دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مبارزه با قاسطين؛ راه فقرزدايی

No image
مبارزه با قاسطين؛ راه فقرزدايی

قسط در عربي به معني سهم و نصيب و بهره و عدالت است که اگر به صورت ثلاثي مجرد و اسم فاعل به کار رود (قسط و قاسط) معني ظلم و ظالم مي دهد و اگر در قالب ثلاثي مزيد و باب افعال به کار رود (اقسط و مقسط) به معني عدالت ورزي مي باشد (مفردات راغب، ص 403) عدالت قسطي به معناي دادن سهم و قسط هر کسي از نعمت هاي الهي است؛ زيرا هر انساني جدا از مسلمان و غيرمسلمان بودن، داراي حقي از نعمت هاي الهي است. (حديد، آيه 25)

اسلام بر عدالت به ويژه در قالب عدالت قسطي به عنوان يک هدف متعالي براي کل تعليمات و آموزه هاي اسلام از آدم(ع) تا خاتم(ص) تأکيد دارد.(همان)

اما در اين ميان قاسطين يا همان قسط خواران و ستم پيشگان اجازه نمي دهند تا هر کسي از نعمت هاي الهي در دنيا بهره مند شود و قسط خودش را بردارد. بنابراين، بر مقسطين (قسط خواهان) و عدالت خواهان است تا از ظالم و مستکبر حتي با جنگ(نساء، آيه 75) سهم قسط مظلوم و مستضعف را مطالبه نمايند.

اين روشي است تا فقر از جوامع بشري به شکل عقلي و شرعي زدوده شود؛ اما اينکه ما بيائيم يک کار عاطفي انجام دهيم و به فقير از روي دلسوزي کمک کنيم، فقرزدايي نيست، بلکه فقير را زنده نگه داشتن و فقر را حفظ کردن است. حتي ظالمان و مستکبران نيز نهادهايي در جهان ايجاد کرده اند که فقير را زنده نگه دارند، اما هيچ تلاشي براي فقرزدايي نمي کنند؛ زيرا اگر بخواهند اين کار را بکنند بايد دست از ظلم و بي عدالتي و قسط خوري بردارند.

اميرمؤمنان(ع) مي فرمايد: لَو تَمَثَّلَ لِيَ الفَقرُ رَجُلاً لَقَتَلتُهُ؛ اگر فقر به شکل مردي برايم تمثل مي يافت آن را مي کشتم.(احقاق الحق، شوشتري، ج 32، ص 217)

پس درست کردن نهادي چون کميته امداد خوب است تا فقير نميرد، ولي مهم تر آن است با مبارزه با قاسطين (قسط خواران)، فقر را از ميان برد، يعني بايد به جنگ اختلاس کنندگان رفت و ريشه آنان را زد و با کساني که حقوق هاي نجومي به ظاهر قانوني مي گيرند برخورد قاطع کرد تا ديگر قاسطين نباشند. اين گونه است که مي توان فقر را گردن زد و فقير را به غنا رساند تا ديگر نيازي نباشد کميته امدادي داشته باشيم.

روزنامه كيهان، شماره 21529 به تاريخ 16/10/95، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS