تغییرى در شب قدر در وى ایجاد نشود و این فرصت بزرگ و حیاتى را از دست بدهد, سرنوشت او بر همین مبنا ترسیم خواهد شد, چرا که به حکم حدیث (انما هى اعمالکم ترد الیکم) در واقع هر عملى عکس العملى دارد و هر کنشى را واکنشى است و پس از تحقق این گونه اعمال, ناگزیر آثار و عوارض و یا برکات خاص خود را بروز خواهد داد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS