دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نقطه امید

No image
نقطه امید

«و هر کس که بر خدا اعتماد کند، او برای وی بس است 1. خدا فرمانش را به انجام رسانده است. به راستی که خدا برای هر چیزی اندازه‌ای مقرّر کرده است.» سؤالات انسان ها از راز و رمز زندگی،بسیار بیشتر از آن است که بتوان آن‌ها را شمرد؛ امّا در این میان بعضی از سؤال‌ها اساسی‌تر و بنیادی تر هستند و شاید سؤال از نقطه تکیه و امید در فراز و نشیب طوفان زندگی در بالاترین درجه اهمیت و حساسیت قرار گرفته باشد. به چه چیز باید دل بست؟ از که باید کمک خواست و به کجا امید باید داشت؟ افراد مختلف بنا به ذوق، آگاهی، ایمان و تجربه خود به سؤال فوق پاسخ های متفاوت می‌دهند. بسیاری ثروت را کلید حلّ معما می دانند و آن را یگانه نقطه خوشبختی و سعادت می‌دانند. گروهی تکیه بر اریکه قدرت را، مایه نجات دانسته،تلاش می کنند با کسب موقعیت بهتر در جامعه بر مشکلات خویش فائق آیند. گروهی کسب علم و معرفت را نردبان ترقی می‌دانند، امّا شاید بعضی دوست داشته باشند بدانند خداوند چه می گوید. او که خالق ماست یعنی تمامی اجزای بدن ما، نیازهای ما، عواطفِ ما، احساسات ما و عقل و شعور ما را آفریده و به تمامی خیر و شر زندگی ما آگاهی دارد و مهربان تر از او کسی نیست و همه دنیا با تمام عظمت و شگفتی‌های آن در دست تدبیر اوست، حرفی دیگر می زند و آن سفارش و تأکید بر تکیه و اطمینان به خود اوست. او در کلام جاودانه خود دوباره این نکته را یادآوری کرده است که: «بر خدا توکلّ کن؛ چرا که خداوند کسانی را که به او توکلّ کنند، دوست می‌دارد. اگر خدا شما را یاری کند هیچ کس نمی تواند شما را شکست دهد و اگر خدا پیروزی را برای شما نخواست، چه کسی قادر به پیروز کردن شماست؟ و البته مؤمنان باید بر خدا توکلّ کنند.»2 توکل به او به معنای نکوشیدن و به دست نیاوردن قدرت و ثروت و کسب علوم نیست که این‌ها اگر از راه طبیعی و در مسیری که خداوند فرموده کسب شوند، مطلوب و مورد رضایت خداوند است.خود او از ما می خواهد که پی کسب و کار برویم، تلاش کنیم و برنامه‌ریزی داشته باشیم، به همنوعان خود کمک کنیم؛ در راه او انفاق کنیم؛خویشتن و جامعه خویش را اصلاح نماییم، و همه این ها اگر ثروت،علم و قدرتی نباشد، محقق نخواهد شد. توکّل به معنای سستی در کار و تنبلی و امور را به تقدیر زمان واگذار کردن، نیست؛ بلکه بدان معناست که در عین حال که انسان به امور مادّی توجه دارد و به دنبال کسب آن‌هاست و برای داشتن یک زندگی سالم و موفق نیاز به امکانات دارد، نقطه امیدش این‌ها نباشند؛ آن‌ها را ابزاری بداند که خداوند در اختیار او گذاشته است و تمام اثر آن‌ها به دست خداست. چه بسا قدرتی که انسان را ذلیل کند و چه بسا ثروتی که آدمی را فقیر سازد، و چه بسا قدرت و ثروت و دانشی که دنیای انسان را آباد، ولی آخرت او را خراب سازد! توکلّ به خدا یعنی به قدرت، لطف، مهربانی و پشتیبانی خداوند ایمان داشتن؛ همه چیز را از خدا دانستن، و در سایه لطف و امداد او با نشاط و امید حرکت کردن. توکّل یعنی اسباب را دیدن، ولی اثر و کارایی اسباب را از خداوند دانستن. با هم آیاتی از قرآن کریم را مرور کنیم که خداوند به سرگذشت سه انسان اشاره می کند که هر یک نمادی از سه گزینه کامل ثروت و قدرت و دانش بودند؛ امّا این‌ها سودی به حالشان نبخشید: قارون، فرعون و هامان. 3 و قارون و فرعون و هامان را [هم هلاک کردیم]. و به‌ راستی موسی برای آنان دلایل آشکار آورد، ولی آن‌ها در آن سرزمین سرکشی نمودند و [با این همه بر ما] پیشی نجستند. و هر یک [ از ایشان] را به گناهش گرفتار [عذاب] کردیم… .» نکته آخر این که: انسان همیشه به دنبال مطلق ها و بی نهایت‌هاست. به دنبال هر چیز که می رود، می خواهد خود را به دریایی برساند که پایانی نداشته باشد. این صفت برخاسته از فطرت و سرشت خداجوی اوست که مطلق و بی نهایت است، امّا چون در این مسیر هوای نفس و آرزوهای دور و دراز ره زنی می کنند، به جای این که او به سرچشمه زلال توحید و قدرت و ثروت و دانش مطلق، یعنی به خدا برسد، به آن چه خود ساخته و پرداخته مشغول می‌شود. از این رو باید گفت: هر کس که به دنبال قدرتی نامحدود، ثروتی بدون زوال و علمی گسترده است، باید به خدا توکّل کند ،او را بشناسد و با او باشد.

  1. سوره طلاق، آیه 3‌. 2. سوره آل عمران، آیه 160. 3. سوره عنکبوت، آیات 39 ـ 40.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
Powered by TayaCMS