دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

معاشرت با نيكان

No image
معاشرت با نيكان

انسان به جهت اينكه ذاتاً تأثيرپذير آفريده شده است، همنشين و قرين او بايد داراي ويژگي‌هايي باشد و هر كسي را نبايد به دوستي برگزيند. بهترين دوستان آنهايي هستند كه مشمول رحمت و نعمت الهي واقع شده و با عنايت خداوند، به صراط مستقيم راه يافته و از گناه مصون مانده‌اند و آنان چهار گروهند كه در اين آيه توصيف شده‌اند: « آنان كه خدا و رسول را فرمان برند با پيامبران و صديقان و شهيدان و صالحان خواهند بود و اينان چه خوب رفيقاني هستند» (نساء: 69) در حديثي از امام صادق(ع)، حضرتش حدود لازم براي دوستي را چنين بيان فرمودند: «اول اينكه ظاهر و باطنش براي تو يكي باشد؛ دوم اينكه زيبايي و موفقيت تو را زيبايي و موفقيت خود ببيند و زشتي و شكست تو را زشتي و شكست خود؛ سوم اينكه مال و مقام، حال و رفتار او را با تو تغيير ندهد؛ چهارم اينكه از آنچه توانايي دارد در حق تو دريغ نكند؛ و پنجم كه همه خصلتها را در بر دارد، اينكه هنگام بيچارگي و پيشامدهاي ناگوار تو را رها نكند». پيشوايان معصوم(ع) از دوستي با چند گروه شديداً نهي كرده‌اند. حضرت علي(ع) مي‌فرمايد: «از دوستي با دروغگو بپرهيز كه او همچون سراب است، دور را در نظر تو نزديك و نزديك را دور مي‌سازد». از امام جواد(ع) نقل شده: «از همنشيني با بدان بپرهيز كه همچون شمشير برهنه‌اند، ظاهرش زيبا و اثرش بسيار زشت است». رسول خاتم(ص) نيز فرمودند: چهار چيز است كه قلب انسان را مي‌ميراند از جمله همنشيني با مردگان، كسي پرسيد ‌اي رسول خدا مردگان كيانند؟ حضرت فرمود: ثروتمنداني كه مست ثروتند. نقل شده: در عصر رسول خدا(ص) دو دوست در ميان مشركان به نامهاي عقبه و ابي بودند. هر زمان عقبه از سفر مي‌آمد غذايي ترتيب مي‌داد و اشراف قومش را دعوت مي‌كرد و در عين حال دوست مي‌داشت به محضر پيامبر(ص) برسد هر چند اسلام را نپذيرفته بود. روزي از سفر آمد و طبق معمول غذايي ترتيب داد و دوستان را دعوت كرد، در ضمن از پيامبر اكرم(ص) نيز دعوت نمود. هنگامي كه سفره را گستردند و غذا حاضر شد، پيامبر(ص) فرمود: من از غذاي تو نمي‌خورم تا شهادت به وحدانيت خدا و رسالت من دهي، عقبه شهادتين بر زبان جاري كرد. اين خبر به گوش دوستش ابي رسيد، گفت اي عقبه، از آيينت منحرف شده‌اي؟ او گفت: نه به خدا سوگند من منحرف نشده‌ام و لكن مردي بر من وارد شد كه حاضر نبود از غذايم بخورد جز اينكه شهادتين بگويم، من از اين شرم داشتم كه او از سر سفره من برخيزد بي‌آنكه غذا خورده باشد، لذا شهادت دادم، ابي گفت من هرگز از تو راضي نمي‌شوم مگر اينكه در برابر او بايستي و سخت توهين كني، عقبه اين كار را كرد و مرتد شد و سرانجام در جنگ بدر در صف كفار به قتل رسيد و رفيقش ابي نيز در روز جنگ احد كشته شد.» آيات الهي نازل گرديد و سرنوشت كسي را كه در اين جهان گرفتار دوست گمراهش شده و از مسير حق منحرف شد، شرح داد: و يوم يعض الظالم علي يديه يقول يا ليتني اتخذت مع الرسول سبيلا؛ به خاطر آور روزي را كه ظالم دست خويش را از شدت حسرت به دندان‌ مي‌گزد و مي‌گويد: ‌اي كاش با رسول خدا (ص) راهي برگزيده بودم. سپس اضافه مي‌كند كه اين ظالم بيدادگر كه در دنيايي از حسرت و تأسف فرو رفته، مي‌گويد: « ‌اي واي بر من، كاش فلان شخص گمراه را دوست خود انتخاب نكرده بودم، او مرا از ياد حق گمراه ساخت بعد از آنكه آگاهي به سراغ من آمده بود، شيطان هميشه مخذول‌كننده انسان بوده است».

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
Powered by TayaCMS