دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

منابع حقوق در اسلام

در دین اسلام، جهت تشخیص حکم مسئله‌ای منابع گوناگونی وجود دارد که از آنها استفاده می‌شود.
منابع حقوق در اسلام
منابع حقوق در اسلام
نویسنده: میرعماد اشراقی

در دین اسلام، جهت تشخیص حکم مسئله‌ای منابع گوناگونی وجود دارد که از آنها استفاده می‌شود. اصولیون و فقهای اسلام از دیر باز تاکنون هیچ گاه اصطلاح منابع حقوق را استعمال نکرده اند و به جای آن، تعبیر «ادله فقه» را به کار برده اند، هر چند مفهوماً با آن یکی نیست ولی می‌تواند به جای آن به کار رود. به هر حال اصولیون شیعه تحت ادله فقه از چهار دلیل یا منبع نام می‌برند که عبارتند از: کتاب، سنت، اجماع و دلیل عقل.‌

بعضی از اصولیون دیگر، ادله یا منابع دیگری نیز بر آن می‌افزایند که عبارتند از: قیاس، استحسان، مصالح مرسله، فتح و سد ذرایع، عرف، مذهب صحابی و شرایع الهی و جهانی پیش از اسلام. اما حق این است که تنها منبع حقوق در اسلام «اراده تشریعی الهی» است و بس؛ یعنی یک قاعده و حکم فقط از دیدگاه اسلام معتبر است که به اراده تشریعی خدای متعال استناد داشته باشد، استناد به هیچ منبع دیگری و حکم حقوقی را اعتبار و ارزش نمی‌دهد. یعنی تمام حقایق و مسائل زندگی انسان متناسب با خواست و اراده الهی باشد تا نتیجه و آثار مورد نظر را در پی داشته باشد و مشکلات جوامع مسلمانان را حل و آن را در مسیر حقیقت و راستی قرار دهد. اهمیت بی مانند کتاب در درجه اول، و سنت در درجه دوم، از آنجا ناشی می‌شود که این دو نشانگر اراده تشریعی الهی می‌باشند؛ یعنی اگر بخواهیم حکم خدای متعال را در موردی بدانیم، چاره ای نداریم جز اینکه به این دو رجوع کنیم. به دیگر سخن، این دو خودشان منبع نیستند بلکه ما را به منبع اصلی رهنمون می‌شوند. کتاب قرآن اولین منبع در حل مسائل و مشکلات جوامع مسلمین است که در آن برنامه زندگی و اصول و قوانین مربوط به آن به طور کامل بیان گشته است و کتابی است که هرگز در طول تاریخ تحریف و تغییر نکرده است و خداوند خود محافظ آن بوده است.‌اجماع هم هرگز منبع مستقلی به شمار نمی آید و چنان نیست که اگر همه فقها و عالمان دین در یک زمان یا حتی در همه اعصار، حکمی واحد درباره مسئله ای داشتند، صرف همان اتفاق نظرشان، به آن حکم، اعتبار و ارزشی بدهد، چنان که رویه قضائی به عنوان یکی از منابع حقوق نظام های حقوقی دیگر معتبر است.

به همین دلیل ما هر اجماعی را حجت نمی دانیم؛ اجماع تنها در صورتی حجیت دارد که یقین یا دست کم ظن اطمینانی پیدا کنیم به اینکه اتفاق نظر علما در یک مورد به سبب دسترسی همه آنان به سنتی بوده است که ما اکنون از آن بی خبریم؛ یعنی همه آنان یک یا یا چند خبر از بعضی معصومین (ع) در اختیار داشته اند که آن حکم را از آن استفاده می‌کرده اند. پس حجیت اجماع از آن روست که از سنت حکایت می‌کند و کاشف از اراده تشریعی خدای متعال است.‌عقل نیز هیچ گاه منبع جداگانه ای نیست بلکه تا آنجا حجیت دارد و معتبر است که بتواند به طور قطع اراده تشریعی الهی و حکم خدا را کشف کند. هفت دلیل یا منبع دیگری هم که نام برده شد صلاحیت منبع حقوق بودن را ندارند، زیرا حجیت برخی از آنها به کلی نفی و انکار شده است و بقیه نیز در غالب موارد به یکی از ادله چهارگانه کتاب، سنت، اجماع و عقل برگشت می‌کنند. پس باید گفت که همه حقوق اسلامی مستند به خواست خدای متعال است و لاغیر؛ کتاب، سنت، اجماع و دلیل عقل هم فقط از این جهت حجیت دارند که اراده خدای متعال را کشف می‌کنند و هرگز در عرض اراده تشریعی الهی، منابع مستقل محسوب نمی‌شوند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
Powered by TayaCMS