دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ماجرای اشک ها

می‌خواهم دو چیزی را مقایسه کنم که در عین اینکه تفاوت‌های بسیاری دارند ولی هدفشان یکی است.
ماجرای اشک ها
ماجرای اشک ها
نویسنده: زینب السادات حدادی

می‌خواهم دو چیزی را مقایسه کنم که در عین اینکه تفاوت‌های بسیاری دارند ولی هدفشان یکی است. هر چه می‌گردم چیزی با این شرایط پیدا نمی‌کنم. تصمیم گرفتم دو اشک را با یکدیگر مقایسه کنم. دو اشکی که از دو چشم متفاوت و به خاطر علتی متفاوت جاری می‌شوند. اشکی که از سر نفرت ریخته می‌شود و اشکی که از سر محبت بر گونه‌ها جاری می‌شود. درست است هر دو اشک‌اند و ظاهری یکسان دارند و یک جور نوشته می‌شوند ولی هر کدام حامل پیام‌های متفاوتی هستند. اشک از روی نفرت وقتی بوجود می‌آید که قلبت از چیزی یا کسی متنفر باشد تو از آن احساس آنقدر آزرده‌ای که همه نفرتت در قطره اشکی از قلبت خارج می‌کنی و حال آنکه اشک از روی محبت را می‌توان اینگونه گفت که قلبت آن قدر احساس محبت و همدردی می‌کند که تنها کاری که می‌تواند بکند جاری کردن اشک از قاب چشمان است. این اشک است که گاه از سر محبت سرازیر می‌شود و گاه از سر نفرت و هردو حامل پیام‌های مهمی هستند. اشک نفرت گرچه ظاهری معمولی دارد ولی اگر جاری شود شاید بتواند شخص را تسکین دهد. اشک محبت هم ظاهری معمولی دارد ولی در معنا قشنگ است. زیرا کسی که از سرنفرت اشک می‌ریزد را می‌توام آرام کرد ولی شخصی که اشک محبت می‌ریزد دیگران را با خود همراه می‌کند. دنیای اشک دنیای عجیبی است عجیب تر از آن این است که هر قطره اشک می‌تواند حامل پیامی جداگانه باشد و حاصل فکر و عملکرد قلب است. هر چه قلب از محبت سیر شود اشک‌هایت هم زیباتر است ولی هرچه قلبت از تنفر سیر باشد اشک‌هایت رنگ و بوی تنفر می‌گیرد در حالی که هر دو آنها یک ظاهر دارند. تا به حال به اشک‌های مادری که در فراغ فرزندش به سوگ نشسته است، نگاه کرده‌اید؟ او قلبش از محبت و عشق لبریز است ولی معشوقش را گم کرده و به دنبال پیداکردن آن است و اشک را از قاب صدفی‌اش رها می‌کند تا پیامش را به او برساند. حال به اشکی که یک فرد خشن می‌ریزد، بنگرید. ظاهرش با اشک آن مادر یکی است. اما شاید قلب فرد آکنده از نفرت و خشونت هم از این وضع خسته شده است و می‌خواهد بفهماند که دیگر نمی‌تواند مانند سنگی باشد و این کار را با اشک ریختن شروع می‌کند او تسکین می‌یابد ولی طولی نمی‌کشد که دوباره این نفرت به سراغش می‌آید. زیرا این نفرت ریشه گرفته، ریشه‌ای عمیق، ولی امیدهایی در قلب اوست. هیچگاه نمی‌شود گفت: که اشک نفرت ناشی از نفرت مطلق است بلکه اشک می‌ریزد تا قلبش پاک شود همانطور که آن مادر اشک می‌ریزد تا محبتش را ابراز کند. هر دو اشک از قلب نشات می‌گیرد پس اگر قلبی پر از کینه و نفرت داریم باید سعی کنیم که آن را به محبت تبدیل کنیم تا ریشه درقلب ما پیدا نکند. ولی این را به یاد داشته باشید نفرتی که از کشورهای استبداد و استکبار دارید را از بین نبرید و بگذارید درقلب شما شعله بزند تا همین شعله‌های کوچک دامن آنها را بگیرد و آتشی بزرگ به پا کند.

مقاله

نویسنده زینب السادات حدادی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
Powered by TayaCMS