دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قوم لوط

No image
قوم لوط

كلمات كليدي : لوط ، قوم، گناه، عذاب

نویسنده : علی محمودی

لوط نام معروف لوط پیامبر (ع) است به معنی وابستگی به دل و جان.[1] منظور از قوم لوط، قبائلی است که در زمان او در شهری به نام «سلام» زندگی می‌کردند، در قرآن به این شهر و سه شهر اطرافش «مؤتکفات» گفته شده است،[2]مؤتکفات به معنی شهرهای زیرو رو شده می‌باشد که عبارتند از: «عموره» «صوغر»‌ و «صبوییم».[3]

از شنیع‌ترین اعمال این قوم، لواط بوده و به گفته قرآن اولین قومی بودند

که این عمل زشت بینشان شایع گشت:

«مَا سَبَقَکُم بِها مِن اَحَدٍ مِنَ العَالَمین»[4]

«هیچ یک از جهانیان، پیش از شما آن را انجام نداده بوده است»

البته در روایات و تواریخ اسلامی، اعمال زشت و ننگین دیگری به موازات انحراف جنسی از آنان نقل شده است و تنها خانه‌ای که اهلش مسلمان

بودند، خانه حضرت لوط بود، البته به استثناء زنش:

«فَمَا وَجَدنا فِیهَا غَیرَ بَیتٍ مِنَ المِسلِمِین»[5]

«جز یک خانواده با ایمان در تمام آنها، نیافتیم»

این آیه نشان می‌دهد که فحشاء فقط بین مردان نبود، بلکه بین زنان نیز شیوع داشته است و مردان به مردان و زنان به زنان اکتفا می‌نمودند.[6]

رسالت حضرت لوط (ع):

خداوند حضرت لوط (ع) را برای هدایت این قوم گمراه فرستاد:

«اِذ قَالَ لَهُم اَخُوهُم لُوط اَلا تَتََّقُونَ اِنّی لَکُم رَسُولٌ اَمینٌ»[7]

«هنگامی که برادرشان لوط به آنها گفت: آیا تقوا پیشه نمی‌کنید من برای شما پیامبری امین هستم»

ولی آنان نه تنها حاضر به شنیدن کلام حق نشدند بلکه تهدید کردند که

او را از آنجا بیرون می‌کنند:

«قَالُوا لَئِن لَم تَنتَهِ یَا لُوطُ لَتَکُونَنََّ مِنَ المُخرِجِینَ»[8]

«گفتند: ای لوط اگر (از این سخنان) دست برنداری، به یقین از اخراج شدگان خواهی بود»

سرانجام قوم لوط:

این قوم سرانجام به دلیل سرکشی و گناه و انکار رسالت حضرت لوط (ع) دچار عذاب الهی ‌شدند و قرآن برای ایشان سه مرحله عذاب ذکر کرده است:

1-صحیحه مرگبار:

«فَأخَذَتهُمُ الصَیحَةَ مُشرِقین»[9]

«سرانجام هنگام طلوع آفتاب صیحه مرگ‌بار آنها را فرا گرفت»

2- زیر و رو شدن قوم لوط:

«فَجَعَلنَا عَالِیَها سَافِلَهَا»[10]

«بالای آن را پایین قرار دادیم»

3- فرو ریختن باران سنگ:

«وَأمطَرنَا عَلیها حِجَارَةً مِن سِجََِّیلٍ مَنضُودٍ مُسَوََّمَةً عِندَ رَبِّک»[11]

«و بارانی از سنگ (گلهای متحجر) متراکم بر روی آنها نازل نمودیم (و سنگهایی که) نزد پروردگارت نشان دار بود»

در پایان، لازم به ذکر است که هر کدام از این عذابها برای آن قوم گمراه کافی بود و نازل شدن این عذابهای سه گانه، به خاطر شدت گناه و جسارت آنها نسبت به آلودگی و ننگ بوده است و نیز خداوند

برای عبرت دیگران، مجازات آنها را چند برابر کرده است:

«اِنََّ فی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِلمُتَوَسََِّمینَ»[12]

«در این (سرگذشت عبرت‌انگیز) نشانه‌هایی است برای هوشیاران»

مقاله

نویسنده علی محمودی
جایگاه در درختواره تفسیر قرآن
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن پژوهی - قصص و تاریخ

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
خدايا! تو براى عاشقانت بهترين مونسى

خدايا! تو براى عاشقانت بهترين مونسى

و دلهايشان به جانب تو در غم و اندوه. اگر تنهايى آنان را به وحشت اندازد ياد تو مونسشان شود، و اگر مصائب به آنان هجوم آرد به تو پناه جويند، زيرا مى دانند زمام
Powered by TayaCMS