دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مشخصه‌های وضعیتی اخلاق یونانی

No image
مشخصه‌های وضعیتی اخلاق یونانی خبرگزاری مهر - گروه دین و اندیشه: برای فهم اخلاق یونانی و تمایز نهادن میان اخلاق پیشاسقراطی و پساسقراطی فهم موقعیت اجتماعی و سیاسی و فرهنگی تمدن یونانی ضروری است. این مقال در صدد است این موضوع را به بحث بگذارد.
هنگامی‌که فلسفۀ اخلاق با سقراط آغاز شد دین یونانی یک دین همگانی با عمل اجتماعی عمومی و با اعیاد شهری و جشنهای عمومی بود. به اندازه‌ای که مشارکت در این سنت مورد نظر و به رسمیت شناختن این مرام مهم بود جزییاتی از آنچه فرد بدان باور داشت مهم نبود. مشارکت فرد در این سنت کافی بود تا عضو وفادار جامعه باشید و همیشه زمینه آماده بود تا با انجام وظایف شهری، شهروند خوب قلمداد شوید یا انجام وظیفه در دادگاهها یا عزیمت در ناوگان دریایی در جنگ - هنگامی‌که مورد نیاز بود - کفایت می کرد تا شهروند خوب شناخته شوید. دینی به معنای مسیحی آن آنجا وجود نداشت و هیچ طبقه‌ای از روحانیان که شرایط ضروری برای موهبت الهی را برقرار کند موجود نبود.
در واقع ایده‌های جاودانگی و رستگاری ابدی نقش مهمی در فرهنگ کلاسیک ایفا نمی‌کردند. این فرهنگ دینی شهری ، بر متن مقدسی نظیر انجیل یا قرآن یا وداهای دین هندو استوار نبود. یونانیان البته هومر را تجلیل می‌کردند و شعرهای هومر بخشی اساسی از آموزش آنها به شمار می‌آمدند اما ایلیاد و اودیسه هرگز متونی مقدس نبودند. با سقراط فلسفۀ اخلاق یونان، هومر را نقد کرد و آرمان هومری سلحشوری و حماسی و آرمان اشرافیت فئودال که در دوره‌های پیش از این حاکم بود و تا زمان سقراط هم نفوذ گسترده‌ای داشت رد شد.
حق آن است که در جهان کلاسیک، افراد بی‌دین و بی‌خدا در هراس بودند و هنگامی‌که ردیۀ آنها در مورد روحانیان شهری آشکارا بیان می‌شد امر خطرناکی رخ می‌داد. این بدان جهت بود که فکر یونانی همانند عمل آنها نشان می‌داد که آنان دوستان غیرقابل اعتماد و نامطمئن بودند. افرادی که خدایان را مسخره می‌کردند طرد می‌شدند اما این بدان اندازه که ناشی از بی‌رغبتی در شرکت در فعالیتهای عمومی شهری بود ناشی از بی‌اعتقادی شان نبود.
برای فهم این مهم در ذهن خود داشته باشیم که شهر یونانی با معیارهای ما شهری به غایت کوچک و کاملاً یکدست بود. به طور مثال آتن با زنان و بچه ها ، بیگانگان و بردگان در حدود 300 هزار نفر جمعیت داشت. تعداد افرادی که می‌توانستند در مجلس حضور یابند و از قدرت بهره مند شوند مردان میانسالی بودند که در یکی از قلمروهای معروف متولد شده بودند. این همگرایی شهری، جزوی بنیادین از برنامه‌های آن شهر جهت تاًمین امنیت و تفاهم اجتماعی بود.
فلسفۀ اخلاق یونان در بستر تاریخی و فرهنگی دین مدنی یک شهر، شهری که حماسه‌های همری با خدایان و سلحشوران آنها نقش مهمی بازی می‌کنند متولد می‌شود. این دین محتوای هیچ ایدۀ بدیلی از خوبی برتر که در مقابل این خدایان و سلحشوران باشد نبوده است. این سلحشوران از بدو تولد قابل تحسین هستند، آنها بدون شرمساری به دنبال پیروزی، افتخار، قدرت، ثروت، موفقیت اجتماعی و اعتبار هستند. اینکه آنها نسبت به خیر خانواده، دوستان و وابستگان بی‌تفاوت نیستند مدعیات بدون مبنایی هستند.
آنگاه که اشیل خودخواهانه نسبت به خانواده‌اش بی‌تفاوت است و با آنها از سر بداخلاقی مواجه می‌شود فضیلت قهرمانی خود را از دست نمی‌دهد. هنگامی هم که چون پاتروکلوس کشته شده است به جنگ برمی‌گردد به این خاطر نیست که برای پاتروکلوس غصه‌دار است بلکه بدان جهت است که او از ضعفی که با عدم حمایت خود از فرد فرودست خود نشان داده ناراحت است. اما در مورد خدایان اگر از جنبۀ اخلاقی سخن بگوییم با وجود آنکه آنها جاودانی هستند تفاوت چندانی با هم ندارند و نسبتاً در شادی و امنیت قرار دارند.
منبع: مهرنیوز

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
Powered by TayaCMS