دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مباهله

No image
مباهله

نویسنده : محمد محسن مرداني

كلمات كليدي : مباهله، افضليت، علي ابن ابيطالب(ع)، نصاري، روايات

معنای مباهله

مباهله در لغت بمعنای لعن کردن است اما در اصطلاح یعنی اینکه اگر طایفه­ای بر سر چیزی اختلاف کردند، جمع شوند و بگویند لعنت خدا بر ظالم از ما[1].

ماجرای مباهله

پیامبر اسلام بعد از گفتگو با مسیحیان نجران و عدم نتیجه، تصمیم گرفتند تا مباهله کنند؛ بدین معنا که در بیابانی جمع شده و عزیزان خود را همراه آورده و بر دروغگو لعنت بفرستند. وقتی مسیحیان با بزرگ خود مشورت کردند بزگ آنها گفت: بروید و ببینید اگر محمد با لشگریان و سپاهیانش آمد نترسید و مباهله کنید و اگر با خانواده­اش آمد هرگز با او مباهله نکنید که تمام مسیحیان نابود خواهند شد. آنها دیدند که پیامبر اسلام با علی(ع) که مصداق انفسنا در آیه و به عنوان جان پیامبر معرفی شده است و فاطمه زهرا(س) که مصداق نساءنا در آیه و حسنین(ع) که مصداق ابناءنا در آیه می باشد آمده­اند. لذا ترسیدند و مباهله نکردند.

خداوند کریم در قرآن مجید چنین می­فرمایند:

فَمَنْ حَاجَّکَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبینَ [2]

نظرات وهابیها در رابطه با آیه مباهله

ابن تیمیه که از بزرگان وهابیت می­باشد در این زمینه می­نویسد:

صحیح است که زمانی که این آیه نازل شد پیامبر اسلام(ص) همراه با علی و فاطمه و حسنین (علیهم السلام) برای مباهله رفتند اما این آیه هیچ دلالتی بر امامت علی و افضلیت وی بر صحابه ندارد و همچنین ما مساوی بودن علی را با پیامبر نفی می­کنیم. زیرا نه علی و نه کس دیگری با پیامبر مساوی نیست.[3]

وی در صفحه 126 کتاب ادامه می­دهد که:

اینکه پیامبر علی را به همراه بُرد به این جهت بود که -فاطمه که زن بود و حسنین هم بچه بودند- از اقارب کسی به غیر از علی نبود که حضرت با خودش ببرد. زیرا جعفر در جنگ موته شهید شده بود -پیغمبر مجبور شد علی را با خود ببرد- و الا جعفر را با خود می­برد. این همراهی علی هیچگونه افضلیتی برای او ندارد حتی افضلیت علی را بر بقیه صحابه ثابت نمی­کند.[4]

دیدگاه شیعه

با دقت در این مطالب به وضوح در می­یابیم که اینها از روی عناد بوده است. زیرا روایات شیعه و اهل سنت افضلیت آن حضرت را ثابت می­کند تا جایی­که نیشابوری از مفسرین بزرگ اهل سنت می­نویسد:

«شیعه هر زمانی که بخواهد می­تواند بواسطه این آیه بر افضلیت علی بن ابیطالب بر انبیاء گذشته حتی انبیاء اولوا العزم استدلال کند. زیرا پیامبر از تمام انبیا بالاتر بوده و امیر المومنین هم که در این آیه جان پیامبر خوانده شده بالتبع از انبیا حتی انبیاء اولوالعزم بالاتر است»[5] و این اشاره مستقیم به حدیث نبوی دارد که حضرت فرمودند:

ان عَلِیًّا منی وأنا منه وهو ولی کل مُؤْمِنٍ بعدی[6]

یقینا علی از من و من از علی هستم و او سرپرست هر مومنی بعد از من است.

ابن تیمیه و امثال وی اجتهاد در مقابل نص کرده­اند در حالیکه نبی مکرم اسلام یک ضربه و مبارزه امیر المومنین را در جنگ خندق افضل از عبادت تمام امتش می­داند[7] چطور این آقایان حتی حضرت را بر صحابه مقدم نمی­دانند.

در فضیلت امیر المومنین همین بس که نبی مکرم اسلام فرمودند:

بزودی بعد از من فتنه و امتحانی بر پا می­شود. پس زمانی که چنین شد از علی ابن ابی طالب پیروی کنید بدرستیکه وی اول کسی است که مرا ملاقات کرده و با من در روز قیامت مصافحه می­کند و اوست صدیق اکبر و جدا کننده حق و باطل در این امت و او محافظ مومنان است ولی مال منافقین حفاظت کننده آنها می­باشد.[8]

مقاله

جایگاه در درختواره عقائد فرق
جایگاه در درختواره اثنا عشریه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
Powered by TayaCMS