دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مکتب عدالت مطلقه

No image
مکتب عدالت مطلقه

كلمات كليدي : مکاتب حقوقی، مکتب عدالت مطلقه، امانوئل¬کانت، ژوزف دومستر

نویسنده : مهدی رجبي اصل

کیفر بزهکاران از پدیده‌های زندگی گروهی است و در هر عصر و اجتماع انسانی دیده می‌شود. از زمانی که پدیده‌ای به نام جرم در این اجتماعات شناخته شد، انسانها به شیوه‌ای به رویاروئی با آن برخاسته‌اند و در هر دوره، واکنش جامعه در برابر جرم با توجه به عقاید و آرای اندیشمندان و مکتبهای فلسفی سنجیده می‌شده و حقوق کیفری سیر تکاملی خود را از دورانهای نخستین آغاز کرده و در قرون اخیر نیز این سیر تکاملی منجر به ظهور مکتبهای مختلفی با افکار و عقاید خاص شده است که مکتب عدالت مطلقه یکی از آن مکاتب است. [1]

آراء و عقاید این مکتب، مبتنی بر چند اصل ثابت اخلاقی است. مهمترین آن، اینکه کوشش انسان برای رسیدن به سعادت وقتی ارزش دارد که به اصول اخلاقی متکی باشد، انسانی که دستخوش شهوت نفس است هرگز نمی‌تواند آزادی حقیقی یا سعادت را بشناسد. بنابراین انسان تکلیف دارد از خیر برین تبعیت کند، پیروی از اصول اخلاقی، انسان را عادل می‌سازد و زندگی عادلانه و خردمندانه غایت حقیقی انسان است. دست اندازی و تعدی به دیگران یعنی خروج از عدالت که با اجرای کیفر دگر باره استقرار می‌یابد. موضوع کیفر اعاده نظم اخلاقی است که بر اثر جرم (گناه) مختل شده است. [2]

پیشگامان و مؤسسین این مکتب:

دو تن از مؤسسین این مکتب، امانوئل‌کانت و ژوزف دومستر هستند که به بررسی افکار و عقاید آنان می‌پردازیم.

امانوئل‌کانت (1804 – 1724م) فیلسوف آلمانی است و از پایه‌گذاران عدالت مطلق به شمار می‌آید؛ بزه از نظر کانت پدیده‌ای است زیانبخش و بزهکار کسی است که دستورهای اخلاقی را زیر پا می‌گذارد در نتیجه نظم اخلاقی جامعه را دستخوش آشفتگی می‌کند. بنابراین کیفر رساندن و تحمل رنج برای اعاده نظم اخلاقی لازم است. او معتقد است که مجازات هدفی ندارد جز آنکه تعادل روانی مجرم را که در اثر ارتکاب جرم به هم خورده مجدداً برقرار می‌سازد. کانت با حدّ قصاص موافق بوده و معتقد است قصاص حد مطلوب اجرای عدالت اجتماعی است به شرطی که حکم قصاص منبعث از تصمیم قضائی باشد و زیاندیده به تنهائی اقدام به اجرای آن نکند.[3]

برای ضرورت بی‌چون و چرای کیفر و پیشگیری از عواقب وخیم عدم اجرای آن، کانت به تمثیل جزیره متروکه متوسل می‌شود و می‌نویسد: «اگر جامعه مدنی با تمایل و رضایت افراد آن فرو می‌پاشید (مرزهائی را تصور کنید که در جزیره‌ای ساکن هستند و تصمیم می‌گیرند از یکدیگر جدا شوند و در دنیای دیگر پراکنده شوند) نخست؛ آخرین آدمکشی که در زندان به سر می‌برد باید به کیفر برسد»[4] یعنی هر چند کیفر آدمکش فایده اجتماعی نخواهد داشت چون دیگر، کسی در آن جزیره متروکه زندگی نمی‌کند و همه آنجا را ترک می‌کنند ولی مجرم باید کیفر ببیند چون نظم اخلاقی را زیر پا گذارده و مستحق عذاب است و در هر حال عدالت باید اجرا شود.

ژوزف دومستر (1821 – 1753م) فیلسوف فرانسوی است. عقاید دومستر همانند کانت بر مبنای عدالت مطلق است. با این تفاوت که در نزد دومستر، نظرات الهی و مذهبی بر نظم او غلبه دارد.[5]

او به مفهوم جبر و سرنوشت جبری انسان اعتقاد دارد و از نظر وی رفتار و کردار انسان را مستقیماً قضا و قدر یعنی علم و اراده الهی پدید می‌آورد انسان از خود اراده و اختیاری ندارد، پروردگار در تمامی شئون زندگی اجتماعی و سیاسی حاضر است – پادشاهان و حکمرانان به نمایندگی از طرف خدا اعمال حاکمیت و اجرای عدالت می‌کنند. اینان با قبول اشتباهات قضائی می‌گویند: «گرچه ممکن است گاهی چنین اشتباهاتی اتفاق بیافتد ولی می‌توان این مجازاتها را نتیجه جرائم و گناهان قبلی متهم که کشف نگردیده و مورد تعقیب قرار نگرفته دانست.»[6]

نقد نظریه عدالت مطلق:

دومستر به مفهوم جبر و سرنوشت جبری انسان اعتقاد داشت و برای انسان اراده و اختیاری قائل نبود. قائلان به اختیار در پاسخ دومستر می‌گویند؛ اگر اختیاری در کار نبود هیچ گونه مسئولیتی نیز مفهوم نداشت.

یکی از منتقدان کانت نیز می‌گوید: تصور اینکه هر معصیتی باید به کیفر دنیوی برسد خطرناک است. زیرا به آسانی به درهم آمیختگی قانون موضوعه با قانون اخلاقی و دینی و نقض آزادی فردی که اساساً محترم است می‌انجامد. و نیز عقاید کانت به تجسس در اندیشه و عقاید افراد می‌انجامد و به جای باز گرداندن عدالت، خود به ایجاد نابسامانی دامن خواهد زد.[7]

مقاله

جایگاه در درختواره حقوق جزای عمومی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
Powered by TayaCMS