دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مسیر عدالت طلبی

No image
مسیر عدالت طلبی

مسير عدالت طلبي

مصطفی یاسینی

گفتمان عدالت از دیدگاه علی(ع)

مقام معظم رهبری در سخنانی، تحقق عدالت اجتماعی را در سایه نزدیکی به رفتار امیرالمومنین علی(ع) دانسته و فرموده اند: «ما می‌توانیم در سایه نزدیکی به امیرالمومنین(ع) به آرزوی بزرگ کشور و ملت مان و نظام جمهوری اسلامی یعنی عدالت اجتماعی نزدیک شویم». با یک نگاه گذرا به سیره عملی امیرالمومنین(ع) می‌توان دریافت که تا چه اندازه عدالتخواهی، ظلم ستیزی و مبارزه با تبعیض در نظر حضرت از اهمیت برخوردار بوده است. از آنجا که در زمان خلیفه سوم املاک و اموال مسلمین به اطرافیان ونزدیکان عثمان بخشیده شده بود، حضرت پس از رسیدن به خلافت در نخستین سخنرانی عمومی خود فرمودند: «سوگند به خدا اگر بخشیده عثمان را پیدا کنم آن را به جایگاه اصلی اش بر می‌گردانم، اگرچه ببینم که به مهر زنان یا بهای کنیزکان رفته باشد، زیرا در عدالت گشایش برای عموم است و آن کس که عدالت بر او گران آید، تحمل ستم برای او سخت تر است». مخاطب امام کسانی بودندکه در سالهای پیش از خلافت امیرالمومنین(ع)، بر بیت المال مسلمانان دست درازی کرده و برای رسیدن به مطامع دنیوی خود از آن بهره برده بودند. ‌شواهد تاریخی گواه آن است که گسترش عدالت در سطح عمومی جامعه و توزیع عادلانه ثروتهای ملی، به مذاق کسانی که تنها به فکر توسعه شخصی ومنافع خود هستند وتوسعه مطلوب را به رفاه طلبی و اتراف و اسراف تفسیر کرده اند، ناخوشایند بوده و به کارشکنی خواهند پرداخت. هنگامی که امیرالمومنین علی(ع) مسئولیت حکومت اسلامی را به عهده گرفت، آنچه راکه در‌ ‌بیت المال بود، به طور مساوی میان مسلمانان قسمت کرد و به هریک از آنان سه دینار داد و سیاه وسفید، عالی ودانی و... هیچ امتیازی بر یکدیگر نداشتند. چون امتیاز طلبها این وضع را دیدند، رنجیده خاطر گردیده، از میان جمع مخالفان، «سهل بن حنیف» به عنوان اعتراض به حرکت عادلانه علی(ع) گفت: یا امیرالمومنین! من دیروز این غلامم را آزاد کرده‌ام و شما در تقسیم بیت المال میان من و او فرقی نمی‌گذارید؟ حضرت جواب دادند: هر آنچه رابرای وی می‌دهیم، برای تو نیز به همان مقدار عطا می‌کنیم. ‌‌ آنچه در این میان حائز اهمیت است آن است که مجریان عدالت نباید رضایت اکثریت مردم از اجرای عدالت را به خاطر نارضایتی عده قلیلی از کسانی که با اجرای عدالت مخالفند، نادیده بگیرند.

امیرالمومنین(ع) در قسمتی از نامه خود به مالک اشتر می‌فرماید: «کاری که باید از مهمترین کارهای تو باشد، میانه روی در حق و همگانی بودن عدالت است که موجب رضایت رعیت و عموم مردم است. چه اینکه خشم عمومی رضایت و خشنودی چند تن «اقلیت» را پایمال می‌سازد و خشم چند تن«اقلیت» در برابر رضایت عمومی اهمیت ندارد». در این فراز حضرت تحلیل بسیار ارزنده ای از بافت اجتماعی و قشرهای تشکیل دهنده آن ارائه می‌دهد که چگونه باید زمامدار مواظب رفتار خود بوده و از کدام قشری در پیشبردن اهداف اجتماع مدد گیرد.‌‌ ‌بر این اساس امام بافت اجتماع را بر دو دسته اقلیت و اکثریت تقسیم نموده و خصلتهای هر دو گروه وعملکرد آنان را بازگو می‌کند. در این قسمت از نامه، مراد حضرت از «رعیت» اکثریت هستند که در برابر آن «خاصه» می‌باشد. خاصه، همان است که در اصطلاح فعلی از آن به طبقه مرفه وخوش گذران و بی حال وثروتمند تعبیر می‌شود؛ چنانکه مراد از عامه در آنها، اکثریت زحمتکش است. امام می‌فرماید: در همه کارها که می‌خواهی در مملکت اجرا شود باید با توجه به مقتضای عدالت و با درنظر گرفتن مصالح اکثریت مردمی که از چنان زندگی مرفهی برخوردار نیستند باشد. امیر المومنین(ع) در بیان خصوصیات و ویژگیهای هر دو گروه می‌فرماید: گروه خاصه «اقلیت»، در حرکت اجتماعی در مواضع خاصی قرار می‌گیرند که آنها عبارت است از:

1- در حالت عادی قشری هستند که بر خزانه دولت تحمیل می‌شوند

2- انصاف و عدل بر آنان دشوار است، زیرا عدالت مخالف منافع شخصی آنان است

3- پافشاری بر مصالح ومنافع شخصی خود دارند.

4 - در هنگام تقسیم بیت المال کم سپاس هستند چون به اندازه میل به آنان سهمیه داده نمی شود. 5-در موقع منع حقوق به خاطر مصالح عالیه مملکتی دیر عذرپذیرند و با والی کدورت پیدا می‌کنند6.- در ناملایمات و حوادث روزگار کم طاقت هستند. اما گروه عامه «رعیت» و اکثریت جامعه، 1- پایه‌های دین هستند2.- اجتماع مسلمانان را آنان تشکیل می‌دهند.3 - ذخیره در برابر هجوم دشمن می‌باشند به این معنا که همیشه همین قشر هستند که در مقابل دشمن ایستادگی می‌کنند.امیرالمومنین (ع) با بیان ویژگیهای هر دو گروه به مالک اشتر تاکید می‌فرمایند که همواره عامه مردم را در نظر داشته باشد و در جلب رضایت آنان سعی و کوشش فراوان مبذول دارد و از جبهه گیری اقلیت در هراس نباشد، زیرا رضایت عمومی، ناخشنودی اقلیت راتحت الشعاع قرار داده و اگر در اندیشه رضایت اقلیت باشد، نارضایتی عمومی، خشنودی یک مشت اقلیت را همچون سیل از بین خواهد برد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS