دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مختصری از زندگانی حضرت ابوالفضل(ع)‌

اشاره:‌ شخصیت اشخاص در زندگی آنها پدیدار است و از برجسته ترین سطور زندگی حضرت ابوالفضل(ع) مواسات و حق برادری، غیرت و فتوت، جوانمردی و شجاعت، ثبات رای و پافشاری در راه عقیده، وفاداری و خویشاوندی است.
مختصری از زندگانی حضرت ابوالفضل(ع)‌
مختصری از زندگانی حضرت ابوالفضل(ع)‌
نویسنده: محمد کریمی راد

اشاره:‌ شخصیت اشخاص در زندگی آنها پدیدار است و از برجسته ترین سطور زندگی حضرت ابوالفضل(ع) مواسات و حق برادری، غیرت و فتوت، جوانمردی و شجاعت، ثبات رای و پافشاری در راه عقیده، وفاداری و خویشاوندی است. در برادری، یاور روزهای سخت و برادر شجاع امام حسین بود، غیرت و جوانمردی او در تمام کتب تاریخ نوشته شده و اذهان مردم از شجاعت و شهامت عباس لبریز گشته و اسوه جهانی و الگوی وفاداری و جوانمردی در تمام تاریخ اسلام است.‌

تولد قمر بنی هاشم مکنی به ابوالفضل بن عباس علی بن ابی طالب(ع) در تاریخ شب 4 شعبان سال 24 هجری در مدینه رخ داد و پنجمین اولاد پسر امیر المومنین است شهادتش در آخر وقت روز عاشورا دهم محرم سال 61 هجری است.‌

شیعیان مژده که اسرار خفی گشت پدید عاتف از غیب بیامد و به ما داد نوید که شب چهارم شعبان به یقین می‌باشد مولد حضرت عباس ابوالفضل رشید پدرش امیر المومنین (ع) و مادرش ام البنین است. حضرت ام البنین در سال 23 به ازدواج امیرالمومنین (ع) در آمد. ام البنین نامش فاطمه و دارای شجاعت و شهامت و تربیت نیکو و قامت رشید بود.‌

ابوالفضل با عموی پدرش عباس بن عبدالمطلب مکنی به ابوالفضل در اخبار و احادیث وجه مشترک پیدا کرده‌اند. امیر المومنین پسر دیگری به نام عباس دارد که عباس اصغر است و مادرش ثعلبیه بود و آخر روز تاسوعا شهید شد.‌

قمر بنی هاشم پس از امام حسن دارای مقام از علم و فضیلت بود و تنها با یک زن به نام لبابه در سال 40 تا 45 هجری ازدواج کرد. قمر بنی هاشم دو پسر داشت یکی عبیدالله و دیگری فضل است که به سبب او پدر را اباالفضل می‌گفتند، فضل بلاعقب و نسل بنی هاشم که هم اکنون در ایران و عراق و افغانستان و هندوستان و عربستان و مصر هستند از عبیدالله باقی مانده‌اند.‌

ابوالفضل (ع) دارای جمالی زیبا و صورتی وجیه بود. قد بلند، رشید و شجاعتی داشت که او را اطلس می‌گفتند، در صورت و سیرت دارای مقام شامخی از سجایای نفسانی و فضایل اخلاقی بود. هر چند که ایشان به مقام امامت نایل نگشته اند ولی در ایمان الهی و اعتقادات دینی و عصمت از گناه از مقام امامت دستکمی ندارد.‌

قمر بنی هاشم مورد علاقه مادرش بود و لذا تربیت نیکویی به او کرد خاصه وقتی که فهمید امیر المومنین (ع) این زن را برای پیدا کردن یک پسر شجاع و قهرمانی مودب و با تربیت گرفته، ام البنین تمام حواس و همت خود را صرف تربیت و ادب عباس کرد و او شباهت تام به پدرش داشت و در جنگ ها همان استقامت، پافشاری، قوت بازو، ایمان قوی، اراده استوار، وقوف کامل بر رموز جنگ داشت و در تمام لحظات یار و یاور برادر و امام خود بود. حضرت عباس (ع) همواره در مسائل و سختی های روزگار، در جنگ ها و صلح در کنار برادر خود حضرت حسین (ع) بود نه به خاطر رابطه خویشاوندی و برادری، بلکه حضرت حسین(ع) قبل از اینکه برادر او باشد، امام و پیشوای دینی او بود و اطاعت از دستورات و فرامین امام برای همه مسلمانان واجب است. ولی در مردانگی، مروت، شجاعت و جوانمردی هیچ انسانی نمی تواند به پای عباس (ع) برسد. مردی که چون اسم و یاد او در زبان و روح آدمی جاری شود اشک در دیدگان و غم در قلب انسان جمع می‌گردد.‌

مناقب حضرت ابوالفضل(ع) سطور برجسته زندگی ابوالفضل عباس (ع) نمونه ای از برازندگی و فضیلت است که به پاس آن مناصبی گرفت و فرامینی دریافت کرد، علاوه بر عاشورا در جنگ های بسیاری بر علیه کفر و منافقین اسلام شرکت داشت از جمله در جنگ صفین 15 ساله بود، سپهسالاری، علمداری، صاحب منصب، کشیک خیام، دربان مخصوص، وزیر مشاور، سقا و فرماندهی قشون از مناصب عباس است. در کتب تاریخ 17 منصب برای اباالفضل نوشته اند که مهم تر از همه منصب سقاقیت است و در این وظیفه حداکثر خدمت و بروز حسن نیت را نشان داده، ابالقربه نیز گفتند و او مشک آب را از نهر علقمه پر می‌کرد و به خیام می‌برد و عاقبت هم در کنار نهرعلقمه شهید شد.‌

اباالفضل (ع) چهار مرتبه از دوم محرم تا شب عاشورا آب به خیام حرم برد و هر کسی حاجتی داشت یا آب می‌خواست به قمر بنی هاشم مراجعه می‌کرد و لذا او را باب الحسین گفتند.‌

در ثبات رای او نوشته اند با آنکه دستش قطع شد سوگند یاد کرد که در اراده اش فتوری رخ نخواهد داد و از حمایت برادر که حمایت دین است دست نخواهد کشید و با این ایمان راسخ و عقیده استوار با دشمنان اسلام سرسختانه و با شجاعت جنگید و نزد خداوند و تاریخ اسلام جایگاهی عظیم و شگفت انگیز یافت که در اذهان عمومی و اعتقاد مردم حضرت اباالفضل نماد مردی و جوانمردی و حلال مشکل مسلمانان و واسطه برآورده شدن دعاهای مردم است. به همین دلیل است که در ماه محرم با برآورده شدن دعاهای مردم و حل مسائل زندگی آنها شاهد انجام نذورات و احسان های مردمی هستیم. حضرت عباس (ع) الگوی جوانمردی و نمونه عینی و اسوه ای برای تمام پهلوانان و جوانمردان جهان است که در راه خدا و خدمت به انسانیت از دارایی‌ها و جان خود گذشته‌اند.‌

عباس دارای غیرت و حمیت و عصبیت بود. در سفر مدینه به کربلاکه بیش از 250 نفر ملتزم رکاب حضرت حسین بودند تمام امورات قافله و حوایج آنها در آن عصر با اباالفضل (ع) بود.‌

در فتوت و جوانمردی به قدری بارز است که چون وارد شریعه شد با آن تشنگی آب را تا لب دهن برد و نیاشامید. فذکر عطش الحسین فقال:‌ یا نفس من بعدی الحسین هونی

فبعده لاکنت ان تکونی

هذا الحسین شارب المنون

و تشربین بارد المعین

هیهات ما هذا فعال دینی

و لافعال صادق الیقین

بدریا پا نهاد و خشک لب بیرون از دریا فتوت بین جوانمردی نگر غیرت تماشا کنتا عباس بود لشکر بنی امیه جرات توجه به خیام را نداشتند و لذا حسین بالای سر او فرمود: الان انکسرت ظهری و قلت حیلتی. در واقع با شهادت عباس کمر حضرت حسین (ع) در برابر چشمان دشمنان که تکیه گاه او بود شکست و در برابر آماج و حملات دشمنان تنها و بدون یاور ماند، دیگر عباس برادر روزهای سخت و یکه تاز میدان های نبرد و علمدار کربلادر کنارش نبود که دشمنان از وجودش ترسیده و به خیمه ها نزدیک نشوند و فرمود چشم هایی که دیشب از بیم تو به خواب نمی رفتند امشب به خواب می‌روند و چشم هایی که به اتکای وجود تو به خواب بودند امشب مضطرب و بی خواب خواهند شد.‌ فضایل اباالفضل عباس (ع)‌ عباس بن علی دارای فضایل نفسانی بود، امیدواری کامل داشت و با امید که سرمایه زندگی است می‌جنگید، این دیدگاه را داشت که نباید از تعداد زیاد و انبوه دشمنان در میدان جنگ ترسید، آنچه به انسان قوت می‌دهد، ایمانی است که به آن اعتقاد دارد و شجاعتی و همتی که در دل، و همواره امیدوار و شجاع بود حتی دست ها را که داد باز هم امیدوار بوده و با رکاب جنگید تا آن وقت که ناامید شد پا از رکاب خالی کرد. در صبر و بردباری، در ادب نفس، در جهاد با نفس و جهاد با دشمن و در خوف از خدا مقامی ارجمند داشت. و سید سجاد فرموده در قیامت عمویم ابوالفضل مقامی دارد که همه شهدا غبطه آن را می‌خورند.‌ شهادت قمر بنی هاشم درباره شهادت اباالفضل (ع) ارباب مقاتل اختلاف کرده اند ولی همگی نوشته اند آخرین کسی که شهید شد قبل از حسین (ع) عباس بوده و در اینکه آیا در حمله به دشمن که دو برادر کردند ابوالفضل شهید شد یا برای آوردن آب شهید شد اختلاف است.‌

سید بن طاوس می‌نویسد چون شمر ماموریت گرفت به کربلابرود دستخط امان برای اباالفضل گرفت و به سبب قرابت با مادرش چندین بار او را خواست از حسین جدا کند ولی عباس با لبخندی تلقی کرد.

چون عطش بر اولاد حسین غالب شد از صاحب منصب خیام که مقام سقاقیت داشت آب خواستند اباالفضل مشک های خشک را گرفت و به شریعه فرات رفت و آب را از نهر فرات بیرون آورد و در مقام پیداکردن راه نزدیکی برآمد و از میان جنگل های نخلستان کنار نهر علقمه بیرون آمد تا به طرف خیام برود، دشمن او را محاصره کرد و میدان کارزار گرم شد، دست های او را قطع کردند و دشمنی از کمین بجست و با عمودی فرق مبارکش را شکافت و تیری بر مشک آب زد، آب ها ریخت و اباالفضل همان جا کنار علقمه پا از رکاب خالی کرد.‌

به دنبال شهید شدن عباس دشمن جسور شد و خوشحال گردید زیرا از عباس (ع) بسیار بیمناک بودند و لذا پس از عباس حضرت حسین (ع) یکی دو حمله کرد و شهید گردید.‌

منابع: مجموعه زندگانی چهارده معصوم(ع)، عمادالدین حسین اصفهانی، قم: نشر طلوع، 1380

چهار وادی سلوک، محمد کاظم بصیری ابر قویی ، قم: دفتر نشر الهادی، 1379

حلیه المتقین، علامه محمد باقر مجلسی، تهران: انتشارات باقرالعلوم، 1377‌

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
Powered by TayaCMS