دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مکاتب اخلاقی، بی نیاز از دین! ‌ ‌ ‌

شبهه اول: استقلال اخلاق از دین: یکی از شبهات اساسی مخالفان دین، ادعای استقلال و تباین اخلاق و دین و خداباوری است.
مکاتب اخلاقی، بی نیاز از دین! ‌ ‌ ‌
مکاتب اخلاقی، بی نیاز از دین! ‌ ‌ ‌
نویسنده: محمد مهدی تبریزی

شبهاتی پیرامون دین و اخلاق

شبهه اول: استقلال اخلاق از دین: یکی از شبهات اساسی مخالفان دین، ادعای استقلال و تباین اخلاق و دین و خداباوری است. استقلال گرایان مدعی اند که بشر می‌تواند کاملاانسان اخلاق گرا باشد و در تبیین و اثبات اصول ارزشی و اخلاقی، به دین و وجود خدا نیازی ندارد. کانت، معتقد بود که برای شناخت اخلاق، عقل عملی و وجدان کفایت می‌کند.طرفداران تباین نیز بر این باورند که تداخل این دو حوزه موجب متضرر شدن اخلاق شده است. چراکه دین با برخی از آموزه‌های خود اخلاق را از مدار اصلی خود خارج کرده است.[1]

تحلیل و بررسی

تلائم و تعامل اخلاق و دین: اگر مقصود از استقلال، استقلال کامل و به نوعی تباین باشد، به این معنی که اصلادین هیچ حکم و اثری مفید و اخلاقی ارائه نداده است که عقل و سرشت انسان پیشاپیش به آن دست نیافته باشد. این مدعایی بیش نبوده که به اثبات اجمالی سستی این ادعا می‌پردازیم.

دین، عقلانیت و معنابخشی به اصول اخلاقی: درباره فعل اخلاقی ملاکات مختلفی ارائه شده است. مکتب «غایت گرایانه»، ملاک اخلاقی را در آثار و نتایج فعل می‌جوید که نفع آن به شخص یا دیگران عائد می‌شود.[2] بر این اساس ملاک فعل اخلاقی را «لذت»، «نفع و سود»، «معرفت»، «قدرت» و «کمالات» خود شخص تشکیل می‌دهد. دومین مکتب «وظیفه گرایانه» است. این مکتب ملاک فعل اخلاقی را نه در نفع برآمده بر انسان ها، بلکه در خود فعل جستجو می‌کند و بر این اعتقاد است که ذات فعل واجد ملاک فعل اخلاقی است. ‌

بررسی و نقد دو مکتب فوق: ادعاهای فوق فی الجمله صحیح است بدین معنا که در تحلیل ملاک فعل اخلاقی باید به منافع دیگران، همچنین مصلحت فعل توجه داشت و با نگاه نخستین و ظاهری، عدم ارتباط مکاتب فوق با دین روشن می‌شود. آنها هیچ نیازی در توجیه اعمال اخلاقی خود به دین ندارند. اما نکته اساسی اینکه برخی از اصول اخلاقی مانند ایثار، فداکاری و از خود گذشتن، مقاومت و ایستادگی در برابر دشمن خارجی و تقدیم جان خود که بعضا توسط سربازان در جنگها ظاهر می‌شود و هر کشوری از آنان به قهرمانان ملی خود نام می‌برد، با مکاتب فوق تبیین ناپذیر است، مکاتب اخلاقی مادی که دین و خداوند را در تبیین اخلاق نادیده می‌انگارند، با کدام ملاک و معیار، مقاومت تا آخرین لحظه زندگی در برابر دشمن را تجویز و اخلاقی می‌دانند؟ ‌

با تحلیل عمیق حتی مکتب «غایت گرایانه همه گروی» که در پی نفع جمعی است، نیز درصورت مخاطره قرار گرفتن نفع شخصی، اعمال فوق فاقد معنی است، چراکه فردی که منافع خود را فدا و تقدیم همه کند، با فرض این است که می‌داند، هیچ نفعی از آن عاید وی نخواهد شد. به تعبیر عقلی و فلسفی، انسان فطرتا طالب نفع خویش است و هر اقدامی که در این جهت باشد، با فطرت و عقل سازگار است و بالعکس، هر فعلی که نفع و بقای انسان را تهدید و یا به خطر بیندازد، با حکم فطرت و عقل ناسازگار است. لذا بعض اصول اخلاق مانند از خود گذشتگی در راه وطن و مردم بنابر مکتب مادی از عقلانیت و معنا تهی است، چراکه در مقابل این عمل هیچ بازیافتی وجود ندارد و تنها محرومیت و از دست دادن است، اما بنابر مکتب خداباورانه در مقابل عمل فوق، بازیافت جاوید در پیش روی قرار دارد و این موجب معنا و عقلانیت می‌شود.

نکته قابل توجه اینکه مدعای این مقال، معنا و عقلانیت بخشی به بعض اصول اخلاقی توسط دین است. درصورت عدم اعتقاد به دین، اصول فوق، معنا و اعتبار خود را از دست خواهد داد و به تعبیر برخی مانند اسکناس بدون پشتوانه خواهد بود. (مرتضی مطهری، فلسفه اخلاق، ص279)

تقوم و برپایی و قیام بعض اصول اخلاقی به اعتقاد به دین و خداوند مورد توجه و تاکید بعضی متالهان غربی و اسلامی قرار گرفته است. رونالد م. گریم در مقاله «اخلاق و دین» در دایره المعارف دین در این باره می‌نویسد: «دسته سومی از فیلسوفان بر این نکته پای می‌فشرند که آرای متافیزیکی و دینی مختلف در تعلیل و تبیین و توجیه تعهدات به زندگی اخلاقی، نقش بسزایی دارند. این صاحبان فکر استدلال می‌کنند که بدون حداقل پاره ای مبانی متافیزیکی یا دینی، تلاش اخلاقی بی معنا است».[3] کانت از نمایندگان برجسته نظریه فوق می‌باشد.[4]

مقاله

نویسنده محمد مهدی تبریزی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
Powered by TayaCMS