دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

من لایحضره الفقیه

من لایحضره الفقیه»، در عین حال که براى خواص، مجموعه اى فقهى است، نکته هاى اخلاقى، تربیتى، عقیدتى، تاریخى و درس هاى زندگى فراوانى در بر دارد که همانند گوهرهایى ناب در این گنجینه معنوى جلوه نمایى مى کند، که آشنایى با آن ها، براى عموم مردم؛ به ویژه مبلغان دینى مفید و راهگشاست.
No image
من لایحضره الفقیه

مشهورترین و بزرگترین کتاب صدوق - پس از مدینه‌العلم - همین کتاب است که یکى از «کتب اربعه» روایى شیعه به شمار مى‌رود.

اعتبار و ارزش کتاب من لایحضره الفقیه

شیخ صدوق در این کتاب، روایاتى را که از دیدگاه خود صحیح و معتبر بوده جمع آورى نموده است. او در این مورد مى گوید: «من در این کتاب فقط روایاتى را نقل مى کنم. که آن ها را صحیح و معتبر مى دانم و به آن فتوا مى دهم و عقیده دارم که میان من و خداوند حجت است».

این کتاب، عظیم ترین و ارزشمندترین اثر شیخ صدوق از میان بیش از 245 کتاب او مى باشد و یکى از مهم ترین منابع روایى شیعه و از کتب اربعه محسوب مى شود که در طول 9 قرن گذشته محل مراجعه فقها و دانشمندان و سایر مشتاقان معارف اهل بیت علیهم السلام بوده است؛ به طورى که هیچ مجتهد و محققى از رجوع به آن بى نیاز نیست.

ویژگی ها

«من لایحضره الفقیه»، در عین حال که براى خواص، مجموعه اى فقهى است، نکته هاى اخلاقى، تربیتى، عقیدتى، تاریخى و درس هاى زندگى فراوانى در بر دارد که همانند گوهرهایى ناب در این گنجینه معنوى جلوه نمایى مى کند، که آشنایى با آن ها، براى عموم مردم؛ به ویژه مبلغان دینى مفید و راهگشاست.

نظر علما درباره کتاب

علامه بحرالعلوم بعد از تجلیل فراوان از مقام بلند شیخ صدوق مى فرماید: برخى از اصحاب بزرگوار ما احادیث کتاب «من لایحضره الفقیه» را بر سایر کتب اربعه مقدم مى دارند و این به علت این است که:

  • 1. مؤلف آن حافظه قوى و کم نظیرى در زمینه حفظ احادیث داشته است؛
  • 2. بعد از کتاب کافى و با تأملات بیش ترى تدوین شده است؛
  • 3. شیخ صدوق صحت روایات آن را تضمین کرده است. به همین دلائل، مراسیل آن را همانند مسانید پذیرفته اند.

شیخ طوسى در معرفى شیخ صدوق مى گوید: «او دانشمندى جلیل القدر و حافظ احادیث بود. از احوال رجال، کاملا آگاه و در عرصه احادیث، نقادى عالى مقام به شمار مى آمد. در میان بزرگان قم، از نظر حفظ احادیث و کثرت معلومات، مانند نداشت و در حدود سیصد کتاب نوشته است».

انگیزه نگارش و وجه تسمیه

شیخ صدوق، در مورد انگیزه خود از تألیف این کتاب، مى گوید: در مسافرتى که به سرزمین بلخ داشتم، با یکى از اولیاء خدا آشنا شدم. رفاقت با او احساس آرامش و شادمانى و فرح و نشاط خاصى را براى من فراهم مى نمود. چرا که وى، فردى متعهد، دارای سکینه و وقار و دیندار، عفیف، متقى، و خاشع بود. او روزى به من گفت: «محمد بن زکریاى رازى» براى کسانى که در موقع احتیاج به طبیب، طبیب در دسترس ندارند؛ کتابى در علم طب نگاشته است.

و آن را«من لایحضره الطبیب» نام نهاده است. و آن کتاب در موضوع خود، با وجود حجم کم، جامع و وافى و کافى و پرفایده است و همگان در حد نیاز خود از آن بهره مند مى گردند. و از من خواست که من هم کتابى در موضوع فقه و شرایع و احکام به گونه اى جامع و کامل بنویسم و نامش را «کتاب من لایحضره الفقیه» (کتاب براى کسانى که به فقیه دسترسى ندارند) بنامم.

همچنین خود مؤلف می ‌گوید: این کتاب کتابی است که در فقه و حلال و حرام و قوانین و مقررات شرع نوشته شده، به قسمی که همهٔ آن چه را که در موضوعات مختلف فقه (از طهارت تا دیات) تاکنون نوشته‌ام دربرداشته باشد و آن را کتاب من لایحضره الفقیه نام نهادم، تا به وقت نیاز بدان مراجعه کرده و مورد اعتماد و اطمینان باشد.

و این کتاب را با حذف اسانید تألیف کردم که مبادا به سبب نقل آن حجم کتاب زیاد شود. در این کتاب منظورم این بوده که آن دسته از روایاتی را که بدان فتوا می ‌دهم و به صحت و صدورش از معصومین وثوق دارم و بدان حکم می ‌کنم بیاورم.

موضوعات کتاب

مسئله آب ها و طهارت و نجاست آن، نماز، روزه، زکات و سایر مسائل مالى، احکام قضاوت، انواع مشاغل، مکاسب و معاملات، احکام ازدواج و طلاق، احکام ارث، حج و آداب سفرهاى واجب و غیرواجب، بحث گناهان کبیره و صغیره، حدود و مجازات هاى شرعى، وصیت و... از موضوعات مطرح شده در این کتاب گرانسنگ مى باشد.

منابع کتاب‌

شیخ صدوق در مقدمه کتاب مى ‌فرماید من روایات این کتاب را از اصول معتبر و مشهور روایى شیعه گرفته‌ ام مانند:

و بسیارى دیگر از اصول اولیه و منابع معتبر روایى که در فهرست ذکر کردم.

تعداد روایات

در این مجموعه گرانقدر، 9044 حدیث، گرد آمده.

مشیخة الفقیه

شیخ صدوق در آخر این کتاب، بخشى را به نام «مشیخة الفقیه» آورده و در آن اسناد خود را بیان کرده است؛ به این صورت که در متن کتاب فقط نام راوى اولى را که روایت را از امام علیه السلام نقل مى کند آورده و در بخش «مشیخه» سند خود را به آن راوى نقل مى کند تا روایات از حالت ارسال خارج شده و مسند شوند.

این بخش از کتاب بسیار مورد توجه علماى شیعه قرار گرفته است و شرح ‌هاى فراوانى نیز بر این قسمت از کتاب نگاشته‌ اند که خود از منابع غنى و پر بار علم رجال به شمار مى ‌آید مانند:

  • 1- ترتیب مشیخه من لایحضره الفقیه نوشته صاحب معالم شیخ حسن بن شیخ زین الدین، شهید ثانى. (درگذشت 1011 هجرى)
  • 2- ترتیب مشیخه من لایحضره با شرح و بیان نوشته سید حاج میرزا محمد حسین معروف به شیخ آقا قاضى تبریزى. (درگذشت 1294 هجرى)
  • 3- شرح مشیخه من لایحضره الفقیه نوشته محمد تقى مجلسى پدر علامه مجلسى.
  • 4- شرح مشیخة الفقیه نوشته علامه سید حسن بن سید عبدالهادى بن سید موسى موسوى آل خراسان نجفى. (متولد 1326 هجرى)
  • 5- خیر الرجال نوشته شیخ بهاءالدین محمد بن شیخ ملا على شریف لاهیجى از علماى قرن یازدهم هجرى.

شرح ‌هاى کتاب‌ بر کتاب «من لایحضر» شرح ‌هاى فراوانى نیز نگاشته شده که در شرح روایات کتاب و بررسى آن هاست مانند:

  • 1- شرح من لایحضره الفقیه به نام «روضة المتقین» نوشته مولى محمد تقى مجلسى پدر علامه مجلسى. وى این کتاب را در سال 1063 هجرى به پایان رسانده است.
  • 2- شرح من لایحضره الفقیه نوشته سید اجل امیر محمد صالح بن امیر عبدالواسع داماد علامه مجلسى. (درگذشت 1116 هجرى)
  • 3- شرح من لایحضره الفقیه نوشته شیخ الاسلام والمسلمین شیخ بهایى، محمد بن حسین بن عبدالصمد حارثى همدانى.(درگذشت 1030 هجرى) شیخ حر عاملى از این شرح نقل مى ‌کند.
  • 4- شرح من لایحضره الفقیه به نام «معاهد التنبیه» نوشته شیخ ابوجعفر محمد بن حسن بن زین الدین شهید ثانى. (درگذشت 1030 هجرى)
  • 5- شرح من لایحضره الفقیه نوشته مولى حسام الدین محمد صالح بن مولى احمد سروى مازندرانى. (درگذشت 1081 هجرى)

منابع

(1). مقاله آشنایی با منابع دست اول شیعه (من لایحضره الفقیه)، عبدالکریم پاک نیا، مبلغان، آذر و دی 1387، شماره 110.
(2). من لایحضره الفقیه، دانشنامه آزاد ویکی پدیا.
(3). مقدمه کتاب من لایحضره الفقیه.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
خدايا! تو براى عاشقانت بهترين مونسى

خدايا! تو براى عاشقانت بهترين مونسى

و دلهايشان به جانب تو در غم و اندوه. اگر تنهايى آنان را به وحشت اندازد ياد تو مونسشان شود، و اگر مصائب به آنان هجوم آرد به تو پناه جويند، زيرا مى دانند زمام
Powered by TayaCMS